خبرگزاری راسک: افغانستان، کشوری که سالهاست زیر سایهی جنگ و بحرانهای پیچیده فرو رفته، امروز به چنگ طالبان افتاده است؛ گروهی که نه فقط منفعت و امنیت این کشور را نمیخواهد بلکه همچون ابزاری در دست پاکستان، خواستههای استراتژیک اسلامآباد را در منطقه پیش میبرد. طالبان که مدعی حکومت مستقلاند، در حقیقت زیر سلطه و حمایت مستقیم دستگاههای اطلاعاتی و نظامی پاکستان قرار دارند و این وضعیت، پرسش بزرگ استقلال و حق حاکمیت ملی افغانستان را به شکلی بیرحمانه زیر سوال میبرد. طبق گزارشهای سازمانهای اطلاعاتی غربی، اسناد متعدد دیپلماتیک و تحقیقات سازمانهای مستقل حقوق بشری، پاکستان با استفاده از سازمان اطلاعات ارتش خود (ISI) و حمایتهای مالی و نظامی گسترده، طالبان را دوباره زنده کرده است. این گروه که پس از سقوط رژیم قبلی تا حدی تضعیف شده بود، با پشتیبانی اسلامآباد نه تنها به قدرت بازگشته، بلکه اکنون نقش دستنشانده و نیابتی پاکستان را ایفا میکند.
ایالات متحده آمریکا، سازمان ملل متحد و بسیاری از نهادهای امنیتی جهان بارها هشدار دادهاند که پاکستان از طالبان به عنوان یک ابزار استراتژیک برای اعمال نفوذ و پیشبرد اهداف خود در افغانستان و منطقه استفاده میکند. در اسناد فاششده، روشن است که برنامهریزیها و فرماندهی اصلی طالبان در پاکستان شکل میگیرد و فرماندهان این گروه در خاک پاکستان آموزش میبینند و تجهیز میشوند. مسئلهای که قلب هر شهروند آزاده و وطنپرستی را به درد میآورد، این است که رهبران اصلی طالبان در طول دو دهه گذشته و اکنون نیز، تماماً در خاک پاکستان زندگی کردهاند و زندگی میکنند. آنها در آنجا خانههای مجلل، مدارس و تجارتهای پرسود دارند؛ گویی افغانستان برایشان تنها زمینی است که از آن برای تحقق اهداف خارجی بهرهبرداری میکنند، نه سرزمینی که باید برایش جان فدا کنند. این رهبران که با پول و حمایت پاکستان زندگی آسوده دارند، هر روز علیه جمهوریت افغانستان دست به حملات تروریستی زدهاند و مردم را به خاک و خون کشیدهاند. امروز نیز، دهها وزیر کلیدی طالبان خانههای خود را در پاکستان حفظ کردهاند و خانوادههایشان در امان آنجا زندگی میکنند. این واقعیت دردناک نشان میدهد که طالبان بههیچوجه حامی ملت افغانستان نیستند بلکه نوکرانی وفادار برای قدرتی خارجی به شمار میروند.
مقامات پاکستانی به شکلی آزاد و بیمحابا در افغانستان رفتوآمد میکنند و نقش کلیدی در سازماندهی سیاستها و استراتژیهای طالبان دارند. حضور فعال مهندسان پاکستانی در تمامی بخشهای حساس اطلاعاتی طالبان، نه یک مسئله مخفی، بلکه حقیقتی آشکار است که بارها توسط منابع بینالمللی تأیید شده است. عساکر سازمان اطلاعات پاکستان (ISI) عملاً در صفوف طالبان جای گرفتهاند و در جریان عملیاتهای نظامی این گروه نقش مستقیم و فرماندهی دارند. نمونه بارز این دخالت، ورود رئیس ISI پاکستان به صحنه جنگ پنجشیر در اوایل درگیریها بود؛ جایی که وی به طور مستقیم جنگ علیه مقاومت پنجشیری را طراحی و هدایت کرد. سیستمهای نظارتی، امنیتی و اطلاعاتی طالبان به طور کامل تحت کنترل و فرماندهی ISI پاکستان است و این نهاد اطلاعاتی قدرتمند اسلامآباد تمامی امور افغانستان را مدیریت میکند، چنانکه افغانستان به شکلی آشکار همانند «صوبۀ سرحد پنجم» پاکستان اداره میشود.
