RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
مقاله های تحلیلی

محدثی: افغانستانی‌ها ایران را عقب می‌برند، فروتن: این نژادپرستی است، نه نقد علمی

Published ۱۴۰۴/۰۴/۱۷
SHARE

خبرگزاری راسک: در روزهای اخیر، انتشار نوشته‌ای از دکتر حسن محدثی، استاد جامعه‌شناسی ایرانی، درباره مهاجران افغانستانی در ایران، واکنش‌های گسترده‌ای در میان جامعه دانشگاهی و کاربران شبکه‌های اجتماعی برانگیخت. این نوشته با عنوان «انسان‌گرایی قلابی: ورود میلیون‌ها مردم طالبان‌آفرین، جنایتی علیه ایران است» نگرانی‌هایی درباره پیامدهای فرهنگی و اجتماعی مهاجرت افغانستانی‌ها به ایران مطرح می‌کند. در پاسخ به این مطلب، شمس‌الرحمن فروتن، جامعه‌شناس افغانستانی، با انتشار یادداشتی مفصل به نقد دیدگاه‌های محدثی پرداخته و آن را نژادپرستانه، غیرعلمی و توهین‌آمیز توصیف کرده است.
انسان‌گرایی قلابی: وارد شدن میلیون‌ها مردم طالبان‌آفرین، جنایتی علیه ایران است
نویسنده: حسن محدثی گیلوایی
۱۴ تیر ۱۴۰۴
برخی از حضرات چپ و غیرچپ، در این روزها، در اثر اخراج افغانستانی‌ها یا اخراج غیرانسانی و نامطلوب افغانستانی‌ها، انسان‌گرایی‌شان شکوفا شده است. اما از نظر من، این انسان‌گرایی قلابی است؛ زیرا به‌جای این‌که گریبان حکومت را بگیرند، به روشن‌فکران و اهل فرهنگ ناسزا می‌گویند. بسیاری‌شان خود را به نفهمی می‌زنند و نقد ما را به ورود غیرقانونی میلیون‌ها مهاجر افغانستانی، هم‌دستی با حکومت جمهوری اسلامی جا می‌زنند؛ همان حکومتی که راه را برای ورود میلیون‌ها نفر از مردم افغانستان به کشور گشود. اما حرف من و امثال من روشن است: کشور نیاز به سیاست مطلوب و درست مهاجرپذیری دارد، و این شیوه‌ی تغییر ترکیب جمعیت ایران از یکی از آسیب‌زاترین جمعیت منطقه، غیرقابل‌قبول است.
افغانستان در دهه‌های اخیر با فرهنگ خاص خود، طالبان آفریده است. من و امثال من خیلی صریح و روشن اعتراض داریم به ورود میلیون‌ها عضو از جمعیت طالبان‌آفرین. دست‌کم روندی از بررسی صلاحیت مهاجر باید وجود داشته باشد. ما نمی‌خواهیم فرهنگ و جامعه‌ی ما دوباره به عقب برگردد و میلیون‌ها نفر از مردمانی که از نظر فرهنگی به اعصار کهن تعلق دارند، وارد کشور شوند. کشور ما وارد عصر پسادینی شده است. آن را به عقب برنگردانید!ما با هیچ گروهی از مردمان سر ستیز نداریم. با افغانستانی‌های عزیز هم دشمنی نداریم اما نمی‌خواهیم ترکیب جمعیتی ایران به نفع دنیای سنت تغییر یابد. جامعه‌ی ما وارد جهان مدرن شده است. سلوک و فرهنگ بسیاری از اعضای جامعه‌ی ما مدرن شده است. به‌عنوان مثال، نگاه انسان ایرانی به زن و فرزند و فرزندآوری و دین و تعلیم و تربیت و حکومت و مبانی اطاعت‌گری و دنیای جدید و بسیاری چیزهای دیگر عوض شده است. هزینه‌های زیادی پرداخت کرده‌ایم تا چنین تحولی رخ بدهد. ورود میلیون‌ها انسان افغانستانی، جامعه‌ی ما را به عقب می‌برد و هزینه‌‌‌های تاریخی و اجتماعی و فرهنگی و حتی امنیتی بزرگی به کشور ما تحمیل می‌کند.
اگر این سخنان من شما را ناراحت می‌کند، باکی نیست. اگر از وضع انسان افغانستانی در ایران ناراحت هستید، اگر از نحوه‌ی اخراج‌شان ناراحت هستید، به‌جای ناسزاگویی و فحاشی به اهل فرهنگ، حکومت را هدف بگیرید یا دست‌کم آستین بالا بزنید و برای‌شان اقدامی بکنید. ناسزاگویی و فحاشی به روشن‌فکران و کارگزاران فرهنگی ایرانی، نمایش‌گر قلابی بودن انسان‌گرایی شما است. ما افغانستانی‌ستیز و مهاجرستیز نیستیم. من اصلاً ملی‌گرا هم نیستم. من فقط به این جامعه و اکنون و آینده‌اش می‌اندیشم و با دست‌کاری جمعیتی آن به‌جد و به‌شدت مخالف‌ام و خطاب‌ام هم به حکومت و مدیران آن است. من با صدای بلند می‌گویم: با ورود میلیون‌ها نفر از مردم طالبان‌آفرین به کشورم مخالف‌ام و این شیوه‌ی مهاجرپذیری را بسیار مخرب و خطرناک می‌دانم.

