RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
مقاله های تحلیلی

نامی که سرزمینی را گروگان گرفته است: افغانستان

Published ۱۴۰۵/۰۱/۳۰
حامد سیفی - خالد امیری
SHARE

نویسنده: اولیا جلالی

حامد سیفی و خالد امیری از برجسته‌ ترین چهره‌های نظامی حوزه‌ی مقاومت‌اند؛ کسانی که سال‌ها در دشت‌های سوزان فراه و هلمند در برابر سلطه‌ی سیاه مبارزه و ایستادگی کردند.
حامد سیفی، افزون بر تجربه‌ی میدانی، از دانش اسلامی و سیاسی نیز برخوردار است و تحولات تاریخی و ژئوپولیتیک سرزمین ما را به خوبی می داند.
هرچند آثار زخم‌های نبرد بر تن او پیداست؛ اما آنچه بیش از همه او را می‌آزارد، زخم‌های زبانی و رفتاری یاران نیمه‌ راه اوست؛ کسانی که در تحولات نظامی و سیاسی پسین او را کنار گذاشتند. با توجه به تجربه‌های گذشته، می‌توان به بسیاری از گلایه‌های او حق داد؛ اما حالا معادلات منطقه‌ای و جهانی دگرگون شده است و سرنوشت جامعه باید با روایت صاحبان اندیشه و بصیرت بازنویسی شود. هرچند هنوز موانعی از سوی عناصر بی‌برنامه و چهار فصل فعال در زمین رقیب وجود دارد؛ اما این موانع دیگر در حد تهدیدهای گذشته نیست. آنچه امروز اهمیت بنیادین دارد، حفظ سرزمین و آزادی مردم است.
نکته‌ی مهم دیگر این است که حوزه‌ی مقاومت در بعد نظامی شکست نخورده؛ بلکه در عرصه‌ی سیاسی شکست رخ داد است. این سیاست‌ مداران ما بودند که برای منافع شخصی، در زمین رقیب بازی کردند و هیچ‌گاه برای مردم خود میدان بازی مستقل تعریف نکردند. هنگامی که شما در «موتر» رقیب سوار می‌شوید، طبیعی است که هر لحظه ممکن است شما را در میانه‌ی راه رها کند و مسیر خود را ادامه دهد. این همان رفتاری است که با سیاست‌ مداران حوزه‌ی ما شد.
برای بازیگران حریف تفاوتی چندانی ندارد که نام رهبر سیاسی اشرف غنی باشد یا هیبت‌الله؛ آنچه برای آنان اهمیت دارد، استمرار هژمونی قومی است؛ چه در قالب روایت دموکراسی باشد و یا در قالب روایت شریعت قبیله‌ای.
نسل جوان امروز، با نقد صریح رهبران گذشته، بر این باور است که نگاه بالا به پایین و اشتباهات سنگین سیاسی باید رسماً پذیرفته و از مردم پوزش خواسته شود؛ زیرا هیچ چیز جز اعتراف صادقانه نمی‌تواند آن خطاهای مرگ بار سیاسی را از حافظه‌ی جمعی پاک کند. اما همان‌گونه که در ادبیات دینی آمده است «فرعون مسلمان شدنی نیست»؛ و گاه رود نیل باید این جماعت خودستای مغرور را در خود فروبرد تا در واپسین لحظه بگویند: «به خدای موسی و هارون ایمان آوردیم»؛ اما پاسخ آن زمان روشن است: « حالا بسیار دیر شده است». به نظر می‌رسد برخی سیاست‌مداران قمارباز حوزه‌ی ما نیز از همین جنس‌اند.
با این همه، امیدواریم از تجربه‌های گذشته درس گرفته باشند و دیگر به نام «وحدت ملی» خیالی، منافع شخصی و اقتصادی خود را بر سرنوشت مردم ترجیح ندهند.
این نوبت، ریشه‌های مشکل باید به صورت بنیادین حل شود.
در این میان، یکی از مشکلات و نیازهای که می شود آن را اوج الواجبات نامید، تغییر و بازنگری در نام تحمیلی و قومی «افغانستان» است. تحمیل هویت قومی بر ۷۵ درصد جمعیت غیر افغان، در صد سال گذشته نتیجه نداده و در آینده نیز نتیجه نخواهد داد؛ در واقع نام این کشور است که یک ملت را به گروگان گرفته است. تا زمانی که نام این کشور بر یک قوم دلالت کند و صاحبان اصلی سرزمین «مهاجر» خوانده شوند، نه وحدت ملی شکل می‌گیرد و نه ثبات سیاسی. مبارزه به نام «افغانستان» برای سایر اقوام، بازی در زمین رقیب است؛ زیرا این نام‌گذاری از ابتدا با هدف تثبیت حاکمیت یک قوم طراحی شده است. نمونه‌های تاریخی نیز نشان می‌دهد که هرگاه رهبران غیر افغان به قدرت رسیدند، جریان های غربی؛ به ویژه انگلیس ها که این کشور را به نام قوم‌ افغان نام گذاری و در روایت آنان، حتما باید رئیس جمهور یک افغان باشد، اجازه ندادند. حکومت نه ماه امیر حبیب الله خان کلکانی، حکومت شاد روان استاد ربانی و حتی داکتر عبدالله نیمه تاجیک را که از طریق سازکار دموکراتیک و تعریف شده خود، به قدرت رسید، انگلیس ها در کنار لابی قومی داخلی اجازه ندادند؛ چون این خلاف روایت و راهبردی تاریخی و ساختاری قومی است که جریان غربی برای حفظ منافع خود، در منطقه تعریف کرده و ساخته اند.
از این رو، نخستین گام نسل جوان و نخبگان حوزه‌ی مقاومت، تغییر این نام این کشور است. می‌توان به‌صورت موقت از ترکیب «خراسان/افغانستان» استفاده کرد؛ اما در آینده‌ی سیاسی مطلوب، این نام قومی و افتراق‌آور باید به‌ طور کامل تغییر یابد.
برای نسل جوان و مبارزان حوزه‌ی مقاومت؛ به‌ویژه این دو چهره‌ی نظامی روشن ضمیر، آرزوی تندرستی و کامیابی داریم.
هندوکش بی‌پرچم و بی‌صدا نخواهد ماند.

RASC ۱۴۰۵/۰۱/۳۰

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
رویدادهای خبری

دنمارک بخاطر محافظت گرینلند از حمله‌ای آمریکا، ۱۰۰ موشک هلفایر به ارزش ۴۵ میلیون دالر از آمریکا می‌خرد 

RASC RASC ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
افغانستان در تنگنای بحران‌ها؛ بازگشت هزاران خانواده مهاجر هم‌زمان با زمین‌لرزه مرگ‌بار در کنر
تنش در مرزهای شرقی؛ چرا پاکستان و شبه‌نظامیان طالبان به جان هم افتاده‌اند؟
آیا عربستان سعودی هزینهٔ سلطه اسرائیل بر لبنان را خواهد پرداخت؟
نماینده‌ی آمریکا: موقف ما در برابر گروه طالبان روشن است
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?