خبرگزاری راسک: پس از ماهها گمانهزنی و افشای اسناد محرمانه مرتبط با نشست موسوم به «کهندژ»، اکنون طرحی گسترده برای اسکان بیش از ۳۰ هزار نفر از ناقلین پشتونتبار در استان بدخشان بهصورت رسمی وارد مرحله اجرا شده است. روزگذشته، منابع محلی و آگاه گزارش دادند که روند انتقال این جمعیت به شهرستان خواهان، یکی از مناطق راهبردی و مرزی در شمالشرق افغانستان، آغاز شده است؛ منطقهای که در امتداد رود آمو و مرز با تاجیکستان است و از نظر ژئوپولیتیکی جایگاهی حساس دارد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، در نخستین مرحله، ده خانواده ناقل در ناحیه «زیر باز» از مربوطات خواهان جابهجا شدند، اما ساکنان محلی با استقرار آنها مخالفت کردهاند. بهدنبال این واکنش، خانوادههای مذکور به منطقهای بهنام «دشتکجی»، در نزدیکی پل آمو و کمیساری مرزی منتقل شدهاند و با برپایی چادر/خیمه، خود را مهاجر معرفی کردهاند. گفته میشود که زمینهای دولتی این منطقه از پیش سروی شده و مقدمات اسکان صدها خانواده دیگر نیز در دست اجرا قرار دارد.
مطالعه روند و محل اجرای این پروژه نشان میدهد که انتقال هدفمند ناقلین به مناطق عمدتاً تاجیکنشین شمال، بخشی از یک سیاست کلان مبتنی بر مهندسی جمعیتی و برنامهریزی قومی است؛ طرحی که توسط طالبان با تمرکز بر «پشتونسازی ساختار اجتماعی افغانستان» پیگیری میشود. آگاهان امور به این باور اند که این پروژه تنها یک برنامه رفاهی برای اسکان مهاجرین نیست، بلکه تلاشی سازمانیافته برای تضعیف نفوذ تاریخی اقوام غیرپشتون در مناطق شمالی است. چنین روندی نهفقط پیامدهای قومی، بلکه نتایجی امنیتی و اجتماعی نیز در پی دارد.
شواهد نشان میدهد این سیاست محدود به بدخشان نیست و در نزدیک به چهار سال گذشته، طرحهای مشابهی در استانهای تخار، سمنگان، فاریاب و غور نیز از سویی سردستههای محلی طالبان در هماهنگی با مقامهای ارگ نشین این گروه در کابل و کندهار اجرا شده است. بهطور مشخص، در مورد اخیر، دهها خانواده بومی در شهرستان دولتیار استان غور بهطور اجباری از خانههایشان بیرون رانده شدهاند. این خانوارها، که برای سالها در آن مناطق زندگی کرده بودند، اما با فشار طالبان مجبور به ترک محل شدند و ملک و زمینهایشان در اختیار ناقلین پشتون قرار گرفته است. الگوی شناختهشدهای که در این روند مشاهده میشود، شامل اخراج جمعیت بومی، واگذاری منابع مسکونی به افراد منتقلشده و تثبیت تدریجی حضور قومی تازهوارد در ساختار جغرافیایی منطقه است.
سیاست انتقال جمعیت از جنوب به شمال افغانستان، پیشینهای بسیار طولانی و تاریخی دارد و ریشههای آن به دوران امیر عبدالرحمان خان، شاه جبار و مستبد در اواخر سده نوزدهم بازمیگردد. در آن دوران، با هدف تحکیم اقتدار حکومت مرکزی و تضعیف ساختارهای قومی بومی، پروژهای سازمانیافته برای انتقال و جابجایی قبایل پشتون به شمال کشور آغاز شد. این سیاست در دورههای پادشاهی، جمهوریت و حتی دولت پساطالبانی در دو دهه دموکراسی و حضور نظامیان غربی در افغانستان نیز با اشکال متفاوت ادامه یافت، اما در قالبهای نرمتری همچون «اسکان مهاجرین»، «کمک به بیجا شدگان» یا «برنامههای بازسازی» ارائه میشد. اما اکنون گروه طالبان که حاکمیت کلی بر افغانستان دارد، تداوم برنامههای ناتمام عبدالرحمان خانی را به بهشکل خشنتری ادامه میدهد که رنگوبوی آشکاری از پاکسازی قومی به خود گرفته است.
نگرانی مردم بومی در استانهای شمال و شمالشرق افغانستان این است که اجرای چنین طرحهایی بدون رضایت و مشارکت مردم، میتواند به ایجاد شکافهای عمیق قومی، تنشهای منطقهای و حتی درگیریهای مسلحانه در این استانها شود. بدخشان، با سابقهای از همزیستی اقوام مختلف، اکنون در آستانه یک دگرگونی جمعیتی و سیاسی قرار گرفته است که میتواند توازن تاریخی قومی آن را بههم بزند.
با وجود این هشدارها، طالبان در موضعگیریهای رسمی خود این سیاستها را بهعنوان راهحلی برای اسکان مهاجرین و کمک به بیجا شدگان توجیه میکند، اما شواهد عینی و شفاف، ماهیت ایدئولوژیک و قومی این طرحها را بهروشنی آشکار کرده است. آغاز انتقال رسمی ناقلین به بدخشان، نه صرفاً یک پروژه اسکان، بلکه بخشی از استراتژی تغییر بافت قومی شمال افغانستان است؛ استراتژیای که اگر مهار نشود، میتواند در آینده نزدیک، کشور را با یکی از پیچیدهترین بحرانهای قومی امنیتی دهههای اخیر مواجه سازد.


