RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
سیاسیمقاله های تحلیلی

چگونه افراطیت بر افغانستان سایه افکند!

Published ۱۴۰۳/۰۲/۱۱
SHARE
نویسنده: سهیلا امان
بدون تردید، اسم افغانستان حدا‌قل طی چهار‌ دههٔ‌ پسین با «افراطیت» گره خورده‌ است. تفکر که هموارهٔ گسست، فروپاشی‌ و تلاطم تاریخی‌ را به ارمغان آورده‌ است. اما پرسش‌ بنیادی‌ این است که چطور‌ کشوری‌ که در دامان‌اش‌ شخصیت‌های‌ چون مولانا‌، زردشت‌ و رابعه را پرورش‌ داده‌‌است‌، اکنون بستر‌ مناسب‌ رشد‌ افراط‌گرایی‌است؟
چرا نفوذ نظریه‌های‌ سیاسی‌ میانه‌رو کم‌رنگ و نظریات‌ بنیاد‌گرانه‌ پر رنگ و برجسته‌است‌؟
با این‌که افراط‌گرایی محدود و منوط به یک کشور نیست و در جهان امروز اکثریت کشور‌ها درگیر پدیدهٔ افراطیت‌ است. اما پرسش‌ اساسی‌ این‌ است که چرا افغانستان نمونهٔ بارز‌ افراط‌گرایی در جهان شناخته شود؟ چرا افغانستان بستر خوبی برای رشد افراط‌گرایی باشد؟ بستری که منتهی به حذف زنان از تمام ساختار‌ها و بدنه‌های‌ جامعه شد.
کار و آموزش‌ که از ابتدایی‌ترین «حق‌» زنان پنداشته می‌شود نیز از آنان سلب‌ شده‌است. اقدامی که همهٔ جوامع بشری را شوکه‌ ساخت‌.
بی‌گمان‌ مردم افغانستان همیشه متعقد و دین‌دار بوده اند و با درک این‌که اسلام دین اعتدال بوده و از هرگونه افراط‌گرایی دوری جسته‌ اند. اما طی چند دههٔ پسین‌ موضوع دین‌داری رنگ افراطی به خود گرفته است با وجودی‌که هرگز مدارس دینی با وسعت و عظمت مدرسه‌های دینی بخارا و دیوبند و در این اواخر مدارس حقانیه و اکوره ختک در این کشور وجود نداشته است. پس چی عامل باعث رشد افراط‌گرایی در کشور شده است؟
برای پاسخ به این پرسش‌ها می‌شود مرور کوتاه به اوضاع حاکم در چند دهه پسین‌ داشته باشیم: افغانستان شاهد جنگ‌های دوام‌دار بوده‌است. بنابر درگیری‌ها بسیاری از مناطق نا امن شد و به دلایل امنیتی تعدادی از جوانان نتوانستند به مکاتب و دانشگاه‌ها راه پیدا نمایند. تعداد زیادی از شهروندان عمدتاً از دهات به دلایل امنیتی کشور را ترک نمودند . تعدادی در صفوف جهاد قرار گرفتند و عده‌ی‌ از درگیری‌ها برای امرار حیات و تأمین منابع مالی بود‌. اما برخی کسانی که توان مالی مطلوب نداشتند و در وابسته‌گی‌ به احزاب سیاسی گزیر‌ یا ناگزیر‌ در کمپ‌ها‌ی مهاجرین پشاور پاکستان‌ مسکین‌گزین شدند‌. فرزندان آن‌ها بنابر دلایل اقتصادی و سیاسی به مکاتب رسمی کشور  دست‌رسی پیدا نکردند و این امر سبب محرومیت کتلهٔ وسیع جوان و نوجوان کشور از آموزش شد. آموزش‌ رایگان در مدارس دینی‌ پاکستان‌ موج جدید از افراطیت‌ را به نسل‌های‌ بعدی‌ بایگانی‌ نمود. مدارس‌ که در غیبت علوم عصری به آموزش پسران ادامه می‌داد‌ و در آن‌ جای‌ برای بانوان نبود و فقط‌ پسران‌ حق‌ آموزش‌ داشتند‌. بنابراین آنان‌که در این مدارس تربیه می‌شدند‌، فارغ‌ از حقانیت «هستی» جهان‌بینی‌ به وسعت‌ مدارس‌ دینی‌ را داشتند.
دیده شده که تعدادی از رهبران طالبان فارغین همین مدارس بوده و اما صفوف همواره از طبقات محروم که دست‌رسی حتا به نیاز های اولیه شان نداشته اند و در آن مدارس مصروف آموزش و یا به گونه در ارتباط بودند، انتخاب شده است و این خود دلیل یا انگیزه برای تغییر بنیادی در یک جامعه می‌باشند.
به عبارتی دلیل رفتارهای افراطی آن‌ها را هم برآمده از همین محرومیت دانست.
آن‌گونه که در اکثریت جوامع طبقه‌بندی شده به شمول افغانستان ، یکی از مشکلات اجتماعی و فرهنگی در سطوح مختلف آموزش اقشار مختلف شهری و دهاتی است و به زبان ساده‌تر فرهنگ خرافه مسلط در بسیاری از مناطق کشور شکاف‌های اجتماعی را به‌ وجود آورده است.
طالبان بر علاوه این‌که‌ تاثیر از فرهنگ حاکم در مدارس خویش اند‌، تا حدودی هم تحت تاثیر سلطهٔ «عرف» موجود در مناطق خویش هستند که برآیند آن عقب‌‌گرد‌ و تکرار تاریخ می‌باشد.
با عنایت به خاستگاه و محیط پرورش آن‌ها می‌توان گفت که طالبان بیگانه از تمام ارزش‌های مدرن و بروز جوامع بشری و مخصوصاً افغانستان می‌باشد که پذیرفتن زنان به عنوان بخشی از جامعه غیر قابل قبول است و همواره  آن را انکار می‌نمایند و برای  قناعت جامعه بشری بهانه‌های دینی و امنیتی می‌آورند. تمام اصول و قواعد آن‌ها برآمده از همان دید محدود شان نسبت به ارزش‌های حاکم در افغانستان است و تضاد آشکار در برابر آن تحت عنوان‌های مختلف دارند. مخالفت‌شان با علوم مدرن هم برآمده از خاستگاه‌شان است و اما از این منش‌ ضد بشری کی‌ها سود می‌برند‌؟
Shams Feruten ۱۴۰۳/۰۲/۱۱

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
افغانستانرویدادهای خبری

شبکه تلویزیونی سباوون نشرات خود را در استان هلمند از سر گرفت  

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۲/۰۳/۲۴
عفو بین‌الملل: جهان تماشاگر نقض حقوق بشر در افغانستان است
سفیر سابق ایران در کابل: شرکت نکردن طالبان در نشست تهران، نشان‌دهنده‌ی ماهیت نگاه آنان در تعامل بامنطقه است
پاکستان: شهروندان افغانستانی در حملات انتحاری پاکستان، دست دارند
انستیتوت صلح آمریکا: تسلط دوباره‌ی گروه طالبان باعث افزایش تهدیدات «تروریستی» در منطقه شده است
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?