خبرگزاری راسک: در پی افزایش فقر گسترده، فروپاشی نظام آموزش، و کمبود فرصتهای شغلی برای خانوادهها، شمار کودکان کارگر در افغانستان بهگونهی نگرانکنندهای رو به افزایش است. کودکانی که بهجای نشستن در صنفهای مکتب، اکنون بر زمینهای داغ و زبالهزارهای شهر زانو میزنند تا لقمه نانی برای خانوادههایشان فراهم کنند. این کودکان، قربانیان نظامیاند که نه تنها خدمات آموزشی و اجتماعی را از میان برده، بلکه با سیاستهای سرکوبگرانهاش، چرخه فقر را گستردهتر ساخته است. امروز در کوچههای شهرهای افغانستان، صدها کودک در حالی دیده میشوند که کیسههای پلاستیکی در دست دارند، چشم به زمین دوختهاند و از میان زبالهها و آهنپارهها نان میجویند.
یکی از این کودکان، نسیم ۱۴ ساله است که نانآور اصلی خانوادهاش شده است. او با صدایی شکسته میگوید: «پدرم معتاد است و ما هیچ سرپرستی نداریم. فقط من، مادرم و برادرم با هم هستیم. برادرم را به مکتب روان کردیم، من میآیم کار میکنم. دلم میشکند، ولی شب که نان به خانه میبرم، اندکی خوشحال میشوم.» در حاکمیتی که رسانهها را خاموش و فعالیت نهادهای مدنی را فلج کرده است، صدای کودکان کارگر کمتر شنیده میشود. برخی از این کودکان حتی بهدلیل گدایی بازداشت و زندانی میشوند. هارون، کودک دیگری، ۱۱ روز را در بازداشت سپری کرده است: «به ما گفتند که اگر به شهر نیایید، پول میدهیم، ولی هنوز هیچ چیزی ندادهاند.»
ساحل، کودکی دیگر از ولایت ننگرهار، میگوید که مادرش او را به کابل فرستاده تا کار کند و مخارج خانواده را بپردازد. او اضافه میکند: «برادرم هم قبلاً آمده بود، حالا برگشته و من آمدم جایش را بگیرم. از حکومت میخواهم که برای ما کار ایجاد کند و زمینه آموزش را فراهم سازد.» اما این حکومت چیزی نیست جز ساختار سرکوبگرانهای بهنام طالبان، که بهجای برنامهریزی برای حمایت از نسلهای آینده، با محدودیت و تحقیر بر زندگی آنان سایه افکنده است. بهرغم فاجعه انسانی، ادارههای مربوطه هیچ آماری از کودکان کارگر ارائه نمیکنند و به شعارهای خالی بسنده میکنند.
سخنگوی وزارت کار و امور اجتماعی تنها گفته است که گویا تیمهایی را برای نظارت گماشتهاند تا کودکان در کار شاقه بهکار گرفته نشوند. اما خیابانها، کارخانهها، میدانهای زباله و دوکانهای شهر، همه گواه زندهای بر شکست این ادعاست. بر بنیاد آمار صندوق حمایت از کودکان ملل متحد (یونیسف)، بیش از یکسوم کودکان افغانستان مجبور به انجام کارهای شاقهاند. همچنین گزارش اداره هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل (اوچا) در سال گذشته نشان میدهد که حدود ۱۹ درصد کودکان در کشور، بهجای رفتن به مکتب، مشغول کارند.
این کودکان، نسل خاموش افغانستاناند؛ قربانیان نابرابری، سیاستهای تبعیضآمیز، و بیعدالتی ساختاری که در سایه سلطه طالبان، نه تنها سرنوشتشان بلکه حق زیستنشان هم تهدید شده است.
فقر و بیسرنوشتی در افغانستان: کودکان کارگر، قربانیان فراموششده نظام طالبانی


