RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
اخبارادبیاتافغانستانتاریخیمقاله های تحلیلی

سرنوشت نامعلوم نسخه­‌های خطی در افغانستان

Published ۱۴۰۲/۰۱/۲۴
نسخه‌های خطی
SHARE

سید عوض­علی کاظمی

آنچه تاکنون تاریخ مکتوب و شفاهی سرزمین ما از گذشته­های دور با خود انتقال داده، نشان می­دهد که حکومت‌گران افغانستان همواره با کتاب و میراث مکتوب تمدن پارسی رویۀ خوب نداشته است، این نوع سیاست فرهنگی سبب شده که در کنار آثار چاپی، مهم­ترین میراث تمدنی این ملت؛ یعنی نسخه­های خطی؛ حد اقل در صد سال اخیر بالاترین صدمه را ببیند؛ به قول مایل هروی هیچ‌گاهی سرنوشت و پروندۀ«زندانیان فرهنگ»(یعنی نسخه های خطی) به­طور دقیق برای علاقمندان زبان پارسی و جهانیانی در جستجوی ارزش‌­های شرقی به معرفی گرفته نشده است.

این‌گونه سخنان دردمندانه سال­ها پیش از سوی محققان مطرح شده است؛ ولی هنوز که هنوز است، ما آمار دقیق در اختیار نداریم، بیست سال تحول جدید که همۀ امکانات در اختیار حکومتداران بود، هیچ‌گاهی تصمیم برای احیای میراث مکتوب گرفته نشد و تغییر چشم گیری در وضعیت کتابداری بوجود نیامد؛ هنوز معلوم نیست که در کتابخانه­­های دولتی و شخصی کشور چه تعداد از نسخه­های خطی وجود دارد، در تحولات نیم سدۀ اخیر چه عنوان­هایی به بیرون از کشور چاقاق شده و یا در اثر جنگ­های خانمان­سوز مجاهد نامان خون‌خوار حریق شده و از بین رفته است، اما هر از گاهی رسانه­ها و نهادهای بین‌المللی از قاچاق نسخه­های خطی و میراث مکتوب افغانستان در بیرون از کشور خبر می­دهد، این معلومات ناقص مرا واداشت تا احساساتم را پیرامون این بی‌توجهی با عاشقان زبان پارسی شریک نمایم و از دردهای بنویسم که درمانش باید قبل­ترها صورت می­گرفت امروز ما شاهد از دست دادن صدها عنان نسخۀ ارزشمند متعلق به کشور نمی­بودیم.

از گذشتۀ بسیار دور اگر بگذریم در میان حکومت­گران صدسال اخیر کسی که به عنوان یک مسوول برزگ­ترین خیانت را در حق میراث مکتوب انجام داده، محمدگل خان مهمند هست، مردی که در دوران حکومت محمد نادرشاه به عنوان رییس تنظیمیه شمال مقرر شد؛ براساس گفتۀ دکتر مهی‌الدین مهدی از زبان مردمان شمال کشور، این مرد فرهنگ­ستیز، 3400 نسخۀ خطی را به بهانۀ ایجاد کتابخانۀ عامه در ولایت فاریاب در حضور مردم آتش زد و گنجینۀ بزرگ خطی آن دیار را نابود ساخت، به ادامۀ آن در دوران چهل سالۀ حکومت محمدظاهر شاه هم کارهای فرهنگ­ستیزی کماکان ادامه داشت، از میان عناصر فرهنگ هیچ طرحی برای نسخ خطی و کتاب، بویژه فهرست و آماربرداری صورت نگرفته است، تنها در دوران خلق و پرچم بود که تصمیم برای فهرست­نگاری نسخه­های خطی در کشور آغاز گردید، در طی چند سال دو جلدی هم منتشر گردید؛ اما بعد از آمدن مجاهدین این کار کاملاً متوقف شد، نه تنها کاری در این زمینه صورت نگرفت بلکه طبق گواهی شاهدان عینی، صحنه­های ویرانی در کابل بسیاری از نسخه­های خطی و اسناد تاریخی در جنگ‌های کابل به بیرون از کشور قاچاق شد هزاران جلد کتاب و مجله های علمی در حمام­ها و بخاری­ها مرکزگرمی به آتش کشیده شد؛ در دور اول حکومت طالبان هم وضعیت کتاب و کتابداری وخیم­تر از دوره­های قبل شد، در نوامر 1997 یونسکو، این گروه را به سوزاندان 55 هزار جلد کتاب از جمله نسخه­های خطی کم‌یاب در شهر پل‌خمری شمال کشور متهم کرد.

