نویسنده: احسان آبگون
مقدمه؛ وقتی اولتیماتوم رنگ میبازد
۲۳ مارس ۲۰۲۶، دونالد ترامپ در حالی که پیشتر به ایران ۴۸ ساعت مهلت داده بود تا تنگه هرمز را باز کند، ناگهان این ضربالاجل را به ۵ روز تمدید کرد. او در اظهاراتی متناقض، هم از «مذاکرات بسیار خوب» با ایران سخن گفت و هم تأکید کرد که آماده حمله به تأسیسات برق ایران است.
این تغییر ناگهانی، تنها سه روز پس از آن رخ داد که ترامپ اولتیماتوم ۴۸ ساعته خود را اعلام کرده بود. در آن تهدید، او هشدار داده بود که اگر ایران تنگه هرمز را باز نکند، نیروگاههای ایران را هدف قرار خواهد داد. اما پیش از پایان ۴۸ ساعت، کاخ سفید از موضع خود عقبنشست.
پرسش اینجاست: چه عواملی باعث شد رئیسجمهوری آمریکا که با تهدید «قطع برق میلیونها ایرانی» وارد میدان شد، نتواند حتی ۴۸ ساعت بر سر تهدید خود بماند؟
بخش اول: شوک به بازارهای جهانی؛ فشار از جنس دلار
اولین و مهمترین عاملی که ترامپ را به عقبنشینی واداشت، واکنش شدید بازارهای مالی به تهدید قطع برق ایران بود. پس از اعلام اولتیماتوم ۴۸ ساعته، قیمت نفت جهش قابل توجهی داشت و شاخصهای سهام آمریکا با افت مواجه شدند. سرمایهگذاران به سرعت نشان دادند که تهدید به حمله به زیرساختهای انرژی ایران را یک «خط قرمز» اقتصادی میدانند.
نمودار قیمت نفت برنت در ۲۳ مارس نشان میداد که هر بشکه به ۱۰۳ دلار نزدیک شده است؛ رقمی که از ابتدای جنگ بیسابقه بود. در همان روز، شاخص S&P 500 بیش از ۲ درصد سقوط کرد و ارزش بازار سهام آمریکا حدود ۸۰۰ میلیارد دلار کاهش یافت.
اما جالبتر واکنش معکوس بازار پس از عقبنشینی ترامپ بود. به محض اعلام تمدید مهلت، قیمت نفت حدود ۵ درصد کاهش یافت و شاخصهای سهام آمریکا به سرعت بخشی از ضررهای خود را جبران کردند. شاخص S&P ۵۰۰ حدود ۱.۷ درصد رشد کرد و میانگین صنعتی داو جونز بیش از ۸۷۰ واحد افزایش یافت.
مارک فیتزپاتریک، تحلیلگر ارشد مؤسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک (IISS)، این واکنش بازار را چنین تحلیل میکند: «والاستریت به وضوح به کاخ سفید نشان داد که تهدید به حمله به نیروگاههای ایران، خط قرمزی است که عبور از آن هزینههای اقتصادی غیرقابل تحملی برای آمریکا به همراه خواهد داشت. بازارها با زبان خودشان به ترامپ گفتند که این بار بلوفش جواب نمیدهد.»
بخش دوم: هزینههای سرسامآور جنگ؛ بودجهای که پنتاگون هم از آن شوکه شد
تنها ۶ روز اول جنگ بیش از ۱۱ میلیارد دلار هزینه برای آمریکا داشته است. تحلیلهای مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) نشان میدهد که تا روز دوازدهم جنگ، این رقم به ۱۶.۵ میلیارد دلار رسیده و هماکنون نیز روزانه بین ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار هزینه دارد.
پنتاگون اخیراً درخواستی برای تأمین بودجه اضافی جنگ به کنگره ارائه کرده که رقم پیشنهادی آن حدود ۲۰۰ میلیارد دلار است. این رقم حتی جمهوریخواهان کنگره را نیز شگفتزده کرده است. یک منبع کنگرهای به نشریه پولیتیکو گفته است: «هیچکس انتظار نداشت جنگ با ایران تا این حد هزینهبر باشد. ما در حال خرج کردن بودجهای هستیم که برای بازدارندگی در برابر چین کنار گذاشته بودیم.»
علاوه بر هزینههای جاری جنگ، آمریکا باید مهمات مصرفشده را نیز جایگزین کند. در ۴ روز اول جنگ، بیش از ۹۴۳ موشک پاتریوت، ۱۴۵ موشک THAAD، ۲۲۵ موشک ATACMS و ۳۷۵ موشک تاماهاوک شلیک شده است. کارشناسان هزینه جایگزینی این مهمات را بین ۱۰ تا ۱۶ میلیارد دلار برآورد میکنند.
این آمار نشان میدهد که ادامه جنگ با ایران، بهویژه در صورت حمله به زیرساختهای برق، هزینههایی خواهد داشت که حتی برای اقتصاد ۲۸ تریلیون دلاری آمریکا نیز سنگین است.
بخش سوم: افکار عمومی آمریکا؛ سلاحی که کاخ سفید را نشانه گرفت
تهدید به قطع برق میلیونها ایرانی، بازتاب گستردهای در رسانههای جهان و افکار عمومی آمریکا داشت. نظرسنجیهای معتبر نشان میدهد که ۵۹ درصد آمریکاییها با جنگ ایران مخالفند و این رقم در میان رأیدهندگان ایالتهای کلیدی (پنسیلوانیا، میشیگان، ویسکانسین) بالاتر است.
