خبر گزاری راسک: اخراج گسترده مهاجران افغانستانی از ایران با وجودی که خوشبینیها را در میان یک طیف از جامعه ایرانی به ویژه آنهای که از پشت عینک نژادپرستانه این موضوع را بررسی میکنند، به وجود آورده است، از جانب دیگر زنگ خطر برای اقتصاد ایران را نیز به صدا درامده است. با شدتگرفتن روند اخراج اجباری مهاجران افغانستانی از ایران، بسیاری از بخشهای اقتصادی این کشور عملا با بحران جدی نیروی کار روبهرو شدهاند؛ بحرانی که به گفتهی شمار زیادی از صاحبان صنایع و شرکتهای تولیدی، اقتصاد نیمهجان ایران را در مسیر فروپاشی قرار داده است.
در هفتههای اخیر، هزاران مهاجر افغانستانی که عمدتاً در مشاغل سخت، طاقتفرسا و کمدرآمد فعالیت میکردند، هدف بازداشت و اخراج گسترده قرار گرفتهاند. این موج اخراجها بهویژه در شهرهای صنعتی و مناطق مرزی، ضربه سنگینی به حوزههایی چون ساختمانسازی، مرغداری، کشاورزی، تولیدیهای کوچک و صنایع خدماتی وارد کرده است.
شماری از مالکان شرکتهای تولیدی، ساختمانی و کارفرمایان بزرگ، با ابراز نگرانی شدید از وضعیت موجود، تأکید کردهاند که این تصمیمات بدون هیچ برنامه جایگزین برای تأمین نیروی کار، فعالیت اقتصادی آنها را فلج کرده است. به گفته آنها، کارگران ایرانی یا تمایلی به انجام این شغلهای طاقتفرسا ندارند و یا توان فیزیکی و مهارت لازم برای انجام آن را ندارند.
در همین حال، پروژههای ساختمانی یکی پس از دیگری متوقف شده، فارمهای مرغداری با کمبود شدید نیروی روزمزد مواجهاند و کارخانهها برای ادامه تولید دچار اختلال شدهاند. برخی از کارفرمایان در ویدئوهایی که در شبکههای اجتماعی، بهویژه اینستاگرام منتشر شده، هشدار دادهاند که کسبوکارشان در آستانه سقوط است، زیرا نیروی کار جایگزینی برای مهاجران وجود ندارد. آنها تأکید میکنند که کارگران ایرانی نه از نظر انضباط کاری و نه توانایی، قادر به پر کردن این خلأ نیستند.
در برابر ادعاهایی مبنی بر اینکه مهاجران افغانستانی موجب بیکاری کارگران ایرانی شدهاند، واقعیتهای میدانی اما چیز دیگری را نشان میدهد. مهاجران افغانستانی در سختترین مشاغل، با کمترین دستمزد و در بدترین شرایط ممکن کار میکردند؛ شغلهایی که بهندرت مورد استقبال نیروی کار داخلی قرار میگیرد.
افزون بر این، مهاجران افغانستانی نهتنها هیچگونه حمایت دولتی دریافت نمیکنند، بلکه حتی برای تأمین وسایل اولیه زندگی، ناچارند کالاهای دستدوم را از بازار داخلی با قیمتهای بالا خریداری کنند. بسیاری از آنها بدون بیمه، قرارداد رسمی یا حمایت حقوقی مشغول به کارند و در موارد متعددی، پس از ماهها کار سخت، دست مزدشان پرداخت نمیشود.
گزارشهای معتبر نشان میدهد که برخی کارفرمایان ایرانی، پس از بهرهکشی چندماهه از نیروی کار مهاجر، از پرداخت حقوق آنها سر باز زده و در هماهنگی با نیروهای انتظامی، آنها را به پولیس تحویل میدهند. این مهاجران نهفقط دستمزد خود را از دست میدهند، بلکه در ادامه، قربانی اخاذی و باجگیری نیروهای امنیتی نیز میشوند.
در حالیکه برخی رسانههای داخلی ایران مهاجران را عامل بیکاری و بینظمی اجتماعی معرفی میکنند، واقعیت این است که کارخانههای نیمهتعطیل، پروژههای متوقفشده و شکایتهای گسترده کارفرمایان از نبود نیروی کار، گویای نقش اساسی مهاجران در پایداری اقتصادی کشور است. حذف این نیروی انسانی، عملاً ایران را وارد مرحلهای از «فروپاشی تدریجی» در برخی صنایع کرده است.
کارشناسان اقتصادی نیز هشدار دادهاند که تداوم این روند، در کنار تحریمهای بینالمللی، تورم فزاینده و رکود داخلی، میتواند ایران را با بحرانی تازه مواجه کند؛ بحرانی برخاسته از خالیشدن میادین کار، نه فقط کمبود منابع یا سقوط ارزش پول.
در چنین شرایطی، ایران بیش از هر زمان دیگر به نیروی کار مهاجر وابسته است. مهاجران افغانستانی سالهاست که در بخشهایی چون ساختمانسازی، کشاورزی، دامپروری، تولید و خدمات شهری نقش حیاتی ایفا کردهاند. اما بهجای ساماندهی قانونی، بهرهبرداری هدفمند و بهرهمندی متقابل از این ظرفیت انسانی، حکومت ایران مسیری معکوس را در پیش گرفته است.
آگاهان اقتصادی داخل ایران بر این باورند که تصمیمگیریهای شتابزده و فاقد رویکرد راهبردی، نهتنها ناکارآمدی دولت را بهوضوح نشان میدهد، بلکه پیامدهای زیانباری برای اقتصاد ملی بهجا گذاشته است. آنها میگویند دولت میتوانست با قانونیکردن اقامت مهاجران، ایجاد بسترهای حمایتی و بهرهگیری از مهارت و تجربه آنها، چرخ اقتصاد کشور را زنده نگهدارد، اما اکنون هم اقتصاد آسیب دیده و هم اعتبار سیاسی کشور در سطح بینالمللی خدشهدار شده است.
برخوردهای تحقیرآمیز، خشونتبار و غیرانسانی نیروهای نظامی و انتظامی ایران با مهاجران که بارها در ویدئوها و گزارشهای رسانهای بازتاب یافته، واکنشهای شدید نهادهای حقوق بشری و بینالمللی را بهدنبال داشته و بیش از پیش جایگاه و اعتبار بینالمللی ایران را تضعیف کرده است.
در حالیکه ایران میتوانست با برنامهریزی منسجم، مهاجران را در چارچوبهای قانونی جذب کرده و از ظرفیت عظیم آنها در راستای بازسازی اقتصادی بهره بگیرد، اکنون در حال از دست دادن یک فرصت تاریخی است؛ فرصتی که به باور آگاهان امور اقتصادی در ایران شاید به این زودیها تکرار نشود.


