خبرگزاری راسک: نشریهی دیپلمات در تحلیلی که سارا آدامز، افسر پیشین عملیات هدفیابی سازمان سیا و مشاور ارشد سابق مجلس نمایندگان ایالات متحده، آن را نگاشته، از تأسیس یک یگان نظامی چهارهزارنفره در ساختار نظامی طالبان پرده برداشته است. در بطن آنچه ظاهراً یک تصمیم سازمانی معمول به نظر میرسد، نشانههایی از یک تحول راهبردی عمیقتر نهفته است. هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، دستور تأسیس تشکیلاتی موسوم به «یگان هیبتی» را صادر کرده؛ یگانی که منحصراً برای مرز دیورند طراحی شده و رهبری آن به فرماندهانی سپرده شده که پیشینهشان نه ادارهی مرز، بلکه جنگ است. نشریهی دیپلمات این تحول را پنجرهای به درون ذهنیت امنیتی گروهی میداند که حاکمیت را با سلاح به دست گرفته و اکنون در برابر فشارهای فزایندهی پاکستان، ساختار نظامی خود را بازتعریف میکند.
برای فهمیدن این تصمیم، باید از آن سوی مرز آغاز کرد. آدامز در نشریهی دیپلمات مینویسد که کمپین پاکستان علیه شبکههای شبهنظامی فعال در خاک تحت سلطه طالبان وارد مرحلهی کیفی تازهای شده است. حملات هوایی فبروری ۲۰۲۶ در ننگرهار، خوست و پکتیکا، راهاندازی عملیات «غضب للحق»، و ضربات دقیق جون ۲۰۲۶ در خوست، کنر و پکتیکا، همگی یک پیام واحد دارند: اسلامآباد از دفاع واکنشی گذر کرده و به کمپینی فعال علیه زیرساختهای شبهنظامی در طول خط مرزی روی آورده است.
این تحول در بستر یک محیط امنیتی رو به وخامت در داخل پاکستان معنا پیدا میکند. جنبش طالبان پاکستان (تیتیپی) به حملاتش در خیبرپختونخوا و مناطق قبایلی سابق ادامه میدهد. ارتش آزادیبخش بلوچستان (بیالای) با کمپین «هروف ۲.۰» توانایی خود را برای هماهنگی عملیاتهای وسیع به اثبات رسانده است. داعش خراسان نیز در دو سوی مرز فعال مانده و لایهای جداگانه اما همپوشان از تهدید را رقم میزند.
آنچه این سازمانهای متفاوت را به هم پیوند میزند، نه ایدئولوژی مشترک است نه اهداف یکسان؛ بلکه وابستگی مشترک به یک زیرساخت عملیاتی است: تسهیلگران، خانههای امن، شبکههای لجستیک و مسیرهای ترانزیتی که مناطق مرزی را به عمق خاک پاکستان وصل میکنند. نشریهی دیپلمات تأکید میکند که هدف اسلامآباد تخریب همین زیرساخت مشترک است، صرفنظر از اینکه چه کسی از آن بهره میبرد.
در این بستر است که آخوندزاده دستور تأسیس یگان هیبتی را صادر کرد. بر اساس منابع نظامی که نشریهی دیپلمات با آنها گفتگو کرده، این یگان از چهار فرماندهی هزارنفری مستقل تشکیل شده و مقر آن در فرودگاه بینالمللی قندهار است؛ همانجایی که یگان نخبهی ۴۴۴ ملی طالبان نیز مستقر است، هرچند دو تشکیلات بهصورت کاملاً مجزا عمل میکنند.
انتخاب قندهار برای استقرار این یگان تصادفی نیست. قندهار قلب سیاسی و مذهبی طالبان است و نشستن یگان هیبتی در آنجا، آن را در کنار ارشدترین دایرهی تصمیمگیری این گروه قرار میدهد.
نام یگان نیز پیام دارد. دیپلمات به نقل از منابع طالبان مینویسد که «هیبتی» از ریشهی عربی «هیبه» میآید که مفاهیمی چون شکوه، اقتدار و بازدارندگی را در بر میگیرد، اما مهمتر از این، ارجاعی مستقیم به نام آخوندزاده است. این الگو در سنت نامگذاری طالبان ریشه دارد: یگانهای «عمری» به نام بنیانگذار این جنبش ملا عمر، و یگانهای «منصوری» به نام رهبر دوم آن ملا اختر محمد منصور نامیده شده بودند. از این منظر، یگان هیبتی یگان شخصی آخوندزاده است؛ و این سطح از مالکیت نمادین رهبری، ابعادی فراتر از یک بازسازی سازمانی معمول را نشان میدهد.