نظرسنجی مرکز تحقیقات پیو (Pew Research) که در روزهای ۱۶ تا ۲۲ مارس انجام شده، نشان میدهد ۶۱ درصد از مردم آمریکا از نحوه مدیریت جنگ توسط ترامپ ناراضی هستند و ۵۹ درصد معتقدند اقدام نظامی علیه ایران تصمیم اشتباهی بوده است. همچنین ۴۵ درصد از受访者 معتقدند جنگ «چندان خوب» یا «اصلاً خوب» پیش نمیرود.
نکته قابل توجه این است که این نظرسنجیها در حالی انجام شدهاند که تهدید به حمله به نیروگاههای ایران هنوز مطرح نشده بود. کارشناسان معتقدند اگر این تهدید جدیتر دنبال میشد، میزان مخالفتها به مراتب بیشتر میگردید.
کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، در نشست خبری ۲۴ مارس تلاش کرد این عقبنشینی را در قالبی مثبت بازتعریف کند: «رئیسجمهور به ایران ۵ روز فرصت داده تا بدون خشونت عمل کند. این نشاندهنده تعهد ما به دیپلماسی است.» اما تحلیلگران بلافاصله این اظهارات را با تهدید پیشین قطع برق مقایسه کردند که نشان از تغییر لحن و عقبنشینی از مواضع قبلی دارد.
بخش چهارم: واگرایی در ائتلاف؛ متحدانی که پشت سر ترامپ ماندند
در ۴۸ ساعت اول پس از اولتیماتوم ترامپ، واکنش متحدان اروپایی قاطع نبود. فرانسه و آلمان عملاً مشارکت در بازگشایی تنگه هرمز را رد کردند. کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، تأکید کرد: «ما در جنگ شرکت نخواهیم کرد.» امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، نیز گفت: «ما بخشی از درگیری نیستیم، بنابراین فرانسه هرگز در عملیات بازگشایی تنگه هرمز در شرایط کنونی شرکت نخواهد کرد.»
این واگرایی، کاخ سفید را در موقعیتی دشوار قرار داد. یک مقام ارشد کاخ سفید که نخواست نامش فاش شود، به سیانان گفت: «ما انتظار داشتیم متحدان اروپایی حداقل حمایت سیاسی بیشتری نشان دهند. اما آنها به وضوح نمیخواهند در جنگی که منافع نفتی ترامپ را تأمین میکند، هزینه بپردازند.»
بخش پنجم: پاسخ هوشمندانه ایران و محدود کردن گزینهها
تهران با پاسخ متقابل و اعلام «هیچ مذاکرهای در کار نیست»، گزینههای ترامپ را محدود کرد. یک مقام ایرانی به خبرگزاری تسنیم گفت: «اگر آمریکا کوچکترین تعرضی به تأسیسات برق ایران داشته باشد، کلیه زیرساختهای انرژی، فناوری اطلاعات و آبشیرینکنهای آمریکا در منطقه هدف قرار خواهند گرفت.»
در همین حال، نشانههای میدانی نیز حکایت از تغییر معادلات به زیان آمریکا داشت:
· پدافند هوایی ایران: در ۴۸ ساعت پس از اولتیماتوم، ۲۴ پهپاد و ۷ موشک کروز دشمن در آسمان ایران رهگیری شدند.
· حملات تلافیجویانه: ایران تأسیسات نفتی عربستان در منطقه شرقی و پایگاه هوایی العدید قطر را هدف قرار داد.
· تنگه هرمز: ایران کنترل کامل تنگه را در دست دارد و فقط به کشتیهای غیرمتخاصم اجازه عبور میدهد. قطر اعلام کرده صادرات LNG خود را به دلیل ناامنی مسیر متوقف کرده است.
نتیجهگیری؛ تمدید مهلت، شکست یک محاسبه
تمدید ۴۸ ساعت به ۵ روز را باید در زنجیرهای از تناقضهای راهبردی ترامپ تحلیل کرد: از وعده «۴۸ ساعت پیروزی» به «۴ هفته جنگ»، از «کمک به مردم ایران» به «تهدید قطع برق»، و اکنون از «۴۸ ساعت اولتیماتوم» به «۵ روز مهلت». هر حلقه این زنجیره، فاصله میان شعار و واقعیت را آشکار میکند.
مجله اکونومیست در تحلیلی تند نوشت: «ترامپ در باتلاقی گرفتار شده که خود حفر کرده است. او که با ادعای نابودی ۱۰۰ درصد توان نظامی ایران آغاز کرد، اکنون به جایی رسیده که برای خروج از بحران به ۵ روز مهلت نیاز دارد.»
واقعیت این است که ترامپ از هیچ ابزاری برای فشار بر دولتمردان ایران فروگذار نخواهد کرد، حتی اگر این فشار به قیمت جان مردم تمام شود. اما تهدید به قطع برق میلیونها ایرانی، از همان ابتدا یک «خط قرمز» بود که عبور از آن هزینههای سیاسی سنگینی برای واشنگتن به همراه داشت. تمدید ۵ روزه، شاید اولین گام در مسیر عقبنشینی از این خط قرمز باشد.
تمدید مهلت، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، گواهی بر ورود جنگ به مرحله فرسایشی و دشواری خروج از آن برای آمریکاست. ترامپ که با شعار «پایان جنگهای بیپایان» بر سر کار آمد، اکنون درگیر جنگی شده که نه میتواند آن را به سرعت تمام کند و نه میتواند بدون هزینه سیاسی از آن خارج شود.