پاسخ شمس‌الرحمن فروتن
نقد بر فرمایشات یک جامعه‌شناس
نویسنده: شمس‌الرحمن فروتن، جامعه‌شناس افغانستانی

دکتر حسن محدثی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، کسی که من واقعاً برایش اخلاص زیادی داشتم، اخیراً در یک نوشته مملو از توهین و تعصب که متن آن نیز در صفحه «خبرگزاری راسک» منتشر شده است، مردم افغانستان را «طالب‌پرور»، «طالب‌آفرین» و «مردمان از اعصار کهن» تعریف کرده و آن‌ها را تهدیدی برای تحول و تکامل جامعه ایران خوانده است. هرچند این متن را جناب دکتر محدثی نوشته‌اند، اما این نوع نگاه در واقع نگاه غالب در بخش‌هایی از جامعه ایران نسبت به مهاجرین افغانستانی است. بنابراین، هرچند مخاطب ظاهری من جناب دکتر هستند، اما مخاطب واقعی من همان بخش از جامعه ایران است که نسبت به مهاجرین افغانستانی چنین تفکر و تصوری دارند.

دکتر محدثی گرامی را درود،
دکتر معزز؛ واقعیت این است که نظرات شما درباره مهاجرین افغانستانی مصداق عینی فاشیسم افراطی است. من روی موضوعات فاشیستی کارهای میدانی زیادی کرده‌ام. نژادپرستی از این وحشتناک‌تر نمی‌شود. نژادپرستی در درون‌مایه‌ی شما به شدت شعله‌ور است. حرف‌های شما با آن فحش‌هایی که در کوچه و خیابان‌های تهران علیه افغانستانی‌ها گفته می‌شود، از لحاظ ذاتی تفاوت فاحشی ندارند، اما شما شکل و شمایل آن‌ها را اندکی با نام و نشان روشنفکری و دانشگاهی تزیین کرده‌اید. بنابراین می‌توان گفت که در واقعیت امر، حرف‌های شما از آن افرادی که در یکی از ایستگاه‌های قطار در تهران با سیلی به سر و صورت یک انسان بی‌گناه افغانستانی می‌زنند، بسیار مخرب‌تر است. شما هم می‌توانید مانند بقیه نژادپرست باشید، اما لطفاً عبای «روشنفکری» و «انسان‌دوستی» را بر تن نکنید. حرف‌ها و نوشته‌های‌تان از درون باورهای یک انسان نشأت می‌گیرد که در آن یک شخصیت به‌شدت تخریب‌گر نهفته است.
زمانی که کورش کبیر را می‌کوبیدید، همیشه برایم سؤال بود که چرا دکتر چنین حرف‌هایی می‌زنند! بعدها متوجه شدم که اندکی تعلقات پان‌ترکیستی دارید. می‌دانم که این موضوع را هم نمی‌پذیرید، اما مردم عمل‌تان را می‌بینند، نه سخن‌تان؛ با کورش مشکل دارید، با اسلام مشکل دارید، با مسلمان مشکل دارید، با زبان فارسی مشکل دارید، با فارسی‌زبان‌ها و افغانستانی‌ها مشکل دارید؛ همه را تخریب می‌کنید و اسم آن را هم می‌گذارید نقد! دکتر جان؛ باری نشنیده‌ام که الهام علی‌اف را نقد کرده باشید! ایرانی‌ها چوب را از الهام علی‌اف می‌خورند اما برخی از آن‌ها عقده‌های‌شان را بر سر افغانستانی‌ها تخلیه می‌کنند. طبق تمام آمارهای تأیید شده و گزارش‌های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، کمک کشور آذربایجان به اسرائیل در حمله به ایران یک امر قطعی و مسلم است. طبق برخی آمارها، ۸۰ درصد از حملات اسرائیل به ایران با استفاده از فضا و زمین کشور آذربایجان صورت گرفته است؛ اما در مقابل آن‌ها سکوت کرده‌اید و باری هم یک نقد کوچک ننوشتید!