وقتی حکومت جدید بوجود آمد امید وجود داشت که شاید کار فرهنگی صورت گیرد؛ ولی متأسفانه نه تنها کاری صورت نگرفت بلکه متولیان امور فرهنگی آدم­های متخصص انتساب نشدند بلکه کسانی برگزیده شدند که نه تنها دوستدار فرهنگ نبود بلکه کارهای ضد کتاب هم کرد، در دنیای مدرن امروز که تعدادی از کتاب­ها شهرت جهانی دارد و مورد پذیرش ملل دنیاست، در دوران وزارت کریم خرم، در نیمروز به آب انداخته شد؛ نه تنها این گونه عمل‌کرد مورد پی‌گرد قرار نگرفت بلکه در اثر بی­کفایتی وزیر اطلاعات و فرهنگ، آن زمان کتابی هم در توجیه این عمل ضد فرهنگ توسط یک عده نادان به نگارش در آمد. این‌گونه برخورد با میراث مکتوب سبب شده که در صد سال اخیر از قافله پیشرفت جهانی به عقب بمانیم، زیرا جهان گام‌های بلندی در این راستا برداشته­اند ما هنوز از تعداد نسخ خطی در کتابخانه­های مان خبر نداریم. در حالی‌که کشورهای آسیایی از جمله جمهوری اسلامی ایران، ترکیه و سازمان­های تحقیقی و پژوهشی غرب سال­هاست که نسخه­های خطی را دانه به دانه شناسایی و فهرست نگاری کرده می­کنند، صدها هزار نسخه تا کنون به روش­های مختلف فهرست گردیده که با کوتاه­ترین زمان یک محقق می­تواند به آن دسترسی داشته باشد و از قدامت، تعداد و کیفیت آن باخبر گردد.

اما متأسفانه کشوری که هر ازگاهی سردم‌دارانش خود را صاحبان تاریخ چند هزار ساله می­داند نه کاری در زمینۀ این تاریخ کرده و نه فرهنگ آن، بلکه فقط در حد شعارهای میان‌تهی بسنده است، ولی در بعد عملی هنوز آماری ابتدایی از عنصر مهم تمدنی؛ یعنی کتاب و نسخه­های­خطی در اختیار ندارند ویا شاید هم نمی­خواهند که باخبر گردند؛ چون خود را در لابلای آن آثار نمی‌یابند؛ اگر کسی بپرسند به رخ هم نمی‌آورند که این عنصر فرهنگی در انتقال تمدن بشری چه قدر نقش اساسی دارد و باید از آن با بن جان نگهداری و حفاظت شود؛ اما حفاظ نشده است، دلیلش این است که این کشور از بیماری به­نام تعصب، جهل و روابط همواره رنج می­برند، براساس این چنین عنعنۀ ناپسند کسانی هم که به عنوان مسؤلان فرهنگی در مهم­ترین نهادهای چون آرشیف ملی و کتابخانه­های عامه در بیست سال گذشته گماشته شدند اکثراً به دلیل نداشتن تخصص کافی رابطۀ خوب با کتاب و بویژه نسخ خطی نداشته­اند، حتی بسیاری شان سواد کافی هم نداشتند چه رسد به شناسایی نسخۀ خطی؛ به همین سبب هیچ کاری تازه­ای در بیست سال گذشته، در زمینۀ فهرست و آمار نسخه‌های خطی شاهد نیستیم؛ این مسوولان بی­کفایت به­جای کار عملی همواره به حرف­های پوچ و آمارهای من­درآوردی در رسانه­ها اکتفا کرده­اند، به طور نمونه در آغاز دهۀ نود یک خانم بنام معصومه نظری رییس آرشیف ملی افغانستان بوده، هزاران پوف و پتاق در صفحۀ فیس‌بوک خود در رابطه با نسخ دارد، اما زمانی­که به گذشته علمی او مراجعه می­کنیم می­بینیم که وی در زمان مسوولیت این نهاد مهم، در حد لیسانس سواد داشته و بعداً در سال 1400 خورشیدی از پایان‌نامه خویش در رشتۀ ترمیم نسخ خطی در دانشگاه علامه طباطبایی دفاع کرده و تمام کارش یک مقاله مستخرج از پایاننامه دارد؛ درحالی‌که این نظر را بسیاری از محققان و استادان دانشگاه تأکید دارند که آدمی در حد سواد کارشناسی صلاحیت تصحیح و شناخت  دقیق از نسخه­های خطی را ندارد، پس قطعاً این آدم‌های که با واسطه یک نهاد تخصصی را تصاحب می­کند قطعاً از زیر بار کار تخصصی نسخه شناسی و فهرست متون برآمده نمی­تواند، اما اینکه با وجود ده­ها شخصیت علمی و استادان با تجربۀ زبان و ادبیات فارسی دانشگاه­ها این چنین اشخاصی رییس آرشیف ملی می­شده، خدای حق می­داند و مسؤلان درجه اول حکومتی آن زمان. آدم­هایی که بعد از آن این مسوولیت خطیر را به عهده گرفتند چنین چندان روزگاری نداشتند، حتی به آن اندازه اولی هم کاری نکردند، همین بزرگوار در مصاحبۀ با بی‌بی‌سی فارسی در ۱۳ سرطان۱۳۹۴ آمار نسخه‌های خطی را 7500 نسخه گفته است؛ از عدم فهرست‌نگاری نسخه­ها در این مرکز سخن به میان آورده، ولی مشکل را به گردن کسانی دیگر و نبود متخصص شناسی انداخته است، ولی این را نفهمیده که این متخصصان را کی باید جذب و تربیه می­کرد.

