خبرگزاری راسک: دکتر محییالدین مهدی، تاریخنگار و زبانشناس افغانستانی، در یادداشتی که روز گذشته در صفحه فیسبوک خود منتشر کرد، با صراحت به یکی از ریشهدارترین مغالطههای سیاسی در گفتمان عمومی افغانستان پرداخت: انحصار واژه «قومگرایی» به دست گروه طالبان و حامیانشان، و بهکارگیری آن بهمثابه سلاحی علیه هر صدایی که از حقوق اقوام محروم دفاع میکند.
دکتر مهدی که سابقهای طولانی در پژوهشهای تاریخی و سیاسی، و عضویت در پارلمان پیشین افغانستان را دارد در این یادداشت نوشت که آنانی را که از حقوق حقهی اقوام، در برابر حاکمیتهای مطلقهی قومی طالبان و پیشطالبان سخن میگویند، نمیتوان قومگرا خواند.
گروه طالبان که ساختار رهبری، ترکیب کادری، و ایدئولوژی آن را در تحلیلهای مستقل پژوهشگران بهعنوان جنبشی با پایگاه قبیلهای (پشتون) توصیف کردهاند در سالهای اخیر موفق شده است معادلهای وارونه را در فضای رسانهای و سیاسی جا بیندازد: هر کس از اقوام حاشیهراندهشده دفاع کند، خود به اتهام «قومگرایی» محکوم میشود، حال آنکه سرکوبگران واقعی از این برچسب مصون میمانند.
دکتر مهدی این پارادوکس را با صراحت نشانه میرود و استدلال میکند که دادخواهی برای اقوام محکوم، نه جوهر قومگرایی، بلکه واکنشی ضروری در برابر بیداد حاکمیتهای قومگراست.
شواهد میدانی این تحلیل را تأیید میکند. گروه طالبان از زمان بازگشت به قدرت در آگست ۲۰۲۱، سیاستهایی را در پیش گرفته که پژوهشگران و نهادهای حقوق بشری آنها را بهمنزلهی سرکوب ساختاری اقوام غیرپشتون ارزیابی کردهاند: طرد تاجیکان و هزارهها از مناصب حکومتی، ممنوعیت عملی آموزش به زبانهای مادری، کشتارهای مستند در مناطق هزارهنشین بامیان و دایکندی، و اظهاراتی از مقامات این گروه مبنی بر بینیازی افغانستان به «ادبیات فارسی» همه نشانههایی از یک پروژهی قومی سازمانیافتهاند.
با این حال، همین گروه هر منتقدی را که این واقعیتها را مستند میسازد، «تفرقهافکن» و «قومگرا» مینامد.
دکتر مهدی در یادداشت خود تأکید میکند که قومگرایی ساختاری در افغانستان پدیدهای نوپدید نیست و ریشههای آن به دوران پیش از طالبان بازمیگردد. حاکمیتهای قبیلهای (پشتون) که در طول سدههای گذشته اقوام دیگر را از دایرهی قدرت بیرون راندند، بستر تاریخیای فراهم کردند که طالبان صرفاً افراطیترین تجلی آن است.
در این چارچوب، کسی که از حقوق اقوام تاجیک، هزاره، ازبک و دیگر مردمان محروم سخن میگوید، به زبان عدالت تکلم میکند نه به زبان تعصب. آنچه تعصب واقعی است، نظامی است که یک قوم را بر همه دیگران مسلط میکند و هر اعتراضی را جرم میشمارد.
دکتر مهدی یادداشت خود را با این بیت از شعر کلاسیک فارسی به پایان برد که تمایز میان رنج واقعی و بیخبری را به تصویر میکشد:
رقص بسمل دیگرست و وجد طفلان دیگرست