از طرف دیگر، کارگردانان پروژه صهیونیسم، اتهام جاسوسی را به افغانستانی‌ها می‌بندند و شما این «سخن کثیف» را قبح‌زدایی می‌کنید! رئیس‌جمهور پان‌ترکیست شما به آذربایجان تشریف بردند تا قبر پدر علی‌اف را زیارت کنند! اما علی‌اف این حرکت آقای پزشکیان را نوعی ضعف تلقی کرده و حتی ایشان را تا سر قبر پدرش همراهی هم نکرد! بجز اشتراکات پان‌ترکیستی، چه چیزی باعث می‌شود که آدم سر قبر پدر علی‌اف برود؟ در غیر آن، پدر علی‌اف نه مرجع علمی بود و نه دینی و نه غیره! در همین اجلاس چند روز قبل باکو هم، شرایط همین‌طور بود. آقای پزشکیان از پیشانی دشمنان ایران بوسه می‌زد. دشمن شما آذربایجان است، نه افغانستان. اگر نمی‌توانید چیزی بگویید و زورتان نمی‌رسد، لطفاً سکوت کنید و افغانستانی‌ستیزی نکنید. افغانستانی هیچ‌وقت برای اسرائیل جاسوسی نمی‌کند، اگر جاسوسی کرد، صد درصد مطمئن باشید که دست‌کم از لحاظ فرهنگی افغانستانی نیست. افغانستانی‌ها دشمن ایران نیستند، بلکه برعکس، دوستان ایران و ایرانی هستند. در همین روزهای سخت‌تان، بدون در نظر گرفتن همه تفاوت‌ها، یک‌دست در کنار‌تان ایستاده‌اند.
دکتر گرامی؛ لطفاً با این ادبیات نژادپرستانه و زننده‌تان از افغانستانی‌ها دشمن‌تراشی نکنید. درست است که دست افغانستانی‌ها زیر سنگ است، اما این دشمن‌تراشی‌ها پیامدهای وحشتناک دارد. جامعه افغانستان «طالب‌آفرین» نیست. «طالب‌آفرین» و «طالب‌پرور» جامعه غرب‌زده و دولت فاشیست و علی‌اف‌پرست و سرگردان خود شماست. خائنان ملی مانند رضا پهلوی‌ها فقط در جامعه ناهنجار و بی‌سامان شما پیدا می‌شوند. قاتلان سریالی مانند بیجه‌ها فقط در فرهنگ به‌اصطلاح مدرن مورد نظر شما پرورش می‌یابند. یادتان هست که چند نفر از جامعه شما شایعه کرده بودند بیجه «افغانی» است؟ واقعیت این است که اتفاقاتی که در بخش‌هایی از جامعه از اسلام بریده و «مدرن‌شده» شما رخ می‌دهد، در هیچ جای جهان در این حد وجود ندارد. نگاه کنید به این نوشته روزنامه دنیای اقتصاد که گفته است:
