نویسنده: عبدالمقیت آریانفر
خبرگزاری راسک: در میان انبوهی از بحرانها، آنچه شاید بیش از همه دل را به درد میآورد، نه صرفاً انفجار یا فقر و گرسنگی، بلکه خاموششدن تدریجی نیمی از جامعه است؛ نیمی که زنان نام دارند.
پس از بازگشت طالبان به قدرت، ما شاهد نوعی حذف سیستماتیک و مرحلهبهمرحلهی زنان از همهی عرصههای حیاتی کشور بودهایم؛ از آموزش و تحصیل گرفته تا مشارکت در اقتصاد، رسانه و اداره. این حذف، نهفقط یک سیاست ناعادلانه، بلکه اقدامی هدفمند برای خاموشکردن صداییست که از عدالت، برابری و انسانیت سخن میگوید.
در افغانستان امروز، دخترانی که روزی آرزو داشتند پزشک شوند، مهندس، معلم یا حتی راننده، حالا در سکوتِ اتاقهای خاموش خانههایشان نشستهاند و به تقویمهایی نگاه میکنند که روز و ماه را بیهدف ورق میزنند. آنها از مکتب بیرون رانده شدند، از دانشگاه محروم ماندند و از محیط کار حذف شدند؛ بدون آنکه جرمی مرتکب شده باشند، جز آنکه زن به دنیا آمدهاند.
آیا این، عدالت است؟
در بسیاری از خانهها، برادران با افتخار از موفقیتهای تحصیلیشان میگویند، بیآنکه به یاد آورند که خواهرانشان حتی اجازه نیافتند امتحان بدهند. مادران با نگرانی نان روزانه را تهیه میکنند، اما از دخترانشان تنها «اطاعت» خواسته میشود. در کوچهها، مردان راه میروند و تصمیم میگیرند، در حالیکه زنان حتی حق ایستادن در صف ادارهای را ندارند.
طالبان مدعیاند که به اصول اسلام پایبندند، اما هیچکدام از این محدودیتها با آموزههای راستین اسلامی همخوانی ندارد. اسلام به زن حق آموزش، کار، مالکیت و مشارکت در امور جامعه داده است. آنچه طالبان انجام میدهند، نه دین، بلکه برداشت متعصبانه و مردسالارانهایست که اسلام را به ابزاری برای تحکیم قدرت مردانه بدل کردهاند.
پیامدهای حذف زنان، فراتر از خود آنان است.
وقتی زنان از تحصیل محروم میشوند، نسل آینده بیسوادتر و آسیبپذیرتر میشود. وقتی زنان از کار محروم میشوند، اقتصاد ملی فلج میشود. و وقتی زنان از تصمیمگیری حذف میشوند، جامعه از تعادل و خردورزی تهی میشود. جامعهای که نیمی از ظرفیت انسانیاش را از کار میاندازد، نهتنها عقب میماند، بلکه بهسوی اضمحلال سوق داده میشود.
آنچه امروز در افغانستان جریان دارد، نوعی «محو هویتی» است؛ نهفقط زنان، بلکه هویت انسانی، مدنی و آیندهساز ما در حال پاک شدن است. دخترانی که باید در صنفهای درسی باشند، حالا در خلوت و خاموشی، به اشکریختن و افسوسخوردن خو گرفتهاند. آنها از همان کودکی یاد گرفتهاند که زنبودن، گناهی نابخشودنیست که باید در برابر آن سکوت کرد.
ما باید سکوت نکنیم.
همهی ما مسئولیم؛ مردان و زنان، داخل و خارج کشور، روشنفکران و مردم عادی. اگر امروز سکوت کنیم، فردا فقط زنان نیستند که حذف میشوند؛ بلکه همهی ما در جامعهای ناقص، فروپاشیده و تهی از معنا زندگی خواهیم کرد. باید یادآوری کنیم که آموزش، کار و مشارکت اجتماعی، نه امتیاز، بلکه حق انسانی است. و هیچ حکومتی حق ندارد این حق را، صرفاً بهدلیل جنسیت، از کسی بگیرد.
اگر خواهری دارید که نمیتواند به مکتب برود، اگر دختری دارید که رؤیاهایش پشت درهای بسته مانده، به جای تطبیق دستورهای ناعادلانه، دستش را بگیرید، صدایش را بشنوید، و اجازه ندهید خاموشی، تنها گزینهی پیش رویش باشد.
زنان افغانستان، بخشی از پیکر این سرزمیناند. حذف آنها، حذف افغانستان است.