گویاترین سند دربارهی ماهیت واقعی این یگان را اما نه نام آن، بلکه فهرست فرماندهانش فراهم میکند.
پیش از تأسیس یگان هیبتی، امور مرزی زیر نظر وزارت دفاع طالبان قرار داشت و ملا عبدالقیوم ذاکر، معاون دوم وزیر دفاع و یکی از تأثیرگذارترین فرماندهان این گروه و زندانی سابق گوانتانامو، بر آن نظارت میکرد. نشریهی دیپلمات این پرسش را مطرح میکند که چرا آخوندزاده به این نتیجه رسیده که این ساختار دیگر کافی نیست؟
پاسخ را شاید بتوان در انتخاب فرماندهی یگان یافت. ملا حمیدالله مسافر، که همزمان فرماندهی تیپ ویژهی پنجشیر را نیز برعهده دارد، نه یک مدیر مرزی که یک فرماندهی رزمی است. او ستون فقرات عملیاتهای طالبان علیه جبههی آزادی افغانستان و جبههی مقاومت ملی در شمال کشور بوده؛ از جمعآوری اطلاعات و یورش به پایگاههای معارضان تا تخریب شبکههای حمایتی آنها. نشریهی دیپلمات تأکید میکند که انتصاب چنین فرماندهای به ریاست یک نیروی مرزی، صریحترین نشانهای است که طالبان دیورند را دیگر نه یک چالش مرزی، که یک تئاتر نظامی فعال میبیند.
معاون او حاجی موسی آقا است، فرماندهی پیشین ناحیهی امنیتی هشتم قندهار که گفته میشود پیوند نزدیکی با آخوندزاده دارد. معاون دوم، ملا محمدزی آخوند، سابقهی خدمت در یگان زرقاوی طالبان را دارد و نشریهی دیپلمات گزارش میدهد که او بر فعالیتهای آموزشی و پشتیبانی لجستیکی مرتبط با اردوگاههای تیتیپی در قندهار نظارت داشته است. امور لجستیکی یگان نیز به ملا حزبالله سپرده شده؛ فرماندهی ارشد مرزی اسپین بولدک که سالهاست درگیر مدیریت عملیاتهای مرزی است.
اهمیت یگان هیبتی در تعداد نفراتش نیست. چهار هزار رزمنده معادلات نظامی میان طالبان و پاکستان را تغییر نمیدهد. اهمیتش در آن چیزی است که ناخواسته آشکار میکند.
طالبان رسماً و پیوسته اعلام کرده که اجازه نمیدهد خاک تحت کنترلش برای تهدید کشورهای همسایه استفاده شود. اما چنانکه نشریهی دیپلمات خاطرنشان میکند، تأسیس یگانی که رهبری آن به فرماندهانی با سابقهی ضدشورش سپرده شده و مأموریتش منحصراً خط دیورند است، در تناقض آشکار با همین ادعا قرار دارد. این تشکیلات، صرف وجودش، اعتراف ضمنی است به آنچه طالبان رسماً انکار میکند: که مرز دیورند دیگر یک خط اداری نیست، بلکه به محیطی بدل شده که مدیریت آن، به گفتهی خود رهبری این گروه، نیازمند نیروهای رزمی است.
نشریهی دیپلمات در جمعبندی تحلیل خود مینویسد که یگان هیبتی در نهایت ممکن است چیزی بیش از یک بازسازی سازمانی نباشد. اما ظرفی که در آن متولد شده، روایت دیگری دارد. در همان لحظهای که پاکستان عملیاتهایش را علیه شبکههای شبهنظامی و مسیرهای ترانزیتی در خاک تحت کنترل طالبان گسترش میدهد، رهبری این گروه دست به ایجاد ساختاری نظامی میزند که نه به مدیران مرزی، بلکه به فرماندهان جنگدیده سپرده شده است. این انتخاب، بهتنهایی، نشان میدهد که مرز دیورند به یکی از حیاتیترین چالشهای امنیتی طالبان از زمان تسلط دوباره بر افغانستان در ۲۰۲۱ تبدیل شده است؛ گروهی که با سلاح حاکم شده و اکنون در برابر چشمانداز امنیتی در حال دگرگونی، چارهای جز بازتعریف خود نمیبیند.
سارا آدامز: هبتالله برای مرز دیورند یگان ویژه جنگی تشکیل داده است