«در کشور خودمان چند قاتل سریالی معروف داشته‌ایم: اصغر قاتل، خفاش شب، سعید حنایی، بیجه و… از قاتلان زنجیره‌ای تاریخ معاصر. غلامرضا خوشرو که به خفاش شب مشهور شد، جان ۹ زن را گرفته بود و سعید حنایی یکی دیگر از قاتلان سریالی معروف است که طی یک سال، ۱۶ زن را به قتل رسانده بود. بیجه هم اعتراف کرده بود که ۱۷ پسربچه و پنج مرد را بعد از لواطت به قتل رسانده است.» (دنیای اقتصاد، ۳/۲/۱۴۰۰) شاید مثال ملموس‌تر، تحقیق خود شما و خانم عتابی درباره «زنان شوهرکش» باشد؛ زنانی که از گوشت همسران‌شان قورمه‌سبزی درست می‌کردند و خانواده همسرشان را دعوت می‌کردند و به آن‌ها می‌خوراندند! من حاضرم به شما قسم بخورم چنین اتفاقی در بی‌وجدان‌ترین و وحشی‌ترین جوامع بشری در این حدو با این شکل وجود ندارد. این فقط یک مثال بود؛ اندکی تحقیق کنید، نمونه‌هایی را در همین فرهنگ مدرن‌شده‌تان پیدا می‌کنید که نظیرش در هیچ دوره تاریخی و هیچ نوع فرهنگ دیگری پیدا نمی‌شود.
چنین توحشی را نه تنها در میان «مردمان از اعصار کهن» بلکه حتی در مردمان از عصر بوغ هم نمی‌توان پیدا کرد! با چنین توصیفی، «مدرنیته» مورد نظر شما هم چندان افتخاری ندارد و منجر به ناهنجاری‌ها و نابسامانی‌های اجتماعی وحشتناک شده است.
دکتر گرامی؛
طالب در جامعه شما و در زیر چتر حمایتی شما پرورش یافت. ما از طالب عبور کرده بودیم؛ طالب را شما به ما برگرداندید. ملا منصور، رهبر قبلی طالبان، در کشور شما کشته شد. ملا هبت‌الله، رهبر فعلی طالبان، تا همین اواخر در کشور شما حضور داشت. در حال حاضر، ده‌ها مشاور از کشور شما در دم و دستگاه حاکمیت ملا هبت‌الله تشریف دارند و به ایشان مشوره می‌دهند. شما اولین کشوری بودید که به طالب‌ها سفارت دادید و سفیر آنها را پذیرفتید. در غیر آن، مهاجرین افغانستانی در ایران حدود چهل سال است که به‌صورت آرام زندگی می‌کنند و هیچ‌کسی، هیچ طالب‌آفرینی از آن‌ها ندیده است. آن‌ها تمام وقت مصروف زحمت‌کشی و کار بوده‌اند و فکر و فرصت طالب‌آفرینی را نداشته‌اند.
دکتر گرامی؛
جامعه‌ی شما نه تنها در این عرصه که در سایر عرصه‌ها طالب‌پرور است. طالب یعنی افراط؛ همین حرف‌های افراطی و نژادپرستانه‌ی شما کاملاً طالبانی است. غرب‌زدگی افراطی و ازخودبیگانگی افراطی که روشنفکرانی چون شما را تسخیر کرده است، و متأسفانه این تفکر مسخ‌شده را به جامعه ایران القا می‌کنید، تفکری کاملاً طالبانی است. بنابراین، لازم نیست که با این کلمات غیرمتمدنانه، جامعه‌ی ایران را به توحش در مقابل مهاجرین افغانستانی تشویق کنید. رفتارهایی که امروزه برخی ایرانی‌ها، اعم از مردم یا مسئولین، در مقابل مهاجرین افغانستانی انجام می‌دهند، روی انسانیت را سیاه کرده و اسلامیت نیز از شرم، سر در گریبان فروبرده است. این رفتارهای شرم‌آور و زننده، فقط در قالب یک توحش افسارگسیخته جدید یا همان «تحول» مورد نظر شما، فقط در خاک پاک ایران قابل انجام است.