این آمار با گفته­های شخصیت­های فرهنگی در افغانستان مطابقت ندارد که هیچ بلکه  از زمین تا آسمان فاصله دارد، طوری‌که در یکی مقاله­ای دکتر عبدالاحمد جاید در سال 1992 در لندن به زبان انگلیسی منتشرکرده که بعداً توسط عبدالستار الحلوجی به زبان عربی تحت عنوان« المخطوطات الاسلامیه فی الافغانستان» ترجمه شده است، از این مقاله در فهرست نسخه­های خطی کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی استفاده شده، طبق این مقاله آمار نسخه­های خطی در کتابخانه‌های افغانستان را بیست هزار(20000) نسخه گفته و بیشتر از 12000 آن متعلق به آرشیف ملی است؛ اگر  به اینها دقیق شویم یک تفاوت فاحشی را میان این دو آمار می­بینیم در حالی‌که آمار اولی بعداً تهیه شده، با آمار دکتر جاوید بیست سال فاصله دارد باید نسخه­های بیشتری توسط خریداری و جمع می­گردید ولی این کار نشده که هیچ، بلکه 4500 نسخه کمبود دیده می­شود/ از طرف دیگر منابعی که در این زمینه وجود ندارد همه ناقص است؛ مثلاً سرژ دولوژیه بورکوی فرانسوی، در سال 1964 فهرستی از نسخه­های خطی افغانستان به شمول کتابخانۀ محمد ظاهر شاه، منتشر کرد که در آن 1590 نسخه فهرست شده است، ولی در داخل کشور تا آن زمانی کاری چشم­گیری صورت نگرفته بود، بعدها در دوران حکومت دموکراتیک خلق، کار فهرست­نگاری نسخه­های در آرشیف ملی آغاز گردید، دو جلد آن توسط محمد اعظم افضلی و محمد انور نیر، بین سال­های 1363 تا 1367 تهیه شده، منتشر شد، در این دو جلد که شامل سه بخش می­شود، 1012 نسخه از میان هزاران عنوان براساس الفبا فهرست و نشر گردید ولی از آن زمان به بعد کار در این نهاد کاملاً متوقف شده است؛ اما در بیرون از وزارت فرهنگ و آرشیف ملی، اشخاصی همانند گویا اعتمادی، نجیب مایل هروی، آصف فکرت، سید محمد عارف موسوی نژاد، عبدالحی حبیبی، زلمی هیوادمل، پوپلزایی، صالح پرونتا، عارف نوشاهی، محمدتقی دانش پژوه، فهرست هایی از نسخه­های افغانستان بیرون داده که تعداد اندکی را شامل می­شود.

این آمارها دقیقاً تأیید­کننده گزارش رسانه­های ملی و بین‌المللی است که از سرنوشت نامعلوم و قاچاق و فروش اسناد خطی در افغانستان حکایت دارد، هر از هرگاهی تیترهای تکان دهنده رسانه­ها چشم و گوش افغانستانی­های در غفلت و فرهنگیان دردمند را به خود معطوف می­سازد، مثلاً در 9 حوت 1399 طلوع نیوز از قاچاق صدها نسخۀ خطی در هر سال از کشور خبر داد و از زبان ناشران آورده بود که قاچاق‌بران حتی به در خانۀ مردم رفته نسخه‌ها را به بهای اندک می­خرند و به بیرون از کشور انتقال می‌دهند، ویا سایت پیام آفتاب در 21 سرطان 1387 گزارشی را تحت عنوان «فروش نسخه­های خطی در افغانستان به خاطر فقر» منتشر کرد، در آن گزارش آمده که اکثر نسخه­ها به کشورهای اروپایی انتقال یافته است. آخرین گزارشی هم که رسانه ها از وضعیت مظلومانه نسخه­های در افغانستان به نشر رسید، گزارش رادیوی دری از قاچاق نسخه­های خطی در اروپا بود، این خبر تحت عنوان« قرآن‌های خطی سرقت شده افغانستان در اروپا حراچ می­شود» نشر شد، در این گزارش آمده است که ده­ها نسخۀ خطی باستانی، شامل نسخه­های خطی قرآنی کمیاب پس از سرقت از افغانستان در شهرهای اروپایی به حراج گذاشته شده بودند که با مداخلۀ یک گروه تحقیقاتی مورخان قطر از فروش آنها جلوگیری شده است. همین قسم گفته شده که شبکۀ هیمایا با همکاری اینترپل، سازمان جهانی گمرک و تیمی مستقر در کتابخانۀ دوحه، چندین نسخۀ خطی را برای فروش در مراسم­های حراج بین‌المللی شناسایی کرد که بین سال­های 2016 تا 2019 به سرقت رفته. ولی آرشیف ملی افغانستان هرگز اعلان سرقت نکرده است. براساس این گزارش مجموعۀ 6 هزار قرآن گران‌بها از دورۀ تیموری با اجزای تزئینی منحصر به فرد نیز به سرقت رفته است.

