خبرگزاری راسک: در دنیای امروز، تروریسم دیگر تنها بر پایه ایدئولوژی و فناوری پیش نمیرود؛ بلکه مؤثرترین ابزار آن، یک راهبرد معرفتی است که خطوط ایدئولوژیک تروریستها را به امری مقدس و دستنخوردنی تبدیل میکند. نمونه عینی این پدیده را میتوان در بهرهگیری گروه طالبان از ابزارهای پیچیده ارتباطات راهبردی از طریق نیابتگران معرفتی مشاهده کرد؛ از جمله نشریه برخط «المرصاد» که توسط بازوی رسانهای اداره کل اطلاعات گروه طالبان تأمین مالی و هدایت میشود.
اعتبار المرصاد به عنوان دهانگوش طالبان، اخیراً در گزارشی با عنوان «مرتدان، دشمنان و مشروعیت» به قلم «دیوره دسپچ»، یک رسانه مستقل دیجیتال متخصص در امور امنیتی و ضدتروریستی افغانستان و جنوب آسیا، برملا شد. تحلیل ۱۳۷ مقالهای که المرصاد میان اکتبر ۲۰۲۵ و مارچ ۲۰۲۶ منتشر کرده، الگویی روشن از تقدیس و تطهیر رژیم طالبان را آشکار ساخته است؛ رژیمی که از انزوای بینالمللی و بیمشروعیتی رنج میبرد.
به نظر میرسد گروه طالبان عملیات اطلاعاتی پیچیدهای را از طریق ابزارهایی مانند المرصاد به راه انداخته تا دامنه پیامرسانی راهبردی خود را به مخاطبان غربی برساند؛ غربی که به حقوق بشر حساسیت دارد و تاکنون طالبان را به خاطر آپارتاید آموزشی علیه زنان و تحمیل قوانین قرونوسطایی بر اقوام غیرپشتون طرد کرده است. المرصاد در این راستا، گروه طالبان را در تلاش برای اثبات این ادعا میستاید که موجودیتی حاکمیتی است که شایسته مشروعیت بینالمللی است. به رسمیت شناختن روسیه و گرمای دیپلماتیک هند به عنوان نشانههایی از پذیرش فزاینده مشروعیت و معقولیت رژیم طالبان مطرح میشوند، در حالی که کشورهایی مانند پاکستان به خاطر تجاوز علیه افغانستان نکوهش میشوند. از ابزارهای ارتباطی هوشمندانهای برای معرفی رژیم حامی تروریسم طالبان به عنوان قربانی تروریسم داعش-خراسان استفاده میشود که گویا غرب و پاکستان از آن حمایت میکنند.
این اشاره برای جلب همدلی روسیه طراحی شده و به وضوح در بالاترین آمار مقالات این موضوع در جولای ۲۰۲۵ منعکس است؛ زمانی که روسها در حال سنجش گزینه به رسمیت شناختن رژیم طالبان بودند.
مدافعان تروریسم معمولاً به تاکتیکهای گاز-لایتینگ متوسل میشوند و با آغشتن سیمای انسانستیزانه تروریستها به روایتی از قربانینمایی، واقعیت را وارونه جلوه میدهند. المرصاد دقیقاً همین راهکار را در پیش گرفته است؛ چهره سرکوبگر و تاریکاندیش طالبان را در پوستهای از دروغ پنهان میکند و ایدئولوژی مسخشده آنان را به عنوان نقطه مقابل تهدیدی بزرگتر یعنی تروریسم فرقهای داعش-خراسان بازتعریف میکند.
از میان ۱۳۷ مقالهای که المرصاد با زبان و ادبیات هدفمند برای مخاطب غربی تهیه کرده، بیش از پنجاه درصد داعش-خراسان را به عنوان تهدید اصلی تروریستی برای صلح و امنیت منطقهای معرفی میکنند، در حالی که تنها چهار مقاله از تیتیپی به عنوان موجودیتی تروریستی همسنخ نام میبرند. هدف از این تناسب عمداً نامتوازن، منحرف کردن توجه از نقض فاحش حقوق بشر و جنایات هولناک علیه زنان، اقوام غیرپشتون و مردم بیپناه افغانستان است. رژیم طالبان با راهاندازی این کمپین خودتبرئهگرانه معرفتی، در تلاش است هالهای از پارسایی معصومانه به دور خود بکشد، توجهها را از حکمرانی قرونوسطایی خود منحرف کند و با انگشت اتهام به سوی موجودیتهایی مانند داعش-خراسان اشاره کند تا جامعه بینالمللی را گیج و سردرگم سازد و همسایگانی مانند پاکستان را به جنگ نیابتی در افغانستان متهم کند.