شما باید بپذیرید که بخش‌هایی از جامعه‌ی شما در توحش، دست‌کم از طالبان ندارند. توحش یعنی چه؟ توحش یعنی نادیده‌گرفتن ارزش‌های اسلامی، انسانی و قوانین بین‌المللی؛ چیزی که این روزها در کشور شما به‌صورت افراطی انجام می‌شود. طبق همه قوانین بین‌المللی، رفتارهای فعلی برخی مدیران و مأموران دولت جناب پزشکیان و بخشی از مردم ایران در مقابل مهاجرین افغانستانی، ناقض همه کنوانسیون‌های بین‌المللی است و مصداق عینی توحش فرهنگی، اداری و اجتماعی محسوب می‌گردد. حالا یک عده پهلوی‌زاده و هیتلراندیش‌های ایرانی، مردم مظلوم افغانستان را در برخی کوچه‌ها و خیابان‌های جرم‌پرور تهران، اصفهان، یزد و… کتک‌کاری می‌کنند و شما این جنایت‌ها را تئوریزه می‌کنید و فتوای طالبانی می‌دهید! البته با ریش‌تراشیده، کت‌ و شلوار شیک و نام و نشان دانشگاهی!
دکتر گرامی؛
یک نگاه هم به شرایط مهاجران ایرانی در کشورهای خارجی بیندازید و مطالبات حقوقی و قانونی آن‌ها را نیز درک کنید، و سپس در مورد مهاجران قضاوت کنید. در حال حاضر، حدود هشت میلیون ایرانی که اکثراً مهاجران رفاهی هستند و دلیل موجهی برای پناهندگی ندارند از امتیازات مهاجرتی و پناهندگی کشورهای دیگر استفاده می‌کنند. آیا راضی هستید و راضی هستند که به‌صورت فله‌ای به ایران برگردانده شوند؟ آیا راضی هستید که مانند مهاجران افغانستانی در ایران، کرامت انسانی‌شان لگدمال شود؟ یقیناً نه. ظاهراً هنوز هیچ درسی در مورد جهانی شدن و پیامدهای آن تدریس نکرده‌اید. به باور من، مهاجرت حق طبیعی همه انسان‌هاست و همه جوامع متمدن بشری مکلف به رعایت اصول اخلاقی و قانونی نسبت به سایر مهاجران هستند.
یک نکته در باره فرمایش دیگر‌تان خدمت‌تان عرض کنم: «مردمان از اعصار کهن»! اگر کهنگی منفور باشد، منفورتر و کهنه‌تر از تفکر نژادپرستی ندیده‌ام. اما اگر منظور شما حفظ ارزش‌های فرهنگی و تاریخی باشد، که قطعاً افغانستانی‌ها کهنه هستند، و این کهنگی مایه افتخار است. بلی، بسیاری از مردم افغانستان به ارزش‌های فرهنگی و تاریخی‌شان محکم و معتقد هستند: به قرآن‌شان، به پیامبرشان، به امام ابوحنیفه و امام جعفرشان، به حافظ‌شان، سعدی، مولانا، فردوسی، سنایی‌شان، به خواجه عبدالله، مولانا جامی و دیگر بزرگان‌شان سخت معتقد هستند. این‌ها را فقط برای پز دادن یا فال گرفتن استفاده نمی‌کنند، یا اینکه در اشعار حافظ و مولانا به دنبال واژه‌های «پیاله» و «می» نمی‌گردند. تفکر اسلامی این افراد عملاً در رفتار و کردارشان جریان دارد.

