RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
جامعهسیاسیمقاله های تحلیلی

اُفت تفکر ملی و اخلاق اجتماعی در فرهنگ طالبانی

Published ۱۴۰۲/۰۴/۱۲
اُفت تفکر ملی و اخلاق اجتماعی در فرهنگ طالبانی
SHARE

نویسنده: دکتر صابر میرزاد

 

هم‌چنین حب‌الوطن باشد درست

تو وطن بشناس ای خواجه نخست!

مولوی

شمشیر مهربانی و مدارا برنده‌تر و زننده‌تر از تیغِ کین‌توزی و خشونت‌ورزی است. چه واژه‌ی انسان نیز از اُنس داشتن و الفت‌گرفتن آمده، پس فقدان هم‌آوایی و هم‌دردی در وجودمان، ما را از مرز انسانیت بدر می‌نماید و این‌جاست که تمام ماهیت‌مان زیرسوال قرار می‌گیرد و این مایه‌ی شرم و ننگ است. چیزی که من در دین خویش یعنی در اسلام یافته‌ام، مجموعه‌ای از اخلاقیات پسندیده‌ی انسانی و روحانی می‌باشد که هر باری به آن می‌اندیشم، به وجد میایم. مهم‌ترین دستور الهی، منع خیانت و تعرض به حریم دیگری و آزار رسانیدن است. حتا لبخندزدن هم نوعی خدمت به خلق خداست. اسلام اساساتی دارد که هیچ ربطی به ادعاهای افراطی گروهای تاریک‌اندیشی چون طالبان ندارد.

دین چیست عدل، پس تو درِ عدل کوب از آنک؛

عدل از پی نجات تو بابِ نکوتر است.

خاقانی شروانی

ما در جهانی و در شرایطی زندگی می‌کنیم که هر مساله‌ای را می‌شود با سخن و گفت‌وگو حل نمود و به هر مورد دشواری، سهولت ایجاد کرد. تندروی در قبال مسایل دینی که بحث اعتقاد داشتن، ایجاد باور و انگیزه می‌باشد، بسیار احمقانه و غیرقابل قبول است. در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که حکم به رفتار دل‌پذیر و سخن خوش و دل‌نشین می‌کند و این همان حکمت قرآنی است.

آیه‌ی 105. سوره‌ی 17: ما این آیات را به حق فرستادیم و به حق و راستی هم نازل شد و نفرستادیم تو را جز برای آن‌که بشارت و بیم دهی. این‌جا منظور از بیم یا ترس، آگاه ساختن مردم از آن‌چه در آخرت با ما مقابل خواهد شد، می‌باشد. آیه‌ی 54 سوره‌ی 17: خداوند صلاح حال شما را بهتر می‌داند، اگر بخواهد به شما لطف و مهربانی کند یا اگر بخواهد مجازات و عذاب فرماید، و ما تو را (ای رسول) وکیل و نگهبان بندگان نفرستاده ایم؛ بلکه برتو تنها رسالت و اتمام حجت است.

آیه‌ی 107 سوره‌ی 21: و (ای رسول) ما تو را نفرستادیم مگر آن‌که رحمت برای اهل عالم باشی. بخشی از آیه‌ی 256 سوره‌ی 2: کار دین به اجبار و زور نیست، به تحقیق راه هدایت و ضلالت بر همه کس روشن گردیده است. آیه‌ی 125 سوره‌ی 16: (ای رسول! خلق را) به حکمت (و برهان) و موعظه نیکو به راه خدایت دعوت کن و با بهترین طریق با اهل جدل مناظره کن (وظیفه تو بیش از این نیست) که البته خدای تو (عاقبت حال) کسانی را که از راه او گمراه شده و آنان را که هدایت یافته اند بهتر می داند. آیه‌ی 63 سوره‌ی 4: اینان‌اند که خدا از قلب آن‌ها آگاه است، تو (ای رسول) از آنان روی مگردان و آن‌ها را نصیحت کن و به گفتار دل‌نشین و موثر با ایشان سخن بگو.

همه‌ی این مثال‌ها نشان می‌دهند که برحسب امر خدا چه پیامبر و یا هرکسی که بخواهد در یک جامعه دست به اصلاح بزند، اجازه ندارد با اجبار عمل‌ نماید؛ بلکه اجازه دارد با زبان دل‌پذیر، قناعت‌بخش و زبان حکمت و انسانیت با مردم سخن بگوید و حجت خود را این‌گونه تمام کند. پیامبر اکرم ص در حدیث شماره 27 می‌فرماید: بهترین حاکمان کسانی اند که شما آنان را و آنان شما را می‌پسندند. آنانی که به شما دعا می‌کنند و شما به آنان دعا می‌کنید و بدترین آنانی اند که شما آنان را نمی‌پسندید و آنان شما را نمی‌پسندند.

گروه طالبان با توجه به این آیات و حدیثی که نقل شد، دیده می‌شود که کم‌ترین فیضی از عمق و حکمت قرآن و گفتار پیامبر معظم ص، نبرده اند. آن‌ها دین را اسلحه‌ی خود و خود را ابزار دست دشمنان ملت افغانستان ساخته اند. چه در جهان اسلام بخش بزرگی از اقشار مختلف مسلمانان به دین و بزرگان دینی نگاه عقلانی و خردگرا دارند. اینک دیگر مسلمانان جهان به نظریه‌ها و فتواهای تخریبی و ویران‌گر رهبران دهشت‌افگن القاعده و صاحبان مدارس افراط‌گرای پاکستانی توجه نمی‌کنند.

