RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
سیاسیمقاله های تحلیلی

آمرصاحب، شب‌خیزی و راز و نیاز

Published ۱۴۰۳/۰۶/۱۸
آمرصاحب، شب‌خیزی و راز و نیاز
آمرصاحب، شب‌خیزی و راز و نیاز
SHARE

نویسنده:شیون شرق

اگر دقت بیش‌تر به جزئیات زندگی آمرصاحب شود، لایه‌ها و مواردی است‌که برای او بسیار مهم بوده و نقش برجسته و حتا مدام در وجود و زندگی او داشته است. این موارد خیلی نا برجسته‌شده مانده است و گاهی از آن‌ها گفته و روایت شده، اما نه به‌اندازه‌ای در خوردستایش و آن‌قدر که لازم بوده است. شب‌خیزی و راز و نیاز آمرصاحب در شب و شب‌های تاریک یکی از جزئیات زندگی او یا هم از مواردی است‌که در درست برجسته نشده و به آن پرداخته نشده است.

شب‌خیزی در زندگی آمرصاحب فعل مدام بوده و حتا در دوران جنگ پیوسته پابرجا بوده است. او شب‌های زیادی بلند می‌شده و به راز و نیاز می‌پرداخته و برای رفع مشکلات جبهات جنگ دعا می‌کرده است. او بسیار شب‌ها برمی‌خواسته و با چهره‌ای عاجزانه از خدا می‌خواسته است تا سختی‌های مردم را آسان گرداند و آینده و روزهای روشن و سپید برای آن‌ها نشان بدهد.

راز و نیاز او به درگاه خدا در دل‌ شب‌های تاریک و سرد رنگ خموشی نداشته است؛ انگار به‌عادت تبدیل شده و یا هم جزء از کارهای مهم زندگی‌اش راز و نیاز و درمان حاجت‌طلبی بوده است. دوستان او در این مورد زیاد گفته‌اند و روایت‌های بسیار نوشته‌اند.

صدیقه مسعود، هم‌سر آمرصاحب، خاصتاً روایت‌های زیادی از شب‌خیزی او کرده و در این باره چیزهای ناگفته را گفته و منتشر کرده است. صدیقه مسعود شناخت درستی از شب‌خیزی او داشته و گواه حاجت‌طلبی او در تاریکی شب‌ها بوده است؛ البته یک شب نه، شب‌های مکرر و سرد و زمستانی؛ چه رسد به‌شب‌های گرم و تابستانی!

آمرصاحب دین‌دار بود و حتا در شب سیاه و تاریک، در هنگام که جنگ و خون از چارسو روایت می‌شود و انسان‌های کشته و کشته‌های بی‌گور می‌مانند و گورهای بی‌ دعا و ندای رقص توپ و تنگ از بلندی کوه‌ها و آسمان شنیده می‌شود، او حاجت‌ از خدا می‌طلبد و آغشته با راز و نیاز با خدایش می‌باشد. این‌طور نبوده که اکتفا به راز و نیاز کرده باشد، او مرد عمل و چریک و نبرد بوده است، اما دعای دل شب را فراموش نمی‌کرده است.

زیادی دوستان و هم‌نشینان آمرصاحب از راز و نیاز و دعاهای نیمه‌شبی و شب‌های تاریک او گفته و روایت کرده‌اند. از این میان، صدیقه مسعود، هم‌سر او، گواه شب‌خیزی‌های مدام و بسیار او بوده است؛ او از این شب‌خیزی‌ها پرده برداشته و ناگفته‌های را گفته است.

صدیقه مسعود می‌گوید: «بعضی شب‌ها [آمر صاحب] از خواب می‌پرید و او را می‌دیدم که به نماز ایستاده و از خدا می‌خواهد تا جنگ داخلی را در افغانستان متوقف کند. یک‌بار حتا صدای گریه‌ی او را هم شنیدم… با قلبی به او ملحق می‌شدم و به‌آرامی در کنارش می‌نشستم. همان‌طور که او را نگاه می‌کردم از من پرسید: «چه می‌بینی؟ موهای سفیدم را؟ اما از این‌که در تسکین رنج‌های ملتم ناتوانم تا عمق استخوان‌هایم هم سفید شده‌اند.»(احمدشاه مسعود روایت صدیقه مسعود، ص ۱۵۱)

او روزها می‌جنگیده و شب‌ها گریه می‌کرده و از خدایش می‌خواسته تا مشکلات مردمش رفع شود؛ این‌طور هیچ لحظه‌ای را هدر نمی‌داده و آن‌قدر شیفته‌ای مردمش بوده حتا در دل شب مردم… مردم… حاجت مردم، می‌گفته است. گاهی از خواب می‌پریده و به نیاز می‌پرداخته است. پیداست که چیزی وادارش می‌کرده تا از خواب بپرد؛ دردی، امیدی، خوابی، کابوسی و دیدن آینده‌ای و شاید هم همه‌ای این‌ها.

صدیقه مسعود می‌گوید: «گاهی به خاطر خواب‌هایی‌که هرگز آن‌ها را برای من تعریف نمی‌کرد، از خواب می‌پرید. در این مواقع او را می‌دیدم که با تمام وجود به نماز ایستاده و دعا می‌کند و صبح روز بعد در گوسفند برای فقرا قربانی می‌کرد.»(همان، ص ۲۴۳)

صدیقه مسعود روایت‌های زیادی در کتاب «احمدشاه مسعود [به] روایت صدیقه مسعود» از آمرصاحب کرده است. او از شب‌های تاریک و دعاهای نیمه‌شبی آمرصاحب، از روزهای روشن و دعاهای او و از گریه‌های شب‌ها و ناله‌ها و از پریدن و پریشانی او برای مردمش گفته است. برای شناخت پیداکردن با زندگی شخصی او و مواردی زیادی لازم است‌که این(احمدشاه مسعود [به] روایت صدیقه مسعود) کتاب خوانده شود.

همین‌طور آشنایان او از صفات اش و شب‌هایش و شب‌خیزی‌اش گفته است. او مردی عمل‌گرا و در ضمن، شب‌خیز خوب وراز و نیازگر بوده است.

نام‌گذاری روز نهم سپتامبر به نام احمد شاه مسعود

Shams Feruten ۱۴۰۳/۰۶/۱۸

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
نزدیک به ۳۰۰ دوربین امنیتی از سوی گروه طالبان در استان پروان نصب شدند
افغانستانرویدادهای خبری

نزدیک به ۳۰۰ دوربین امنیتی از سوی گروه طالبان در استان پروان نصب شدند

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۲/۱۲/۰۷
یک هواپیمای بی‌سرنشین در آسمان کاپیسا گشت‌زنی کرد
آزارگر دختر ۱۲ ساله‌ی افغانستانی در ایران محکوم به اعدام شد
هشدار پاکستان به‌مهاجران افغانستانی: پس از پایان مهلت، اخراج دسته‌جمعی را آغاز می‌کنیم
مسعود: طالبان با اختطاف و بی‌حرمتی به زنان در حال امضای سند نابودی زودهنگام خود هستند
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?