خبرگزاری راسک: آنچه روسیه اخیراً در شورای امنیت سازمان ملل مطرح کرد، نباید صرفاً به مثابه بلاغت دیپلماتیک تلقی شود. یوریشا ریویو در تحلیلی که منتشر کرد، این اظهارات را نشانهای ملموس از آن میداند که یک بازیگر بزرگ منطقهای و جهانی بهطور رسمی اذعان کرده که تهدید تروریسم برخاسته از خاک افغانستان همچنان یکی از کانونهای اصلی بیثباتی در جنوب و آسیای مرکزی است.
این استدلال برای پاکستان تازگی ندارد. اسلامآباد سالهاست که نسبت به فعالیت گروههای تروریستی در افغانستان و آزادی عمل، شبکهها و فضای مانور آنها در این کشور هشدار میدهد؛ چرا که این وضعیت مستقیماً بر امنیت داخلی پاکستان و روابطش با گروه طالبان تأثیر میگذارد. اهمیت موضعگیری روسیه در آن است که این اعلام موضع، گسستی آشکار از تمام تلاشهایی است که میکوشیدند این موضوع را به یک اختلاف دوجانبه یا مشکل مدیریت مرز تقلیل دهند. موضوع، تروریسم است و مسکو اکنون آن را بهصراحت به زبان آورده است.
روسیه خشونت تحریک طالبان پاکستان را نه یک مسئله منحصراً پاکستانی، و نه صرفاً یک اختلاف دیپلماتیک میان پاکستان و طالبان میبیند. یوریشا ریویو در این تحلیل میپرسد: اگر یک گروه تروریستی از فضا، شبکهها و محیط مساعد افغانستان برای تهدید پاکستان بهره ببرد، نهتنها امنیت داخلی پاکستان در خطر خواهد بود، بلکه اعتماد میان دو همسایهای که سرنوشت مشترکی دارند و نقشی محوری در حفظ صلح و ثبات منطقهای ایفا میکنند، دچار فروپاشی خواهد شد.
این دقیقاً همان استدلالی است که پاکستان همیشه بر آن پافشاری کرده است. مسئله بیثباتی افغانستان هرگز با کلمات حل نشده و هر بحران در روابط دوجانبه را نمیتوان به یک ریشه واحد تقلیل داد. موضع پاکستان دقیقتر از اینهاست: بدون محدود کردن توان عملیاتی، جذب نیرو، برنامهریزی، تأمین مالی و سازماندهی گروههایی نظیر تحریک طالبان پاکستان از خاک افغانستان، هیچ صلح پایداری ممکن نخواهد بود. این گروه حملات مرگباری بیشماری علیه نیروهای امنیتی و غیرنظامیان پاکستانی انجام داده و تهدیداتی که ایجاد میکند، برقراری روابط عادی با گروه طالبان را روز به روز دشوارتر میسازد. وقتی روسیه در شورای امنیت سخن میگوید، نگرانیهای پاکستان اعتبار بیشتری مییابد و پوچی روایتهایی که موضوع تحریک طالبان پاکستان را کماهمیت جلوه میدهند یا آن را مسئلهای «داخلی»، «اغراقآمیز» یا «ساختگی» میخوانند، آشکارتر میشود.
یوریشا ریویو تأکید میکند که این موضوع را نباید دستکم گرفت. داعش خراسان نه یک مسئله افغانستانی است و نه یک مسئله پاکستانی؛ تهدیدی است که از مرزها میگذرد و بلندپروازیهای فراملی دارد. حضور این گروه در افغانستان، ناامنی پاکستان، کشورهای آسیای مرکزی، روسیه، ایران، چین و دیگر نقاط جهان را تشدید میکند. مسکو تصریح کرده که داعش خراسان تنها تهدید موجود در شبکه تروریستی افغانستان نیست و بر این نکته پای میفشارد که وضعیت امنیتی این کشور به هیچ وجه آرام نیست. گروههای متعددی با شبکههای بههمتنیده و اقلیم مساعد فعالیت میکنند که افراطگرایان با ایدئولوژیهای گوناگون میتوانند از آن بهره بگیرند.
