شهادت فرمانده حسیب پنجشیری، موجی از انتقادهایی بی سابقه و گسترده ای را متوجه احمد مسعود و تیم او ساخته است؛ تا جایی که نزدیک ترین هوادارانش او و بستگانش را به خیانت متهم کردند.
احمد مسعود در پاسخ، اعلامیهای رسمی صادر و منتقدانش را هم سو با طالبان خواند؛ عذری بدتر از گناه.
متن اعلامیه را با دقت خواندم و حقیقتاً احساس ناراحتی کردم؛ جبههای که حتی توان تدوین یک اعلامیهی چند سطری را بدون اتکا به هوش مصنوعی ندارد، سزاوار سرزنش است.
نکتهی دوم، به کارگیری ادبیات گمراه کنندهای چون «دشمن نتوانست مقاومت را سرکوب کند و به تبلیغات روی آورده است» بود؛ سخنی نه منطقی و نه قابل قبول برای هیچ انسان خردمندی.
همه میدانند که جز در آغاز اشغال پنجشیر و اندراب، دیگر هیچ گونه مقاومت مؤثر در پنج سال گذشته وجود نداشته و ندارد.
دلیل آن نیز روشن است: رویکرد جبهه، نظامی محور نبود؛ بلکه مزاحم محور بود.
پرسش اصلی این است: شما از کدام مقاومت سخن میگویید؟
مردم پنج سال است چشم درد مقاومت اند؛ اما هیچ نشانی از آن در میدان دیده نمی شود.
چگونه است که یک «سرباز نوجوان تاجیک» در یک شب یک ولسوالی را خلع سلاح میکند و هزاران میل سلاح به دست میآورد؛ اما «مقاومت شما» در پنج سال نتوانست حتی یک دهکدهی میهن را آزاد سازد؟
۲. عملکرد احمد مسعود؛
جامعهی تاجیک دیگر با نیرنگهای عبدالله گونه فریب نمیخورد.
انتظار مردم از مقاومت دوم، مقاومتی مسعود گونه بود، نه نسخهی کماثر و بی عمل عبدالله گونه.
شما باید بپذیرید که در همهی ابعاد به اعتماد میلیونها تاجیک و اقوام هم سرنوشت خیانت کردید. توجیه «عدم حمایت منطقه و جهان» پذیرفتنی نیست. طالبان پس از ۲۰۰۱ هیچ حامی نداشتند؛ اما با تصمیم قاطع و راستین، پس از بیست سال به خواستههای خود رسیدند.
بنابراین، مسئلهی عدم حمایت، توجیهی بیاعتبار است.
۳. از مسعود تا مسعود؛
پنج سال همه به احترام نام مسعود سکوت پیشه کردند؛ تصور عموم این بود که تو فرزند آن استورهی تاریخ پارتیزان قرن ۲۱ هستی؛ اما تجربه نشان داد که از آن ستارهی تابناک تاجیک؛ تنها پسوند نام مسعود را به ارث بردهای.
۴. نگاه مردم؛
حالا مردم ماهیت شما را بهتر شناخته اند؛ شما دیگر «مسعود گم کشته ای» جامعهی تاجیک نیستید. صف تو از جنس عبدالله است و اطرافیانت از جنس معاملهگران دیروز بن.
پنج سال سکوت کافی است؛ از این پس سکوت نخواهیم کرد. یا چون پدر مردانه وارد میدان میشوی، یا کلاه مسعود را کنار بگذار!
۵.مطالبات مردم حوزهی مقاومت روشن است؛
۱. چهره های بدنام دوران جمهوریت را از اطرافت کنار بگذار؛
۲. مامایت طارق محمدی را که عملاً برای شبکه حقانی لابی میکند و بیشترین شکایت مردم از اوست، کنار بزن؛
۳. مسئول نظامی ناکام و متهم به همکاری با دشمن را برکنار کن؛
۴. مسئول سیاسی بی دستاورد و ناتوانت را کنار بزن؛
۵. عتیقالله بریالی با طرحهای بینتیجهاش که اکثریت مطلق نظامیان از کارهای پشت پرده او شاکی اند، کنار بزن؛
۶. احمد ولی مسعود، خسرتان و سیاست زدهی ناکام وفاق ملی، باید کنار برود؛
۷. مسئول اتاق فکر سیاسی تان، آقای حنانی، مرد تاریخ گذشته و تفرقه افکن و محل گرا، باید برکنار شود و …
یک نسل تازه، آگاه، مبارز و اقتدار طلب، جایگزین این چهره های ناکام و فرصت سوز پنج سال گذشته شود؛ حتی اگر همه از پنجشیر باشند، مهم نیست؛ مهم این است که اقتدار طلب و ارزشهای مشترک را پاس بدارند و روایت جبهه از مزاحمت محور، به مقاومت محور تبدیل شود.
دروغ، نیرنگ، فرصت سوزی و سازش، دیگر قابل قبول جامعه ای تاجیک نیست!
سخن پایانی این که:
در شرایطی که حاکمیت مطلق قومی برقرار است و دشمن با تمام هماهنگی نیروی جهانی و منطقهای آمده است تا ریشهی هویت و تاریخ ملت تاجیک را برکند، سخن گفتن از «صلح» جز پذیرش بردگی دائمی و خیانت، دیگر نمی شود به آن نام گذاشت؛ این اصطلاح استخباراتی و بردگی در شرایط کنونی نه توجیه پذیر است و نه قابل قبول.
انتقاد مردم از بدبینی تو نیست، از ناآگاهی و عملکرد نابکار تیم توست. هنوز فرصت اندکی باقی است؛ باید بلافاصله اقدام کنی؛ وگرنه خشم فروخوردهی تاجیکان ریشهی تو و این مقاومت فریب کارانه ات را در دل خاک، خاک خواهند ساخت.
حافظ وظیفهی تو گفتن است و بس!
احمد مسعود و پایان دورهی سکوت تاجیکان


