خبرگزاری راسک: پس از فرار نظامی آمریکا از افغانستان، دو قدرت بزرگ جهانی، چین و روسیه، تلاشهای خود را برای گسترش نفوذ در این کشور تسریع بخشیدهاند. این در حالی است که طالبان، با سیاستهای سرکوبگرانه و ناکارآمد، بستر لازم را برای تبدیل افغانستان به میدان رقابتهای ژئوپلیتیک خارجی آماده ساختهاند. ضعف حکومتداری و فروپاشی نهادهای دولتی زیر سلطه طالبان، زمینه را برای هرگونه مداخله بیرونی مساعد کرده است. چین با دیدگاه اقتصادی و منفعتمحور، تمرکز خود را بر استخراج منابع زیرزمینی افغانستان گذاشته است. در همین راستا، قراردادی ۲۵ ساله میان شرکت نفتی CAPEIC چین و طالبان امضا شده تا منابع نفت حوزهی آمودریا استخراج شود. این توافقنامه که با وعده سرمایهگذاری صدها میلیون دالری همراه است، اما هیچ تضمینی برای سوددهی به مردم افغانستان ندارد. طالبان در این میان نهتنها پاسخگو نیستند، بلکه شریک خاموش معاملاتیاند که منافع آن به جیب گروه کوچکی میرود، در حالیکه مردم افغانستان زیر خط فقر زندگی میکنند.
چین در تلاش است تا افغانستان را در پروژههای بزرگ منطقهای خود مانند «کریدور پنجکشوری» بگنجاند. این پروژه، افغانستان را به چین، ایران، تاجیکستان و قرقیزستان متصل میسازد؛ اما پرسش کلیدی این است: در کشوری که طالبان به جای منافع ملی، به فکر مشروعیت خارجی و بقای گروهی خود هستند، چه ضمانتی برای استفاده واقعی مردم از این پروژهها وجود دارد؟ طالبان افغانستان را از یک دولت مستقل به گذرگاهی بیصدا بدل کردهاند که فقط سودش به دیگران میرسد.
روسیه نیز در رقابت با چین، بیشتر از زاویه امنیتی به افغانستان نگاه میکند. در ماه مه ۲۰۲۵، مسکو پیشنهاد همکاری با طالبان برای مبارزه با شاخه خراسان داعش را مطرح کرد. اما آیا گروهی که خود سابقه طولانی در حمایت از خشونت دارد، میتواند متحدی قابل اعتماد در جنگ با تروریزم باشد؟ واقعیت این است که حضور طالبان، نهتنها تهدید داعش را از بین نبرده، بلکه فضا را برای رشد دیگر گروههای افراطی نیز مساعد ساخته است. روسیه در حال بررسی حذف طالبان از فهرست گروههای تروریستی خود است و بهتازگی سفیر آنان را در مسکو به رسمیت شناخته. این اقدام درحالی صورت میگیرد که هیچ نشانهای از تغییر در سیاستهای سرکوبگرانه طالبان دیده نمیشود. گروهی که زنان را از تحصیل، کار و زندگی اجتماعی محروم کرده و اقوام غیر پشتون را زیر فشار قرار داده، اکنون با مهر تأیید برخی کشورهای قدرتمند روبهرو است. این روند نهتنها تأسفبار، بلکه زنگ خطر برای منطقه و جهان است.
در مجموع، رقابت چین و روسیه برای گسترش نفوذ در افغانستان، به شکل مستقیم از خلأ قدرت ناشی از سلطه طالبان بهرهمند شده است. گروهی که با سیاستهای غیرملی و افراطی، افغانستان را به کشوری بیصدا، بیثبات و آمادهی مداخله تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، مردم افغانستان نهتنها در تعیین سرنوشت خود سهمی ندارند، بلکه بهای سنگین این رقابتها را با فقر، سرکوب و انزوا میپردازند.
رقابت چین و روسیه برای نفوذ در افغانستان؛ طالبان میدان بازی یا مهره سوخته؟


