RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
رویدادهای خبری

نگرانی ها تشدید شده است که احمد مسعود روی دیگر عبدالله عبدالله باشد 

Published ۱۴۰۵/۰۶/۰۱
SHARE

نویسنده: اولیا جلالی

با گذشت هر روز نگرانی ها در بین نخبگان تاجیک بیشتر و بیشتر می شود که مبادا احمد مسعود، روی دیگر عبدالله عبدالله باشد؛ چهره‌ای که سال‌ها در سایه‌ی نام مسعود بزرگ شد؛ اما در پایان گور او و ملتش را عمیق کند.
داکتر عبدالله، از پدر افغان کندهاری و از مادر تاجیک پنجشیری است. از دوران جهاد تا واپسین روزهای حیات شادروان احمدشاه مسعود در کنار او ایستاد؛ اما نه در مقام یار وفادار؛ بلکه بیشتر در نقش دستیار و واسطه‌ای میان او و شبکه‌هایی استخباراتی که از مسیر «داکتران بدون سرحد» و «کمیته‌ی سویدن» به جهان غرب وصل می‌شدند.
بسیاری از این نهادهای به ظاهر بشر دوستانه اند؛ اما در واقع بازوان نرم دستگاه‌های استخباراتی‌ اند؛ سازمان‌هایی که زیر نقاب پزشک و خبرنگار وارد مناطق جنگی می‌شوند و در کنار خدمت‌ رسانی نمایشی، مأموریت اصلی‌ شان را برای قدرت‌های جهانی انجام می‌دهند.
عبدالله نیز چون پزشک بود؛ از همین مسیر به شبکه‌ای اطلاعات‌ محور غربی و منطقه‌ای پیوست و همین پیوند، او را به حلقه‌ی نزدیکان مسعود رساند.
سرانجام در سال ۱۳۸۰ شادروان احمدشاه مسعود در خواجه‌ بهاءالدین تخار، به‌ دست دوتن آدم کش عرب که در پوشش خبرنگار آمده بودند، به شهادت رسید؛ عملیاتی که هنوز پرسش‌های بی‌ پاسخ فراوانی در ذهن و فکر جامعه‌ی تاجیک برجای گذاشته است. این‌ که: چگونه این افراد به آن‌ جا رسیدند؟
چرا پیش از بررسی و تحقیق کشته شدند؟
چرا حقیقت این پرونده هرگز روشن نشد؟
پرسش هایی هستند که هنوز بی پاسخ مانده اند.
۲. سقوط طالبان؛
پس از سرنگونی طالبان در ۲۰۰۱ به روایت دابینز، نماینده آمریکا: نخستین کسی که در هواپیما به آمریکایی‌ها پیشنهاد کرد حامد کرزی باید رئیس‌جمهور شود؛ تنها به این دلیل که پشتون است؛ همین داکتر عبدالله بود.
اصرار او، همراه با همراهی قانونی و فهیم و تأیید آمریکا، سرانجام کرزی را بر تخت قدرت نشاند.
عبدالله در نخستین انتخابات ریاست‌جمهوری، خود را نامزد جمعیت اسلامی معرفی کرد و با تکیه بر نام مسعود، حمایت گسترده‌ی تاجیکان و سایر اقوام غیر افغان را به‌ دست آورد؛ اما هیچ‌گاه تا پایان راه پیش نرفت. در سه دوره ای انتخابات بعدی نیز همین نمایش تکرار شد: در آغاز وعده‌های قاطع می داد؛ اما در پایان، عقب‌ نشینی و سازش می کرد. او در نشست بزرگان در زیر خیمه‌ی دانشگاه فن آوری کابل گفت: «قطعه‌ قطعه شوم، تقلب را نمی‌پذیرم»؛ اما با یک تماس جان کری، وزیر خارجه وقت آمریکا، همه‌ چیز تغییر کرد.
عبدالله با نصب تصاویر بزرگ شاد روان احمدشاه مسعود بر موترها و دیوارهای خانه‌اش، خود را «مسعود دوم» جلوه می‌داد و بخشی از مردم دل پاک تاجیک؛ به‌ ویژه عده‌ای هم تباران پنجشیری‌ ما، چنان شیفته‌ی او شده بودند که نقدش را  پنجشیر ستیزی می‌ پنداشتند و حتی به نقد کنندگان فحاشی می کردند. اما در پشت پرده، او یکی از خائین ترین و زیان‌ بارترین چهره‌ ای تاریخ برای تاجیکان بود؛ کسی که پیش از همه، غرور خلق شده ای چهل سال مبارزات شاد روان استاد ربانی و قهرمان ملی را درهم شکست و با نشستن در کنار اشرف غنی، چنان تحقیر تاریخی‌ بر ملت تاجیک تحمیل کرد که هنوز از زیر بار آن کمر راست نکرده‌ اند و دوام وضعیت مصیبت بار کنونی، نتیجه مستقیم عمل کرد اوست.
او هم زمان با دو چهره‌ی و با دو بلوک استخباراتی وصل بود؛ روابط استخباراتی با غرب و پیوندهای پنهانی با شرق؛ و امروز نیز یکی از لابی‌گران فعال طالبان در منطقه است.
گرم‌ کردن روابط طالبان با هند، یکی از نتایج همین نقش‌آفرینی‌های پنهان اوست؛ نقشی که هزینه‌اش را ملت تاجیک همین اکنون پرداخته است و برای نسل‌های بعدی نیز خواهد پرداخت.
