خبرگزاری راسک: فضل کریم ایماق، عضو پیشین مجلس نمایندگان افغانستان، در واکنش به بحثهای اخیر دربارهٔ هویت ایماقها و تاجیکها، بر پیوندهای تاریخی و فرهنگی این گروهها تأکید کرده و خواستار تعریف هویت مشترک برای ایماقها، تاجیکها و پارسیوانها زیر عنوان «آریاییتبار» شده است.
او در یادداشتی با عنوان «زنگ خطر تکرار فاجعه» گفته است که اختلافافکنی دربارهٔ هویت گروههای قومی میتواند به وحدت تاریخی و فرهنگی این سرزمین آسیب برساند. ایماق مدعی شده است که بحث دربارهٔ هویت ایماقها و تاجیکها تنها یک موضوع قومی نیست، بلکه ابعاد سیاسی و حقوقی نیز دارد و به باور او، برخی قدرتهای منطقهای از این موضوع برای ایجاد اختلاف میان گروههای دارای پیوندهای تاریخی و فرهنگی استفاده میکنند.
فضل کریم ایماق در بخشی از نوشتهاش، زبان فارسی، فرهنگ و خط مشترک را از پایههای اصلی پیوند میان ایماقها، تاجیکها و پارسیوانها دانسته است. او معتقد است که این سه نام به گروههایی با ریشهٔ مشترک اشاره دارند و تفاوت در نامگذاری، بهتنهایی به معنای تفاوت در هویت تاریخی آنان نیست.
او همچنین ادعای ترکتبار بودن ایماقها را رد کرده و گفته است که پیشینهٔ سکونت آنان در این سرزمین به پنج هزار سال میرسد. ایماق با اشاره به کتاب «امپراتوری صحرانوردان؛ تاریخ آسیای مرکزی» استدلال کرده است که ریشههای تاریخی اقوام ترک به مناطق آلتای پیوند دارد و حضور آنان در بخشهایی از این منطقه، به باور او، متأخرتر از پیشینهٔ مورد ادعای وی برای ایماقها است.
عضو پیشین مجلس نمایندگان افغانستان برای توضیح دیدگاه خود دربارهٔ ریشههای تاریخی و فرهنگی این گروهها، به تمدنها و حکومتهای گوناگون در تاریخ منطقه اشاره کرده است. او از آیین زرتشت، متون اوستا و ریگودا، امپراتوری هخامنشیان و منشور کوروش، بهعنوان بخشهایی از میراث تمدنی این جغرافیا نام برده است.
ایماق همچنین به سنگنبشتهٔ داریوش، کتیبهٔ رباتک و کتیبههای یکاولنگ اشاره کرده و آنها را از شواهد مرتبط با تاریخ و تمدن منطقه دانسته است. او در ادامه، از اشکانیان و ساسانیان بهعنوان حکومتهایی یاد کرده است که در حفظ و گسترش سنتها و فرهنگهای باستانی نقش داشتهاند.
او در بخش دیگری از نوشتهاش، سامانیان را به احیای زبان و ادب فارسی پیوند داده و از غوریان بهعنوان یکی از قدرتهای تاریخی پارسیزبان یاد کرده است. ایماق همچنین از ابدالیها بهعنوان یکی از قدرتهای تاریخی پشتوزبان نام برده و آنان را بخشی از تاریخ این منطقه دانسته است.
فضل کریم ایماق در ادامه به جنگهای میان غوریان، غزنویان و خوارزمشاهیان پرداخته و مدعی شده است که بخشی از این درگیریها ریشهٔ قومی داشتهاند. او برای توضیح این دیدگاه، به روایتی دربارهٔ پاسخ یک فرماندهٔ غوری به خوارزمشاهیان اشاره کرده است.
ایماق در بخش محوری یادداشتش پیشنهاد کرده است که نامهای ایماق، تاجیک و پارسیوان، بهعنوان نامهای محلی، قبیلهای یا شاخهای، زیر چتر عنوان «آریاییتبار» تعریف شوند.
او این پیشنهاد را راهی برای مقابله با آنچه تلاشهای سیاسی برای ایجاد تفرقه و تغییر هویت تاریخی گروههای این سرزمین میخواند، توصیف کرده است. وی همچنین از پژوهشگران و تاریخنویسانی که دربارهٔ هویت و تاریخ این گروهها تحقیق میکنند، قدردانی کرده، اما تأکید کرده است که به باور او، برای مقابله با اختلافافکنی باید رویکردی فراتر از پژوهشهای صرفاً علمی و فرهنگی در پیش گرفته شود.
او در بخشهایی از نوشته خود منتقدان این دیدگاه را با عبارتهای تند مورد خطاب قرار داده و مدعی شده است که برخی جریانها بهصورت هدفمند در پی تضعیف پیوندهای تاریخی و فرهنگی مردم این سرزمیناند. با این حال، او شواهد مشخصی برای اثبات وجود یک پروژهٔ سازمانیافته از سوی قدرتهای منطقهای ارائه نکرده است.
فضل کریم ایماق در بخش پایانی نوشتهاش، به دلیل رفتن خود به استان غور نیز پرداخته است. او گفته است که زمانی که بهعنوان معاون وزارت دفاع افغانستان فعالیت میکرد، ظرفیت تاریخی، جغرافیایی و نظامی غور را برای «آمر صاحب» تشریح کرده و پس از آن، بهعنوان فرمانده جنگ به این استان فرستاده شده است.
او هدف از این مأموریت را سازماندهی مقاومت در برابر دشمن و استفاده از ظرفیت تاریخی و نظامی غور عنوان کرده و از غیاثالدین غوری و شهابالدین غوری بهعنوان شخصیتهای برجستهٔ تاریخی این منطقه یاد کرده است.
ایماق مدعی شده است که مردم غور با اراده و ایستادگی خود، نخستین زنجیرهای سلطهٔ گروه طالبان را در این استان شکستند و غور به یکی از کانونهای مقاومت تبدیل شد. او این رویدادها را نشانهای از نقش مردم این استان در مبارزه با طالبان دانسته است.
فضل کریم ایماق در پایان نوشتهاش، بار دیگر بر حفظ پیوندهای تاریخی و فرهنگی میان گروههای مختلف تأکید کرده و گفته است که زبان، فرهنگ، خط، کتاب و آثار تاریخی باید مبنای شناخت میراث مشترک این سرزمین قرار گیرند.
او هشدار داده است که اختلاف بر سر نامها و هویتهای قومی نباید به ابزاری برای تشدید شکافهای اجتماعی تبدیل شود. پیشنهاد اصلی او این است که ایماقها، تاجیکها و پارسیوانها در چارچوب هویتی گستردهتر و با عنوان «آریاییتبار» معرفی شوند.
بحث دربارهٔ ریشه و هویت ایماقها، تاجیکها و پارسیوانها همچنان موضوع بررسیها و دیدگاههای متفاوت تاریخی و قومی است. از اینرو، دیدگاه فضل کریم ایماق دربارهٔ وحدت تبار این گروهها و پیشینهٔ پنجهزارسالهٔ آنان باید بهعنوان موضع او بازتاب یابد، نه نتیجهای تاریخی که بدون بررسی مستقل به اثبات رسیده باشد.
فضل کریم ایماق: ایماقها، تاجیکها و پارسیوانها آریاییتبارند


