لیدل هارت مورخ نظامی و استراتژیست بریتانیایی در باب پیروزی کامل معتقد است که هیچ پیروزی واقعی وجود ندارد بلکه بازندهی مشترک وجود دارد. مگر اینکه طرفهای در گیر خردمندانه به یک توافق رضایتبخش تن دهند. او میگوید مدعیان پیروزی در جنگ محاسبهای قطعی برندهگی و پیروزی دچار فرافکنی شدهاند. چون با تفکر پیروزی قطعی بذرهای یک جنگ تازهای را میپاشند. او عمدهترین دلیل این اندیشه را در دو مسأله بررسی و پیشبینی میکند:
الف- رهبران نظامی-سیاسی، با محاسبهای پیروزی نهایی دچار خود بزرگبینی میشوند. در ایام پیروزی خویش دشمن خودرا خوار و ذلیل میشمارند. اینجا است که دشمن تحقیر شده عقده و کینهی بر دل میگیرد در کمین جبران شکست خودش میشود. اگر رهبران فاتح برای دشمن خود حرمت بگذارند بهتحقیر و توهین و انتقامجویی متوسل نشوند. پس از شکست بادشمنشان برخورد متعارف و انسانی داشته باشند در این صورت رفتار رهبران پیروز و حاکم سبب حرمت و رضایت نسبی دشمن شکسته خورده میشود. و تحرکات و انگیزهای مقاومت و ایستادگی در دشمن شکست خورده میمیرد و یا نهایتاً کم و کاهش پیدا میکند. چنانکه در این زمینه سانتزو استراتژیست چینی هم توصیههای مشابه و تاکیدی جدی برای فرماندهان میدان نبرد دارد. او توصیه میکند، هرگز تمام گذرگاهی عبوری را برای دشمن مسدود نکنید که از ترس، انگیزهای مقاومت و ایستادگی بهگونهای مضاعف و ناباورانه در برابر تان افزایش مییابد. حتا سبب شکست شما میشود.
ب- انتقامجویی پسا پیروزی: لیدل هارت باورمند است که پیروزی بهسان سرابی در بیابان است که جنگ طولانی را بهوجود میآورد. میل به انتقامجویی طبیعی در میان فاتحان بسیار بالا است. اگر رهبران این حس انتقامجویی و انگیزه انتقام را در میان نیروهایی تحت امر خویش مهار و کنترل نکنند، بیش از همه بهخود انتقام گیرنده آسیبهایی گسترده و زیانباری وارد میشود که نهتنها سر آغاز یک جنگ دیگر است، بلکه جبرانش ناممکن است.
انتقامجویی نیروهایی فاتح چرخه تازهای از انتقامجویی را بهراه میاندازد از همینرو دولتمردان عاقل و خردمند با ورود بهدروازه فتح و ظفر عفو عمومی را بهعنوان یک نسخهی درمان بر تمام دردهای پیشین و همچنان مصونیت و رضایتمندی همگان رندانه تجویز میکند. این نسخهی درمانی و روانشناسانه، سبب اطمینان و آرامش نسبی جمعی میشود. هرچند تا مدتی نیروهایی مغلوب با مسأله عفو عمومی با شک و تردید برخورد میکنند. عملکرد نیروهایی فاتح باگذشت هر روز اعتماد جمعی را در میان نیروهایی مغلوب و شکست خورده تقویت مینماید. رفتار اخلاقی و متعارف نیروهایی فاتح سبب جلوگیری از بروز جنگ احتمالی دوباره میشود.
اما اگر پیروزی رژیم خودکامهای تکقومی طالبانی را در آینهی نظریهی لیدل هارت محاسبه کنیم. قطعاً رویکرد رفتاری و عفو عمومی گروهی طالبان وارونه بوده است، بر خلاف تمام رویکردهای اخلاقی-اسلامی در این چهار سال عمل کردهاند.
پس از اعلام عفو عمومی تا همین اکنون دهها تن را بهجرم وابستگی بهنظام پیشین شکنجه، زندانی در نهایت بهرگبار بستهاند. دهها انسان دیگر بهکشورهای همسایه، مناطق دور و نزدیک بعد از حاکمیت طالبانی مهاجر و آواره شدهاند.
حس انتقامجویی در میان رژیم طالبان آنچنان وحشتناک است، حتا کسانی از زندانهای مخوف طالبان بیرون شدهاند روایتهای غمناکی کردهاند که مو بر تن آدمی راست میشود.
حس انتقامجویی و کینهورزی گروهی تروریستی نسبت بهنیروهایی نظام پیشین انگیزهای مقاومت و جنگ را تقویت کرد. مردم از روی ناگزیری و برخورد نامتعارف و ناجوانمردانهای هیولایی قومی مجبور و ناگزیر بهمقاومت شدهاند. حالا چهار سال شده است که باگذشت هر روز صفوف نیروهایی مخالف طالبان گستردهتر میشود. نارضایتی اجتماعی به اوج حقارتباری خودش رسیده است. با این وضع مطمئناً در سال جاری برخی حلقات و گروههای دیگر علیهی استبداد طالبانی اعلام حضور خواهند نمود. قیامهای مردمی در کلان شهرها قابل پیشبینی است. اعتراضات خیابانی زنان کشور بهدلیل بهحاشیه رفتنشان از تمام عرصههای سیاسی، اجتماعی، مسدود شدن مکاتب و دانشگاهها مواردی دیگری است که پسا حاکمیت طالبانی زنان باوجود تهدیدات جدی پیوسته از خیابانها سنگر مدنی و دادخواهی ساختهاند. اینها در نتیجهی عملکرد انتقامجویانهی گروهک قومگرا و فاشیستی بود که جامعهای ستمدیدهی مارا در یک بن بست دشوار، حقارت تاریخی، نابخشودنی و جبران ناپذیر قرار داده است.
توهم پیروزی کاذب رژیم خودکامهای قومی در محاسبهی لیدل هارت