گروه طالبان کوشیده این تصویر را القا کند که صلح و ثبات را به افغانستان بازگردانده و تهدید تروریستی را از کشور ریشهکن کرده است. یوریشا ریویو مینویسد که دیگر نمیتوان این ادعا را با انکارهای رسمی در بیانیههای مطبوعاتی لاپوشانی کرد، وقتی تحریک طالبان پاکستان همچنان فعال است و داعش خراسان همچنان ظرفیتهایش را تقویت میکند. حکمرانی با حرف سنجیده نمیشود؛ با کنترل سرزمین، انحصار قدرت مسلح و جلوگیری از استفاده بازیگران غیردولتی از خاک ملی علیه کشورهای دیگر سنجیده میشود. از این منظر، پرسشهای بیشماری بیپاسخ ماندهاند. این مسئولیت بر دوش رهبری گروه طالبان است که ثابت کند، نه فقط با سخن، که خاک افغانستان به سکوی پرتاب گروههای تروریستی تبدیل نمیشود.
یوریشا ریویو یادآور میشود که موضع روسیه از آن رو اهمیت ویژهای دارد که مسکو روابط عملگرایانهای با گروه طالبان داشته است. به همین دلیل است که این هشدار واجد وزن جدی است. این انتقاد نه از سوی غرب بیان میشود و نه از سوی کشوری که منافعی در منطقه ندارد. روسیه با مشکلات امنیتی خود دست و پنجه نرم میکند، پیمانهای منطقهای خاص خود را دارد و در تعامل با قدرتهای واقعی افغانستان ذینفع است. اگر چنین کشوری آشکارا عامل تحریک طالبان پاکستان را در تنشهای افغانستان و پاکستان تأیید کند و نسبت به داعش خراسان ابراز نگرانی کند، این نشان میدهد که موضوع آنقدر برجسته شده که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت.
این همچنین نشانهای است از آنکه خواسته پاکستان مبنی بر مبارزه با تروریسم نهتنها در کابل طرفداری نمیشود، بلکه بهتدریج به بخشی از اجماع منطقهای تبدیل میشود.
دستاورد دیپلماتیک برای پاکستان از این تحولات روشن است. این کشور باید تهدید تروریسم را به شیوهای «منضبط، مستند و پیوسته» در سطح بینالمللی مطرح کند. فرستادن پیامهای احساساتی کافی نیست. محکمترین پروندهای که پاکستان میتواند ارائه دهد بر پایه واقعیتها استوار است: الگوی حملات، پیوندهای دوطرف مرز، شناسایی شبهنظامیان، منابع تأمین مالی و گواهیهای جوامع محلی. شناسایی روسیه پشتوانه دیپلماتیک فراهم میکند، اما پاکستان همچنان باید از این فرصتها بهره بگیرد و از طریق تصمیمات سیاستی، فشار را حفظ کند. هدف نباید شکست بلاغی گروه طالبان باشد، بلکه باید نتایج ملموس در مبارزه با تروریسم باشد که به کاهش خشونت و بازیابی اعتماد منطقهای منجر شود.
یوریشا ریویو در جمعبندی این تحلیل مینویسد که سخنان روسیه در شورای امنیت یادآور این واقعیت است که پاکستان تنها کشوری نیست که تهدید اکوسیستمهای تروریستی در افغانستان را جدی گرفته است. تهدید تحریک طالبان پاکستان واقعی است. تهدید داعش خراسان جاری است. اما انکار دیگر برای رهبری گروه طالبان گزینهای نیست. برای آنکه این حاکمیت واقعی مشروعیت، ثبات و روابط مثبت با همسایگان به دست آورد، باید اقدامات مؤثری علیه تمام سازمانهای تروریستی بدون هیچگونه تبعیضی انجام دهد. تا آن روز، نگرانیهای پاکستان در دستور کار باقی خواهند ماند و جهان آنها را نهتنها از اسلامآباد، بلکه از پایتختهای دیگری خواهد شنید که بهای رویش دوباره تروریسم در خاک افغانستان را میدانند.