جهان اسلام بیش‌تر موافق و هم‌سو با آرای شخصیت‌هایی چون، دکتر یوسف قرضاوی، ابوالحسن ندوی، شیخ محمدغزالی مصری، حسن‌البنا، علی شریعتی و غیره دانش‌مندان اعتدال‌گرا و خردورز اسلامی می‌باشد. این مفتیان و اندیش‌مندان بزرگ، سال‌ها زحمت کشیدند و کندوکاو روش‌مند و عقلانی در متون دینی نمودند و با درک ظرافت‌های انسانی و ظرفیت دین، سعی نمودند جهان اسلام را به سوی ثبات و توسعه‌ی اجتماعی و فرهنگی سوق دهند.

گروه طالبان از سوی هم از لحاظ جامعه‌شناسی اگر به زندگی بومی آن‌ها نگریسته شود، در آن‌صورت به‌گونه‌ی کامل رفتار و پندار آن‌ها در برابر مردم و زندگی شهری، قابل درک است. آن‌ها سال‌های کودکی و جوانی را در شرایط محرومیت و تجرد ذهنی سپری کرده و ذهنیت انتزاعی که مذهبیون مدرسه‌ای (آن‌ها هم در مدارس شرایط سخت و محرومیت کشیده اند و نگاه عقده‌مندانه به دیگرجنسی و زندگی و فرهنگ شهری و دانش‌های دیگر انسانی دارند) به آن‌ها داده اند، را پروریده و با همان نگاه به جامعه و اقشار مختلف می‌نگرند. بنابراین، از این گروه انتظار مدارا، تحمل و هم‌پذیری را نداشته باشیم.

گروه طالبان اما متاسفانه یک مورد مهم را کاملاً از یاد برده اند و آن تحولات بیست‌ساله‌ی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و علمی می‌باشد که در زیر چتر دموکراسی در سراسر افغانستان باب شده است. مردم هرگز با این گروه تک‌قومی، مزدور و تندرو آشتی نخواهند کرد. این بزرگ‌ترین ضعف، باخت و ناکامی طالبان است.

هویت ملی نیز که عبارت از همین ارزش‌ها و سایر موارد مهم دیگر یک ملت می‌باشد، چیزی‌ است که طالبان به آن توجه ندارند و این عادت و خاصیت یک گروه مزدور و بی‌هویت می‌باشد. نمایندگی‌کردن از یک سرزمین و ملت الزامیت‌‎‌هایی جز عطشِ گرفتنِ زعامت آن نیز دارد. این موارد اساسی را در چند جمله‌ی کوتاه می‌نگارم:

  • توجه و حفاظت از تمامیت ارضی؛
  • حفظ مرام ملی و حیثیت استقلال از دست همسایه‌های دور و نزدیک؛
  • درک ارزش‌های تاریخی و تمدنی یک ملت؛
  • توجه به ارزش‌های غیرقابل تغییر فرهنگی و ظرفیت‌های آن؛
  • اتکا داشتن به زبان‌های ملی اقوام بزرگ و کوچک در کشور و سعی در جهت حمایت و رشد آن‌ها؛
  • درک ماهیت و ارزش انسانی زنان؛
  • حمایت از رسانه‌ها و جامعه‌ی مدنی و احترام و باور داشتن به آزادی کامل این دو مهم در میدان عمل؛
  • حمایت از حق تحصیل زنان و مردان- بدون نگاه تفاوت و برتری‌انگارانه به یکی از این دو جنس نسبت به دیگری و طرح و اجرای برنامه‌های عملی و موثر در این راستا؛
  • حمایت و باورمندی به حق کار و فعالیت زنان در جامعه و داخل دولت؛
  • حذف نگاه قومی و خودرفعتی در معادلات قدرت و معادلات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی؛
  • نگاه مساوی به اقوام و مردم بدون سیلقه‌های مذهبی، در حالی که مذهب تشیع و سایر مذاهب دیگر در افغانستانی زیر حاکمیت سیاه طالبی از رسمیت به طور کامل افتاده اند؛
  • حذف اجبار و خشونت در تمامی مراورده‌ها با ملت؛
  • برقراری صلح با عزت بدون این‌که هیچ گروهی در آن توهین و تحقیر گردد و نادیده گرفته شود.

بیشتر بخوانید:

حکومت حسود و فرهنگ سیاسی محدود

Shams Feruten ۱۴۰۲/۰۴/۱۲

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
رویدادهای خبریگزارش ها

آغاز توزیع پاسپورت به شهروندان کشور از سوی قنسولگری طالبان در هند

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۳/۰۸/۲۱
گروه طالبان ۱۴هزار مدرسه‌ی دینی برای سربازگیری ایجاد کرده‌اند
نشر مصاحبه‌های تصویری در تلویزیون کنر ممنوع شد
ملاهای پنج‌شیر به کودکان می‌گویند اگر پیش پدر و مادر خود طالبان را صفت کردید «جایزه» دارید
 بسته ماندن دروازه تورخم، بازرگانان و رانندگان دو سوی مرز را به خیابان کشاند
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?