خبرگزاری راسک: از همان روزی که نیروهای خارجی افغانستان را ترک کردند و طالبان دوباره بر اریکه قدرت نشست، پرسش تروریسم برخاسته از خاک این کشور در صدر دغدغههای امنیتی همسایگان باقی مانده است. کشورهایی که مرز مشترک با افغانستان دارند، بهویژه پاکستان، بارها و بارها از سازمانهای مسلحی سخن گفتهاند که از خاک افغانستان به عنوان پایگاه عملیاتی استفاده میکنند. اگرچه کابل زیر سلطه طالبان این ادعاها را همواره رد کرده، اما تازهترین اظهارات روسیه در شورای امنیت سازمان ملل نشان میدهد که این نگرانیها دیگر تنها صدای یک کشور نیست؛ بلکه به یک نگرانی مشترک بینالمللی تبدیل شده است.
در جلسه توجیهی شورای امنیت سازمان ملل درباره افغانستان، آنا اِوستیگنهایوا، معاون نماینده دائمی روسیه، به تنشهای میان افغانستان و پاکستان پرداخت و آنها را مستقیماً به عملیات تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) پیوند زد. او همچنین از حضور مستمر داعش-خراسان در افغانستان به عنوان یک تهدید امنیتی ریشهدار و سرسخت یاد کرد. اهمیت این اظهارات از آن روست که از دهان یک عضو دائمی شورای امنیت با نفوذ واقعی در امور منطقهای بیرون آمده و نگرانیهای گستردهتری را که سالهاست درباره بهرهگیری مکرر گروههای مسلح از خاک افغانستان مطرح است، بازتاب میدهد.
سالهاست پاکستان تکرار میکند که تروریسم فرامرزی برخاسته از خاک افغانستان، امنیت ملی و ثبات منطقهای را به مخاطره انداخته است. اسلامآباد بارها اعلام کرده که شبهنظامیان تیتیپی فضای عملیاتی کافی در افغانستان در اختیار دارند تا از آنجا حملات خود را علیه پاکستان سازماندهی کنند. این موضوع بارها در نشستهای دوجانبه میان پاکستان و مقامات گروه طالبان مطرح شده و به منبعی پیوسته از تنش دیپلماتیک تبدیل گشته است. استدلال اسلامآباد این است که تا زمانی که پناهگاهها و شبکههای تروریستی فرامرزی برچیده نشوند، صلح پایدار در منطقه دستنیافتنی خواهد بود. اما طالبان، به رغم این فشارها، نه تنها اقدام عملی مستندی انجام نداده، بلکه وجود این پناهگاهها را اصلاً نمیپذیرد.
اکنون اظهارات روسیه در سازمان ملل بار دیگر تأیید کرد که نگرانی پاکستان دیگر یک ادعای منفرد و بیپشتوانه نیست. شمار فزایندهای از کشورها و نهادهای بینالمللی شروع به طرح این پرسش کردهاند که گروههای تروریستی در افغانستان واقعاً چه میکنند. اگرچه بر سر رویکرد سیاسی اجماعی وجود ندارد، اما یک نقطه مشترک به تدریج شکل میگیرد: تروریسمی که ریشه در خاک افغانستان دارد، همچنان ثبات منطقه را تهدید میکند و طالبان نه توانایی مهار آن را دارد و نه ارادهای برای این کار از خود نشان داده است.
به همان اندازه نگرانکننده، تأکید روسیه بر حضور داعش-خراسان است؛ گروهی که مکرراً ثابت کرده توان اجرای حملات پرمخاطب و عملیات بیثباتکننده را دارد. این گروه غیرنظامیان، نیروهای امنیتی، مأموریتهای دیپلماتیک و اقلیتهای قومی و مذهبی را هدف قرار داده و نگرانی را نه فقط در مرزهای افغانستان، بلکه در کشورهای همسایه و جامعه بینالمللی گسترش داده است. تداوم فعالیت داعش-خراسان نشانهای روشن است که چشمانداز امنیتی درون افغانستان همچنان شکننده و پیچیده است؛ شکنندهای که طالبان نه ابزار مقابله با آن را دارد و نه برنامه مشخصی برای این مبارزه ارائه داده است.
