خبرگزاری راسک: کودکانی که روزی در کوچهپسکوچههای ایران یا در حاشیه خیابانها برای یافتن لقمه نانی کار میکردند، حالا تنها و بیکس، از مرزها بازمیگردند؛ گرسنه، تحقیرشده و جدا از خانوادههایی که هنوز نمیدانند فرزندانشان کجایند. به گفته منابع در مرزهای اسلامقلعه هرات و پل ابریشم در استان نیمروز، هر روز بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ کودک بدون همراه از ایران اخراج و وارد افغانستان میشوند.
بر بنیاد گزارشها، این کودکان از سوی نیروهای انتظامی ایران در خیابانها، چهارراهها و حتی سر کوچه خانههای خود بازداشت شده و بدون اطلاع خانوادههایشان به اردوگاههای موقت انتقال داده میشوند. آنگاه پس از چند شبانهروز بیخبری، به مرزها منتقل و به افغانستان بازگردانده میشوند.
یکی از این کودکان، بهادر بیک، ۱۴ ساله است که در مرز اسلام قلعه و تنها و بیکس نمیداند سرنوشت او را به کجا خواهد برد. بهادر بیک میگوید، میگوید از یک «فارم مرغداری» در مشهد بازداشت شده و بدون دریافت حقوق کاریاش به اسلامقلعه اخراج شده است. او روایت میکند:«شش نفر ما را گرفتند. دو نفر فرار کردند. ما را شب در اردوگاه نگهداشتند، فردایش رد مرز کردند.» به گفته این کودک بیخانم، «پولیسها از صاحب فارم حقوقمان را گرفتند و با آن کرایه موتر تا مرز را حساب کردند.»
بهادر اکنون تنها، بیسرپناه و سرگردان در مرز اسلامقلعه است. در بیابان گرم و میان جمعیتی خسته، نه پولی دارد و نه کسی را میشناسد. او میگوید، در اردوگاه تنها یک وعده نان و لوبیا برایش داده شد؛ «پول که پولیس از صاحبکارم گرفت، گفتند برای کرایه موتر است. گفتند غذا دیگر نمیدهیم.»
در همین حال، شماری از خانوادههای مهاجر در شهرهای ایران از ناپدیدشدن ناگهانی فرزندانشان شکایت دارند. آنها میگویند که پسران شان برای خرید نان بیرون رفته اند یا از در فروشگاه کار میکردند و دیگر برنگشتند؛ «چند روز پشت سرهم دنبال شان گشتیم اما یکی خبر شان را از آنسوی مرز برایمان داد.»
نهادهای بینالمللی بارها درباره اخراجهای بدون ضابطه و بازداشت خشونتبار مهاجران افغانستانی، بهویژه کودکان، هشدار دادهاند. اما گزارشها نشان میدهند که روند اخراج کودکان بیهمراه، نه تنها ادامه دارد، بلکه تشدید شده است.
منابع در مرزهای غربی کشور میگویند که روزانه بین ۳ تا ۷ هزار مهاجر شامل زنان، کودکان و مردان از ایران وارد افغانستان میشوند. اکثر این افراد هیچ گونه اسناد هویتی یا پول کافی برای ادامه مسیر ندارند.
حکایت مهاجران از بدرفتاری نیروهای پولیس ایران هولناک و ناراحت کننده است، یکی از اخراج شدگان مرد کهن سال باهمسر ویک دختر است؛ «در تمام مسیر، از ما پول میگرفتند، از هر نفر سه و نیم میلیون تومان، هیچ فرقی نمیکرد بچه باشی یا بزرگ، ره توهین و تحقیر عادت کرده بودیم.»
در میان این تراژدی انسانی، نگرانکنندهترین واقعیت، وضعیت خانوادههاییست که هنوز پشت در خانههایشان چشمبهراه کودکان هستند که هرکز به خانه برنمیگردند؛ بیخبر از اینکه کودکانشان از کوچه به اردوگاه و از اردوگاه به مرز فرستاده شدهاند، بیهیچ نشانی، بیهیچ فرصت تماس.


