خبرگزاری راسک: کمیسیون دوحزبی ویژه جنگ افغانستان، که از سوی کنگره آمریکا مأموریت یافته، امروز با شنیدن خاطرات و تحلیلهای مستقیم سربازان دوران «سرج» (افزایش نیروها در پایان ۲۰۰۹ تحت مدیریت باراک اوباما) تلاش میکند تا تصویر واقعی میدان نبرد را در گزارش نهایی دو ساله خود منعکس نماید. این جلسه بخش مهمی از بررسی ۲۰ سال حضور نظامی در افغانستان است و بر آن است تا درسهای راهبردی و اجرایی را برای آینده استخراج کند. کمیسیون که هماکنون در نیمه راه خود قرار دارد، گزارش موقت را در اگست منتشر خواهد کرد و گزارش پایانی را تا اگست ۲۰۲۶ ارائه میدهد. در روز جمعه گذشته، شمبلا چاداری و کالین جکسون رهبران کمیسیون با جمعی از سربازان حاضر در عملیات سرج دیدار کردند تا دریابند تصمیمسازان در واشنگتن چقدر با واقعیت دشواریهای میدان کنار آمدهاند. چاداری گفت: «شنیدن مستقیم تجربۀ کسانی که مسیرهای لجستیکی پیچیده را از پاکستان تا افغانستان طی کردهاند، بازتاب بیواسطهای از فاصله استراتژی با عملیات واقعی بود.»
نکته مهمی که از این شنیدهها برمیخیزد، تأثیر منفی تکرار مأموریتها بر روحیه و ثبات نیروها است. همچنان که یکی از ژنرالهای حاضر صریح گفت: «پدرم فقط میپرسید چرا من نُه بار باید به افغانستان میرفتم.» همزمان، رؤوس جدی کمیسیون به چگونگی همکاری با نیروهای افغانستانی، زمان آغاز آموزش و مسئولیتسپاری و مؤثر بودن ساختار موجود توجه خاص دارند. آنها میخواهند دریابند آیا مدل اجراشده کارآمد بود یا نیاز به چارچوبی متفاوت و مستحکمتر اقدامات امنیتی وجود داشته است. در جریان صحبتهای سربازان و فرماندهان، یک مؤلفه پررنگ بود: همه تأکید داشتند که «همهمان فقط میخواستیم بهترین کاری را انجام دهیم.» این عبارت نشاندهنده تجربه مشترک تلاش و اشتراک مسئولیت میان صف و ستاد بود فارغ از اختلافات داخلی ساختاری که در طول جنگ وجود داشت.
تا امروز، این کمیسیون ۱۱۴ مصاحبه انجام داده و چندین جلسه عمومی و محرمانه برگزار کرده است. انتظار میرود گزارش نهایی به حجم نزدیک به ۶۰۰ صفحه باشد رقمی شبیه «گزارش کمیسیون ۱۱ سپتامبر». یکی از بزرگترین چالشهای این کمیسیون، وسعت دامنه بررسیش است: به جای تمرکز محدود بر اشتباهات خاص، کمیسیون قصد دارد تمامی زوایای جنگ، از ابتدای تهاجم تا سرج و خروج، را شامل شود؛ با تمرکز بر موفقیتها و شکستها، نه فقط تعیین مقصر . رفتن به میان خاطرات میدانی و تحلیلهای راهبردی، نشان میدهد که این پروژه قصد دارد هم برای استراتژیستها و هم برای کسانی که سالها در این جنگ حضور داشتند، مفید و قابل استفاده باشد. همانطور که کولین جکسون اشاره کرده، چالش آنست که «گزارشی نه کاملاً متنمحور و نه کاملاً میدانی باشد، بلکه ترکیبی درست از تحلیل تصمیمات و بازتاب تجربیات باشد.»
سربازان امریکایی: جنگ افغانستان را بهتر از جنرالان درک کرده بودیم