چه کهنگی با عزتی! این بزرگان مسلمان، معتقد و دیندار بوده‌اند، و مردم افغانستان هم معتقد و دیندار هستند. مردم افغانستان در این مسیر، چند میلیون شهید، زخمی و آواره داده‌اند. اما برعکس، در جامعه‌ی مورد نظر شما، غرب‌زده‌ها این افراد را برای دکوراسیون می‌خواهند. این دکوریزه‌کردن الگوهای سالم تاریخی، هویتی و فرهنگی باعث شده است که بخش‌هایی از جامعه ایران را دچار سرگردانی، ناهنجاری و حتی بی‌وجدانی کند. این همان مرحله‌ای است که در شعار افتخارآمیز شما متبلور شده است؛ یعنی «پسادینی» شدن جامعه ایران و ترس از بازگشت این جامعه به عرصه دینداری با حضور افغانستانی‌های دیندار!
دکتر جان؛
شک ندارم که کتاب «آناتومی جامعه» اثر فرامرز رفیع‌پور را خوانده‌اید. احتمالاً «نو بودن» و «مدرن بودن» مورد نظر شما در این است که افراد در موقع خروج از ایران و یا افغانستان، فرهنگ، تاریخ، لباس و ارزش‌های‌شان را در داخل دستشویی هواپیما دفن کنند و سپس به‌اصطلاح «مدرن‌شده» وارد یک کشور دیگر شوند! دکتر گرامی؛ لطفاً همه باورها و ارزش‌های خودتان را معیار و الگوی سالم تعریف نکنید. یادم می‌آید که دکتر عبداللهی می‌گفت: جامعه ایران یک جامعه ناهنجار است که از سنت بریده و به مدرنیته نرسیده است. با این روش می‌توان گفت که جامعه افغانستان، یک جامعه متعهد به ارزش‌ها از جمله سنت‌ها و ارزش‌های دینی خویش است. یعنی همان اسلام؛ اسلامی که به ایران و همچنین به زنان و مردان ایرانی عزت بخشیده است. در میان راه‌های پر زرق و برق و فریبنده ارائه‌شده در جامعه ایران، اگر راه درستی باشد، قطعاً راه کسانی است که به اسلام و ارزش‌های آن معتقد هستند و در این مسیر فداکاری کرده‌اند. آنچه مایه افتخار است، همین است و بس.
لطفاً عزت ایران و ایرانی را در اسلام و مفاخر اسلام‌اندیش آن جست‌وجو کنید، نه اندیشه‌های صادراتی شرق و غرب؛ در غیر آن، مجبور هستید مانند فیلیپینی‌ها، با مینی‌ژوپ‌های رنگارنگ پهلوی‌گراها در هتل‌های دبی مهمانداری کنید. خاک پاک ایران مدفن نیاکان ما و پایگاه هویت، فرهنگ و تاریخ ماست. از همه ایرانی‌هایی که در این سال‌ها و در این روزها در جایگاه درست تاریخ ایستاده‌اند و بر اساس اقتضای انسانیت و اسلامیت‌شان برای مهاجران افغانستانی کمک کرده‌اند، سپاس‌گزار هستم و سعادت آن‌ها و سرزمین‌شان آرزوی همه ماست.
ایران و ایرانی‌ها را به شدت دوست دارم، اما انسانیت را خیلی بیشتر.

شمس‌الرحمن فروتن، جامعه‌شناس افغانستانی
این هم لینک مطلبی که در آن معروف‌ترین قاتلان سریالی ایران را به معرفی گرفته است؛
https://tinyurl.com/yml4rf5z

Shams Feruten ۱۴۰۴/۰۴/۱۷

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
کشته‌شدن دو نیروی جبهه‌ی مقاومت ملی در استان کاپیسا
افغانستانرویدادهای خبری

کشته‌شدن دو نیروی جبهه‌ی مقاومت ملی در استان کاپیسا

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۲/۱۲/۲۰
ایران و پاکستان در یک روز، ۸۴۷۶ مهاجر افغانستانی را اخراج کردند
واکنش جدی زنان معترض افغانستان به طرح «موزاییک» سازمان ملل
واشنگتن به زودی ارسال کمک‌های بشردوستانه را به غزه از طریق اسکله‌ی شناور آغاز می‌کند
طالبان: تلاش‌ها برای رهایی زوج بریتانیایی از زندان هنوز به پایان نرسیده است
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?