با این حال، در این عصر شفافیت فناوریمحور، واقعیت پنهان نمیماند. شواهد تجربی به وضوح از رشد پیوسته تروریسم حمایتشده توسط تیتیپی حکایت میکنند. از زمان خروج آمریکا از افغانستان در سال ۲۰۲۱، پاکستان بیش از سه هزار کشته نظامی و غیرنظامی در حملات تیتیپی متحمل شده است؛ گروهی که از افغانستان و زیر چتر حمایتی رژیم طالبان عمل میکند. بر اساس گزارش مؤسسه اقتصاد و صلح، افغانستان به یک کانون صادرکننده تروریسم تبدیل شده است که ریشه در ضعف حکمرانی، گسترش ایدئولوژیهای تروریستی و اقتصاد جنگزده دارد؛ و طالبان نه تنها عامل مهار این پدیده نیست، بلکه خود بانی و حامی آن است.
در همین حال، رژیم طالبان فن انکار و مغلطه را در برابر اتهامات حمایت از تروریسم به کمال رسانده است. این رژیم در برابر جهان وانمود میکند که با داعش-خراسان و القاعده مقابله میکند، در حالی که این واقعیت انکارناپذیر است که افغانستان زیر نظر خوشبینانه طالبان به آمیزهای درهم از موجودیتهای تروریستی تبدیل شده است. طالبان تمام این گروهها را خویشاوندان ایدئولوژیک خود میداند.
جابجایی آزادانه تروریستها میان طالبان، داعش-خراسان، القاعده، جنبش اسلامی ترکستان شرقی و جنبش اسلامی ازبکستان جریان دارد و همه این شاخههای تروریستی، هم اطلاعات عملیاتی و لجستیکی را به اشتراک میگذارند و هم از همان نسخه انحرافی ایدئولوژی که گسترش عقیده از طریق خشونت را تجلیل میکند، تغذیه میشوند.
المرصاد، این وسیله ساخت روایت برای رژیمی که از تروریسم حمایت میکند، حتی از پرداختن به موضوع تروریسم تیتیپی که در قلب منازعه گروه طالبان و پاکستان قرار دارد طفره میرود. انتقاد المرصاد از تلافیجویی پاکستان علیه پایگاههای تیتیپی در افغانستان، دقیقاً با همان منطق حقوقی و اخلاقی که سخنگوی رژیم طالبان ذبیحالله مجاهد بیان میکند همسو است، بدون اینکه اصلاً به فیل درون اتاق بپردازد؛ کمپین ددمنشانه تروریستی تیتیپی علیه غیرنظامیان پاکستانی و نیروهای قانونگذار این کشور.
از طریق کانالهایی مانند المرصاد، رژیم طالبان در تلاش است خود را در چشم جامعه بینالمللی بازآرایی کند. نزدیکی با هند، هرچند عمدتاً از خصومت هند با پاکستان سرچشمه میگیرد، به عنوان فرصتی برای کسب به رسمیت شناختن بینالمللی مطرح میشود؛ این در حالی است که رژیم طالبان به خوبی میداند که این مسیر به دلیل احکام بازداشت دیوان کیفری بینالمللی علیه رهبر هبتالله آخندزاده و رئیس دیوان عالی افغانستان عبدالحکیم حقانی، با موانع جدی روبرو است.
اجماع جهانی علیه نقض حقوق بشر توسط طالبان و حمایت این رژیم از موجودیتهای تروریستی مانند القاعده و داعش-خراسان، در قالب محکومیتهای مکرر سازمان ملل از رژیم طالبان به خاطر نادیده گرفتن آشکار حقوق بشر و حمایت مستمر از اکوسیستم گستردهای از تروریسم که در سایه حمایت طالبان محیطی مساعد یافته، نمایان است.
توجیه حمایت از تروریسم از طریق معرفتسازی، جرمی بزرگتر از خود اعمال تروریستی است.
روزنامه داون: «المرصاد» بازوی رسانهای طالبان برای تطهیر تروریسم است


