خبرگزاری راسک: در کتاب “یک مرد و یک موتورسیکلت” نوشته بیتی دم، به سالهای پیش از ظهور حامد کرزی در صحنه سیاسی افغانستان اشاره شده است، زمانی که تلاشهای او برای نمایندگی طالبان در سازمان ملل در سال ۱۹۹۶ ناکام ماند. این ناکامی، تنش شدیدی در روابط حامد کرزی با پدرش، عبدالاحد کرزی، که «بزرگ» قبیله پشتون پوپلزی بود، ایجاد کرد. خانهٔ این خانواده در کویته، پاکستان، همواره محل تجمع و نشستهای پوپلزیها از قندهار و ارزگان بود و عبدالاحد کرزی در حضور مهمانان، گاه فرزندش را «خر» خطاب میکرد.
حامد کرزی با تعدادی از رهبران طالبان، بهویژه اعضای پوپلزیها، از جمله ملا غوث، وزیر خارجه طالبان، رابطه نزدیکی داشت. ملا غوث حتی نامهای رسمی برای تأیید کرسی کرزی در سازمان ملل تهیه کرد، اما به دلیل مخالفت ملا عمر، رهبر طالبان، این نامه هرگز ارسال نشد.
در جولای ۱۹۹۹، عبدالاحد کرزی در کویته توسط افرادی که گفته میشود وابسته به طالبان بودند ترور شد. او از ناتوانی پسرش در اتخاذ تصمیمات قاطع در روابط سیاسی و قبیلهای بهشدت ناراضی بود. پس از مرگ پدر، حامد کرزی با وجود مخالفتها، به عنوان «بزرگ» پوپلزیها جایگزین شد.
پس از رد شدن از سوی ملا عمر، کرزی تلاش کرد با گروههای ضد طالبان رابطه برقرار کند و به دنبال دخالت آمریکا در روند سیاسی افغانستان بود؛ این اقدامها ناشی از ارتباطات او با سازمان سیا از سالهای قبل بود. تلاشهای کرزی باعث شد دولت پاکستان او را تهدید به خروج از کشور کند، اما گزارشها حاکی از آن است که سفارت آمریکا در اسلامآباد با مداخله خود مانع عملی شدن این تصمیم شد.
با حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، مسیر سیاسی افغانستان و موقعیت کرزی دگرگون شد و او وارد مرحلهای از قدرت و تعاملات بینالمللی شد که پیش از آن قابل تصور نبود.
گفتنی است که نگارنده قصد دارد بهزودی با بیتی دم، نویسنده کتابی درباره ملا عمر، و همچنین یکی از اعضای سازمان سیا که در آغاز حملات آمریکا در کنار کرزی بود، در قالب پادکست گفتوگو کند تا زوایای بیشتری از این مقطع تاریخی روشن شود.