علاوه بر این، چندین والی طالبان که به رهبری استانها منصوب شدهاند، طبق اسناد مستند اتباع پاکستانی و حتی اعضای فعال و تحت امر سازمان اطلاعات پاکستان هستند؛ موضوعی که عمق نفوذ اسلامآباد در این گروه و عمق وابستگی طالبان را بیش از پیش روشن میسازد. افغانستان اکنون دیگر کشوری مستقل نیست؛ بلکه به معنای واقعی کلمه تبدیل به «ولایت پنجم» پاکستان شده است؛ عنوانی که نه فقط یک عبارت کنایی، بلکه واقعیتی تلخ است که تحلیلگران برجسته و سیاستمداران بینالمللی نیز به آن اذعان دارند. طالبان به عنوان دستپروردۀ پاکستان، در مسیر اهداف اسلامآباد حرکت میکنند و سیاستهای داخلی و خارجیشان بیشتر از اینکه منافع ملی افغانستان را در نظر داشته باشد، منطبق با سیاستهای استراتژیک پاکستان است. از سرکوب وحشیانهی حقوق بشر گرفته تا نابودی آزادیهای مدنی و محدود ساختن زنان و اقلیتها، طالبان تصویری تاریک و خشن از حکومت را ارائه میدهند که در حقیقت سایۀ پاکستان بر سر افغانستان را نمایانتر میسازد. این گروه، که با تکیه بر حمایت خارجی قدرت یافته، هیچگاه نخواسته است و نمیتواند حاکمیتی مستقل و مشروع بر افغانستان اعمال کند.
طالبان با خودخواهی تمام، ارزشهای انسانی و آرمانهای استقلال افغانستان را قربانی منافع کوتاهمدت و استراتژیک پاکستان کردهاند. رفتارهای سرکوبگرانه و نقض گسترده حقوق زنان، محدود کردن رسانهها و حذف هر گونه صدای مخالف، تنها بخش کوچکی از کارنامه سیاه این گروه است. نهادهای بینالمللی حقوق بشری بارها تأکید کردهاند که طالبان به عنوان ابزار پاکستان، نه تنها استقلال افغانستان را پایمال کردهاند، بلکه در ایجاد بحرانهای انسانی و امنیتی به نحوی مستقیم دست دارند. هر روز که طالبان در قدرت باقی میمانند، افغانستان بیشتر به خاکی تبدیل میشود که در آن صدای آزادی خاموش و مردم از ابتداییترین حقوق خود محروماند. از همه شواهد و مستندات موجود اینگونه برمیآید که افغانستان دیگر کشوری مستقل نیست؛ بلکه قلمرویی است تحت کنترل و نفوذ پاکستان و طالبان، که همکاران سرسخت و بیچون و چرای این کشورند. طالبان نه حاکم حقیقی افغانستان، بلکه ابزاری هستند برای پیشبرد اهداف اسلامآباد و سرکوب کامل آرمانهای ملی مردم افغانستان.
این وضعیت نه تنها مصیبت بزرگی برای مردم افغانستان، که برای تمام منطقه و جامعه جهانی یک تهدید جدی است. اگر جهان بخواهد به صلح و ثبات در این منطقه دست یابد، باید نخست نفوذ پاکستان بر طالبان و نقش مخرب این گروه را به صراحت به چالش بکشد و به مردم افغانستان فرصت دهد تا سرنوشت خود را مستقلانه رقم بزنند.


