نویسنده: اولیا جلالی
برای شناخت بهتر و بیشتر دروازها، اجازه دهید از چند زاویه به این منطقه نگاه کنیم.
۱. ساختار اداری و جغرافیایی؛
درواز شامل پنج شهرستان/ولسوالی، شامل مایمی، نسی، شکی، کوف آب و خواهان است.
همه ی این ولسوالیها در امتداد رود پنج (آمو) و با تاجیکستان مرز مشترک دارند. در شهرستان های مایمی، نسی و خواهان پلهای رسمی موتر گذر بین افغانستان و تاجیکستان فعال است.
۲. ترکیب تباری؛
ساکنان درواز صد در صد تاجیک تبار اند و این هم تباری؛ یکی از مهم ترین عنصر انسجام بخش اجتماعی منطقه است.
۳. ترکیب مذهبی؛
اکثریت مردم سنی اند و در کنار آنان جمعیت بزرگ اسماعیلیان و اقلیت کوچکی از شیعیان دوازدهامامی زندگی میکنند.
با وجود این تنوع؛ هویت مشترک تاجیکی همواره عامل اصلی وحدت بوده و اختلافات مذهبی در این منطقه هیچ گاه وجود نداشته و لا اقل برجسته نبوده است.
۴. جغرافیا و راههای مواصلاتی؛
درواز منطقهای کاملاً کوهستانی است. تنها یک راه حلقوی وجود دارد که از فیضآباد، اشکاشم، شغنان، مایمی و از مسیر دیگر از شهر بزرگ، خواهان میگذرد.
در تابستان، مسیرهای ییلاقی نیز برای عبور پیاده قابل استفاده است.
۵. اقتصاد؛
اقتصاد مردم در درازای تاریخ همیشه بر کشاورزی آبی و للمی استوار بوده است.
اما در دو سال اخیر، با کشف معادن طلا در نسی و شکی، بخش بزرگی از مردم به کار معدن روی آوردهاند و وضعیت اقتصادی بسیاری از خانوادهها بهبود یافته است.
۶. وضعیت اجتماعی؛
به دلیل دور افتادگی و صعبالعبور بودن منطقه، حکومتهای مرکزی افغانستان همواره درواز را به حاشیه رانده اند و هیچ گونه توجه لازم نداشته اند.
تا ده سال پیش حتی راه موتررو در بسیاری از بخشهای این مناطق وجود نداشت.
۷. جمعیت و نفوس؛
آمار رسمی موجود نیست؛ اما بر اساس سرشماری دفتر آخان در سال ۲۰۲۲ جمعیت پنج ولسوالی درواز حدود ۳۱۰ هزار نفر برآورد شده است.
بر پایه تخمینهای محلی؛ این رقم تا ۳۷۰ هزار نفر نیز میرسد.
۸. سطح سواد؛
درواز یکی از باسواد ترین مناطق بدخشان است. تقریباً در هیچ خانوادهای نیست که فرزندان شان حداقل تا صنف ۱۲ یا ۱۴ درس نخوانده باشند.
نسل جوان مردم درواز؛ اعم از دختر و پسر، دارای سطح پویایی، سواد بالا، دغدغه مند، هویت گرا و بینش سیاسی اند.
۹. جریانهای فکری؛
جامعه درواز به سه جریان عمده تقسیم میشود:
۱. مجاهدان؛
پیرو خط فکری شاد روان استاد برهان الدین ربانی و شاد روان احمد شاه مسعود؛
۲. ستم ملی؛
پیروان خط فکری شاد روان طاهر بدخشی و شادروان باعث بدخشی (سازا/سفزا)؛
۳. روحانیان؛
روحانیانی که ریشه در مکتب فکری بخارا دارند.
تا حدود بیست سال پیش، نظام آموزشی درواز ها بر پایه مکتب فکری بخارا بود: قرآن کریم، چهار کتاب فارسی، حافظ و بیدل. این مکتب به ارزشهای هویتی مانند نوروز توجه ویژه داشت.
اما با مهاجرت جوانان به پاکستان و آشنایی با مکتب دیوبندی که با روایت بخارا در تقابل قرار داشت؛ نگاه مردم به روحانیان نسبتآ تغییر کرد.
بخش بزرگی از مردم قدیم هنوز روحانیان تحصیلکرده پاکستان را «بیگانه» میدانند؛ چون روایت دیوبندی به ارزشهای هویتی پارسی توجه ندارد.
۱۰. وضعیت کنونی و نقش جمعه فاتح؛
طالبان که یک گروه خشونت ورز و مسئول نقض گسترده حقوق بشر در افغانستان شناخته می شوند؛ در پنج سال گذشته در درواز از طریق فرمانده محلی خود، جمعه فاتح، فشارهای سنگینی را بر مردم بومی وارد کردند.
بر اساس گزارشهای محلی: او در غصب زمین و جایداد مردم نقش مستقیم داشته است. از معدن کاران زورگیری سیستماتیک می کند. تنها از دو معدن زنگریا (شکی) و اوبغن (نسی) در هشت ماه حدود ۱۷ میلیون دالر استخراج شده که بخش بزرگی از آن از مردم به زور گرفته شده است.
او فعلا با تکیه بر منابع مالی گسترده؛ ۱۸ دهکده نسی را مسلح کرده و پایگاههای قدیمی مجاهدان تاجیک در دره شوریان (کری کپوتک) را نیز فعال ساخته است.
گزارشهای محلی نشان میدهد که او فرماندهان خود را فراخوانده و دستور آمادگی برای جنگ تمام عیار داده است.
رهبر طالبان در کندهار نیز دستور بازداشت او را صادر کرده است و فعلا عملیات انتقال نیروهای طالبان از دو جهت به سمت مرکز دروازها (نسی) تحت رهبری رئیس عمومی استخبارات طالبان مولوی عبدالحق واثق، قاری فصیح الدین و مولوی امان الدین جریان دارد. باید دید این تقابل به کجا میانجامد.
۱۱. فرصت از دست رفته؛
اگر جمعه فاتح میتوانست با سایر نیروهای مخالف طالبان هماهنگ شود، شاید وضعیتی مشابه اقدام تاریخی شادروان ژنرال مومن اندرابی در زمان داکتر نجیبالله تکرار میشد.
اما تفاوت اینجاست که مومن هویتگرا بود و ماهیت جنگ افغانستان را درک میکرد؛ در حالی که فاتح در چارچوب ایدئولوژیک طالبان پرورش یافته و همین امر مانع پیوند او لا اقل تا اینجای کار با جریانهای مقاومت شده است.
۱۲. چشم انداز احتمالی؛
در صورت وقوع جنگ،آشنایی کامل فاتح و نیروهایش با جغرافیای کوهستانی درواز میتواند برای طالبان درد سر ساز باشد و تلفات سنگین وارد کند؛ و این منطقه را به نقطه ای آغاز خیزش های سر تاسری بر علیه امارت کندهار تبدیل کند.
با این حال، هنوز تردید های جدی وجود دارد که فاتح تا پایان مسیر در برابر طالبان بایستد.
هرچند طبق منابع محلی؛ او امروز تمام فرماندهانش را در دهکده ای کوهستانی قوغذ یکی از پایگاه های اصلی او در درواز ها، فرا خوانده و برای همه دستور آمادگی جنگی صادر کرده است و هنوز منتظر آخرین گفت وگو با فصیح الدین است.
دیده شود پایان این مارا تون چگونه رقم خواهد خورد.
درواز کجاست و چگونه جغرافیا، هویت و سیاست در آن گره خورده است؟


