خبرگزاری راسک: دکتر محیالدین مهدی، تحلیلگر برجستهای افغانستانی، در اظهاراتی تازه، گفتمانهای هویتی و منطقهای مانند «ترکستانخواهی»، «هزارستانخواهی» و «خراسانخواهی» را بازتابی از نارضایتی عمیق بخشی از جامعه افغانستان از ساختار سیاسی و تاریخی این کشور توصیف کرده و گفته است که این جریانها، با وجود تفاوت در نام و پایگاه اجتماعی، در اصل «فریادهایی برای رهایی از ساختاریاند که آن را زندانی به نام افغانستان میدانند.»
او در بخشی از این دیدگاهها تأکید کرده است که حاکمان و نیروهای مسلط سیاسی در افغانستان، از هرگونه صدای هویتطلبانه یا مطالبهمحور هراس دارند، اما به باور او، «خراسانخواهی» بیش از دیگر جریانها حساسیتبرانگیز شده است؛ زیرا این گفتمان، افزون بر بعد قومی و جغرافیایی، بار تاریخی و سیاسی گستردهتری نیز دارد.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، مباحث مربوط به هویت ملی، تمرکز قدرت، ساختار دولت و حقوق اقوام بار دیگر در فضای سیاسی و رسانهای افغانستان برجسته شده است. بسیاری از منتقدان طالبان، ساختار کنونی را «بیش از حد متمرکز و تکصدایی» میدانند و معتقدند که حذف گروههای قومی غیرپشتون و سیاسی از روند قدرت، زمینه رشد گفتمانهای واگرایانه را فراهم کرده است.
در سالهای اخیر، شماری از فعالان سیاسی و فرهنگی در میان اقوام مختلف افغانستان، بهویژه در شبکههای اجتماعی و رسانههای برونمرزی، از مفاهیمی چون «خراسان»، «ترکستان جنوبی» یا «هزارستان» بهعنوان نمادهای تاریخی و هویتی استفاده کردهاند؛ موضوعی که همواره با واکنش تند طالبان و جریانهای ملیگرای متمرکز روبهرو شده است.
کارشناسان مسائل افغانستان میگویند رشد این گفتمانها، بیش از آنکه نشانه تجزیهطلبی سازمانیافته باشد، بازتاب بحران مشروعیت سیاسی، شکافهای قومی و نارضایتی از انحصار قدرت در کشور است. به باور آنان، ادامه محدودیتهای سیاسی، حذف مشارکت عمومی و نبود ساختار فراگیر میتواند به تقویت بیشتر این جریانهای هویتی منجر شود.
در همین حال، نهادهای بینالمللی از جمله سازمان ملل متحد و گروههای حقوق بشری بارها هشدار دادهاند که نبود مشارکت سیاسی و تداوم سیاستهای تبعیضآمیز در افغانستان، خطر تشدید شکافهای اجتماعی و بیثباتی درازمدت را افزایش میدهد.