اما چرا حالا نگرانی ها در قسمت احمد مسعود، یگانه یاد گار شیر دره‌ی پنجشیر افزایش یافته است و گمانه زنی‌ها هر روز افزایش می یابد که نکند او روی دیگر عبدالله باشد.
احمد مسعود نیز، همچون عبدالله، از نام مسعود حرمت و اعتبار گرفت. جامعه‌ی تاجیک، با وجود نفرت فوران کرده گذشته از عملکرد بزرگان پنجشیری، به احترام کلاه کج مسعود، او را حرمت و پاس کردند.
برداشت این قلم نیز چنین بود که احمد مسعود، در بیست سال گذشته، هرگز در هیچ‌گونه فساد و چپاول بیت‌المال چنان‌ که برخی رهبران پیشین گرفتار آن بودند، دخیل نبود؛ و این امتیاز بزرگی برای نجابت و پاک‌ دستی او به شمار می‌ رفت.
اما دریغ که این نجابت، هرچند سرمایه‌ای ارزشمند بود؛ اما نتوانست به سود مردمش به کار افتد و به دستاوردی سیاسی و یا میدانی بدل شود.
تصور دیگر این بود که: او ادامه‌ دهنده ای روایت پدر است؛ کسی که گفت: «عملیات ما برای ادبیات ماست» و مبارزه و مقاومت او برای عزت و آزادی ملتش بود.
اما پنج سال گذشته نشان که روایت پسر چیزی دیگر است و هیچ ربطی به مسیر شکوه مند پدر ندارد.
مقاومتی که در پنج سال نتواند یک دهکده را آزاد کند، مقاومت نیست؛ فریب و نیرنگ و رقصیدن به ساز بازیگران جهانی و منطقه‌ای است.
اگر نام احمدشاه مسعود را در این پنج سال بر سر هر سنگ هندوکش می‌گذاشتید، پنج ولسوالی/شهرستان خود به‌ خود آزاد می کرد؛ اما فرزند بی‌ برنامه و افغان‌گرای او که روایتش به روایت غنی و اتمر نزدیک‌ تر است تا روایت پدر، حتی جرئت و شهامت برافراشتن پرچم زمین‌ خورده‌ی پدر را به صورت مستقل نداشت و ندارد.
او که در اروپا شهامت نکرد پرچم پدر را بلند کند، داستانش در افکار عامه تاجیکان صاحب دانش و بصیرت تمام شده بود؛ اما مردم فرصت دوباره به او دادند تا شاید اشتباهش را در بعدی جبران کند. اما او نه تنها اصلاح نشد و جبران نکرد که بار دیگر مرتکب اشتباه بزرگ تر شد.
او در صف اتمر؛ آن سیاه جامه تاریخ و دشمن سوگند خورده ای ابدی تاجیکان در تشکیل ائتلافی هم‌ صدایی پیوست که بزرگ‌ ترین لغزش سیاسی‌اش بود؛ لغزشی که یک‌ شبه او را در افکار عامه تاجیک، در دل خاک، خاک ساخت.
نبود هیچ گونه دستاورد میدانی و سیاسی در پنج سال گذشته و شهید شدن بهترین فرماندهان تاجیک؛ از جمله آخرین آن ها، فرمانده ای ستم ناپذیر، شادروان حسیب پنجشیری و ناکارآمدی مطلق تیم نظامی و سیاسی‌اش و تماس‌های پنهانش با شبکه‌های استخباراتی شرق و غرب، همه بر این نگرانی افزوده است.
امیدوارم آن‌چه نوشتم همه نادرست باشد و او هم چون پدر بدرخشد؛ اما بدبختانه همه شواهد، خلاف این امر را نشان می‌دهد.
هرچه باشد، یک مسئله روشن است: او دیگر آهسته و پیوسته در افکار عامه تاجیکان رنگ باخته است و در حال رنگ باختن است و فرصت محدودی در اختیار دارد.
اگر در یک ماه آینده آن‌چه انتظار می‌رود عملی نشود و او وارد میدان گرم به صورت همه جانبه نشود، دیگر نباید در «روی دیگر عبدالله بودن او» تردید کرد.
در آن صورت، خرد و تجربه‌ی تلخ عبدالله عبدالله حکم می‌کند که جامعه‌ی تاجیک از این «عبدالله دوم» عبور کند.
شکیبایی بیش از این به خیر و صلاح راهبردی تاجیکان نیست!
او را به پاس کلاه‌ کج مسعود بزرگ دوست داشتیم و هنوز هم احترام و علاقه‌ مان پابرجاست؛ اما تجربه‌ی پنج سال گذشته به‌ خوبی نشان داد که این پیراهن بر قامت او بزرگ‌ تر از ظرفیت واقعی‌اش است و او توان و قابلیت رهبری جامعه ای تاجیک را ندارد.
حافظ وظیفه‌ی تو گفتن است و بس.

RASC ۱۴۰۵/۰۶/۰۱

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
اخبار

مجلهٔ آتلانتیک: شی جین‌پینگ با ترامپ مانند یک رئیس‌جمهور بی‌عرضه برخورد کرد

RASC RASC ۱۴۰۵/۰۲/۲۸
آغاز کار ساخت یک مکتب به هزینه مردم در استان غزنی
یک زن به‌عنوان سومین نخست‌وزیر در سریلانکا برگزیده شد
 حکتمیار توبه کرده یا تهدید شده است؛ با گروه‌هایی که پسوند اسلامی داشته باشد نمی جنگم
افراد مسلح‌ناشناس یک نظامی پیشین را در استان ارزگان کُشتند
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?