حضور همزمان چند سازمان مسلح در یک جغرافیا، پرسشهای بزرگتری را درباره آینده افغانستان پیش میکشد. اکوسیستمهای تروریستی در انزوا عمل نمیکنند؛ آنها از خلأ حکمرانی، بیثباتی اقتصادی، مرزهای سوراخ و ظرفیت محدود دولتی بهره میبرند. این شرایط درهای جذب نیرو، تأمین مالی، جابجایی و هماهنگی عملیاتی را به روی گروههای مسلح میگشاید. اگر این مسائل ریشهکن نشوند، آنچه امروز یک مشکل امنیتی محلی به نظر میرسد، میتواند به تهدیدی منطقهای و فرامنطقهای بدل شود. طالبان که خود محصول همین خلأ حکمرانی است، نه تنها راهحلی برای این بحران نیست، بلکه بخشی از مسئله به شمار میرود.
اظهارات روسیه در سازمان ملل در واقع سدی است در برابر تلاشهای مکرری که میخواهند نگرانیهای بینالمللی درباره فعالیت گروههای مسلح در افغانستان را کماهمیت جلوه دهند. طالبان بارها مدعی شده که اجازه نمیدهد خاک افغانستان علیه دولتهای دیگر به کار گرفته شود؛ اما بازیگران خارجی همچنان با تردید میپرسند که این وعدهها چگونه در میدان عمل اجرا میشوند. همین شکاف میان ادعاهای رسمی طالبان و آنچه در واقعیت امنیتی رخ میدهد، منبع اصلی بدبینی فزایندهای است که هم بازیگران منطقهای و هم جامعه جهانی به آن دچارند.
پیام ضمنی بزرگتر این اجماع در حال شکلگیری آن است که مشکلات امنیتی افغانستان دیگر نمیتوانند صرفاً به عنوان امور داخلی این کشور نادیده گرفته شوند. بیثباتی درون افغانستان به شکلهای ملموس از مرزها عبور میکند؛ از طریق تروریسم، موج آوارگان، قاچاق غیرقانونی و سایر اختلالهای امنیتی که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. به همین دلیل، رویارویی با این خطرات نیازمند رویکردهای مشترک منطقهای و مشارکت بینالمللی واقعی است، نه صرف صدور بیانیه.
صلح پایدار در منطقه در نهایت به این بستگی دارد که همه طرفهای ذینفع بتوانند با آنچه واقعاً روی زمین میگذرد روبرو شوند، نه اینکه پشت روایتهای سیاسی پناه بگیرند. اقدامات مؤثر ضدتروریستی، همکاری گستردهتر منطقهای و گامهای قابل اعتماد علیه سازمانهای مسلح، همچنان از مؤلفههای اصلی کاهش بیثباتی به شمار میروند. و آنچه مسلم است: تا زمانی که طالبان نه مسئولیت این تهدیدات را بپذیرد و نه آمادگی مقابله با آنها را نشان دهد، هیچ بیانیه دیپلماتیکی به تنهایی کافی نخواهد بود.
اظهارات روسیه در شورای امنیت از این رو بیش از یک موضعگیری دیپلماتیک معمول است؛ این اظهارات نشانهای از اجماع رو به رشد در میان بازیگران بینالمللی است که تهدیدات تروریستی مرتبط با افغانستان همچنان زندهاند و به شکلدهی معادلات امنیتی منطقه ادامه میدهند. این به رسمیت شناختن میتواند زمینهساز تلاشهای جمعی جدیتری برای مقابله با یکی از چالشبرانگیزترین بحرانهای امنیتی منطقه شود.