چون نسخه­های ارزشمندی در کتابخانه­های افغانستان وجود داشته و دارد که از قدامت بیشتر و کیفیت بالا برخوردار است، از خط کوفی در سده های نخست اسلامی گرفته تا نسخه­های منحصربه فرد تذهیب شدۀ دورۀ تیموری و بعد ازآن را دربر می­گیرد، ولی طبق گفته­های فرهنگیان تعدادی از نسخه­های که در فهرست بورکوی آمده، فعلا از سرنوشت آن خبری نیست، ممکن سرقت شده ویا از بین رفته باشد.

ارزش این نسخه­ها زمانی مشخص می­شود که تفاوت آن با نسخه­های دیگر در نظر گرفته شود، این عملاً در عرصۀ تحقیق ثابت شده است که آثار کمیابی در افغانستان بوده و هست که در دیگر جاها وجود ندارد؛ این را میتوان از نوشتۀ دکتر یدالله جلالی پندری- استاد بزرگوارم در دانشگاه یزد دریافتم، وی در مقاله­ای تحت عنوان« نسخه­ای جامع از دیوان حکیم سنایی غزنوی» به معرفی نسخۀ می‌پردازد در 1002 ق نوشته و فعلاً در کتابخانۀ ملی وجود دارد، ضمن تأیید جامع بودن این نسخه از نسخۀ موزه کابل نیز یاد می‌کند که در قرن ششم نوشته شده، 109 غزل بیشتر از نسخۀ کتابخانۀ ملی تهران دارد، این تفاوت بیان‌گر اهمیت این نسخه هست، همین قسم طبق ادعای مسوولان پیشین آرشیف ملی قدیم‌ترین نسخۀ خطی کلیات سعدی در این نهاد نگاه‌داری می­شود که 9 سال بعد از وفات شیخ اجل کتابت شده است.

تفاوت­هایی که این نسخ­های با نسخه­های شناسایی شده در دنیا دارد برای تصحیح متون کاملاً قابل تأمل هست و نشر آنها کمک بزرگی در راستای دست­یابی به متن­های انتقادی خواه کرد؛ اما حالا در شرایطی که اکثر مراکز فرهنگی، ناشران کتاب­فروشی­ها کارشان از رونق افتاده اند؛ هیچ امیدی برای کار فرهنگی و بخصوص فهرست­نگاری؛ تهیه آمار و نگه‌داری از نسخه­های خطی وجود ندارد، این مردم هستند که نسبت به ارزش­های فرهنگی شان باید هوشیارانه عمل کنند، نسخه­هایی را که سال‌ها از پدران زحمت­کش و فرهنگ دوست به ارث برده اند نباید در بدل پول­های ناچیز در اختیار قاچاق‌بران قرار دهند تا باشد که شاید روزی اوضاع فرهنگی سامان یابد و محققان و نسخه­شناسانی سراغ این زندانیان رفته، پروندۀ شان ورق زده، احوال شان را خواهند گرفت، ولی اگر بی­توجهی بیشتر ازاین صورت گیرد، شاید آن روز خیلی دیر باشد که فرهنگیان برای از دست دادن و نابود شدن یک اثر با قدمت هزار ساله اشک حسرت بریزند، پس باید هوشیار باشیم که از دست دادن سرمایه­های فرهنگی قابل جبران نیست.

Shams Feruten ۱۴۰۲/۰۱/۲۴

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
حامد کرزی خواستار افزایش همکاری‌های دهلی‌نو در بخش آموزش شد
افغانستانرویدادهای خبری

حامد کرزی خواستار افزایش همکاری‌های دهلی‌نو در بخش آموزش شد

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۲/۱۲/۱۷
بریتانیا: تصمیم اخیر طالبان، یک شکست غم‌انگیز دیگر است
۱۰ جریب زمین دیگر در استان قندز غصب‌شده اعلام شد
برکناری غیرپشتون‌ها از اداره‌های دولتی از سوی گروه طالبان در بامیان
تنش بر سر تحقیقات مجلس نمایندگان در مورد خروج افغانستان
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?