خبرگزاری راسک: بحران اقتصادی در افغانستان به سطحی رسیده است که به وضوح نشان میدهد سیستم معیشتی و اجتماعی کشور زیر اداره طالبان تقریباً فروپاشیده است. حدود ۹۰ درصد شهروندان با فقر حاد دستوپنجه نرم میکنند و بسیاری از خانوادهها حتی توان تأمین نان شبانه خود را ندارند. در بسیاری مناطق، یافتن کار روزانه به یک آرزو بدل شده است و شمار زیادی از جوانان که زمین یا شغل دیگری ندارند، مجبورند برای حداقل معاش، ساعات طولانی به کارگری و فعالیتهای روزمزد بسنده کنند. این شرایط نه تنها فشار اقتصادی ایجاد میکند، بلکه باعث تخریب اعتماد عمومی و کاهش امید به آینده شده است.
در کنار فقر، نبود فرصتهای شغلی پایدار و مصئون، بحران را تشدید کرده است. منابع محلی گزارش میدهند که حتی فرصتهای اندک کاری بین تعداد زیادی جوان تقسیم میشود و این نابرابری باعث ایجاد ناامیدی گسترده و افزایش مشکلات روانی و اجتماعی میگردد. در چنین وضعیتی، بسیاری از خانوادهها در تأمین نیازهای ابتدایی خود با مشکل مواجهاند و زندگی روزمرهشان به شدت به دشواری افتاده است.
این بحران در حالی ادامه دارد که طالبان از طریق مالیاتهای سنگین بر بخش خصوصی، غارت کمکهای بینالمللی بشردوستانه، تصرف معادن و منابع طبیعی و سایر عواید، حکومت خود را اداره میکنند. مقامات این گروه با این منابع در سبک زندگی تجملی و رفاهی به سر میبرند و هیچ احساسی نسبت به فقر و بحران انسانی گسترده ندارند. این نابرابری آشکار میان زندگی روزمره مردم و ثروت و رفاه حاکمان، تصویر تلخ و عمیق بیتوجهی به وضعیت انسانی در افغانستان را نمایان میسازد.
شهروندان میگویند که طالبان خود را مسوول وضعیت اقتصادی و انسانی مردم نمیدانند و هیچ اقدام عملی برای بهبود زندگی آنها انجام نمیدهند.
رهبر و مقامهای طالبان بارها اعلام کردهاند که مسوول «رزق و روزی مردم» نیستند و فقر را «از جانب خدا» میدانند. این اظهارات، نمونهای آشکار فرار از مسوولیت است، بهویژه در جامعهای مانند افغانستان که بسیاری به قضا و قدر باور دارند و شرایط دشوار زندگی خود را سرنوشت محتوم میدانند. اما حقیقت این است که تاریخ نشان داده دولتها و حاکمان هستند که میتوانند سرنوشت مردم را شکل دهند و این شرایط را بهبود بخشند، نه اینکه آن را به دست تقدیر بسپارند. این نوع توجیه، در واقع محرومیت سیستماتیک و بیتفاوتی نسبت به رنج مردم را پنهان میکند و امید و اعتماد به آینده را در جامعه کاهش میدهد.
در حال حاضر شهروندان افغانستان تنها به کمکهای بشر دوستانه جهانی چشم دوخته اند، کمکهای از غارت و دستبرد طالبان در امان نمانده و تاکنون مقدار ناچیزی به دسترس آنها قرار گرفته است. با اینحال مردم بازهم از جامعه جهانی و سازمانهای بینالمللی، به ویژه ملل متحد، میخواهند که شرایط دشوارشان را نادیده نگیرند و برای کاهش بحران انسانی و ایجاد فرصتهای شغلی اقدام کنند، زیرا در غیر این صورت، بحران اقتصادی و اجتماعی افغانستان به وضعیتی پایدار و غیرقابل جبران بدل خواهد شد.


