خبرگزاری راسک: بن نورتون، روزنامهنگار و تحلیلگر برجسته اقتصاد سیاسی آمریکایی، با کالبدشکافی مکانیسم انتخابات اخیر در ایالات متحده، ادعاهای سنتی درباره وجود ساختار دموکراتیک در این کشور را به چالش کشید. وی با تکیه بر شواهد موجود در گرانترین رقابت مقدماتی مجلس نمایندگان در تاریخ آمریکا، تصریح کرد که سیستم سیاسی واشینگتن نه بر پایه اراده عمومی، بلکه تحت سیطره کامل یک «الیگارشی سرمایهداری» اداره میشود.
این تحلیلگر اقتصاد سیاسی با اشاره به شکست «توماس ماسی»، نماینده منتقد کنگره، ابعاد پشتپرده این رقابت را فاش کرد. به گفته نورتون، ماسی به دلیل اتخاذ مواضعی بنیادین در تضاد با منافع طبقه حاکم، هدف حذف ساختاری قرار گرفت. محورهای اصلی مخالفتهای ماسی شامل موارد زیر بود:
تلاش جدی برای افشا و علنی کردن پروندههای جنجالی «جفری اپستین».
مخالفت صریح و علنی با هرگونه تقابل نظامی و جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران.
خواستار قطع فوری ارسال تسلیحات آمریکایی به اسرائیل.
انتقاد ساختاری از دونالد ترامپ از درون بدنه حزب جمهوریخواه.
نورتون تاکید کرد که ماسی یکی از معدود صداهای ضدجنگ در کنگره آمریکا به شمار میرفت و همین امر سبب شد تا الیگارشها به هر قیمتی خواستار حذف سیاسی او باشند.
در نقطه مقابل، «اد گالین»، رقیب ماسی که از حمایتهای همهجانبه مالی و سیاسی دونالد ترامپ برخوردار بود، وارد میدان شد. نورتون، گالین را یک عضو سابق نیروی دریایی و چهرهای کاملاً «طرفدار جنگ» توصیف کرد که به شدت از سیاستهای امپریالیستی و تقابل نظامی با ایران حمایت میکند.
بر اساس این گزارش، ماسی پیش از این صراحتاً اعلام کرده بود که الیگارشهای میلیاردر در حال تلاش برای «خریدن» کرسی او در کنگره هستند؛ ادعایی که با برنده شدن گالین و هزینهکردهای دهها میلیون دالری دوستان میلیاردر ترامپ و شبکه الیگارشهای مرتبط با پرونده اپستین، به واقعیت پیوست.
بن نورتون با تعمیم این رویداد به کل ساختار حاکمیتی ایالات متحده نتیجهگیری کرد که این واقعه اثبات میکند الیگارشهای سرمایهدار، کنترل تام و مطلقی بر سیستم سیاسی آمریکا دارند.
وی در تبیین این سازوکار افزود:
«در آمریکا فرقی نمیکند که شما یک سیاستمدار چپگرا باشید یا یک محافظهکار سنتی؛ اگر با جنگهای امپریالیستی ایالات متحده مخالفت کنید، الیگارشی سرمایهداری با گسیل کردن حقنههای مالی کلان به کارزارهای انتخاباتی، راهاندازی پروپاگاندا و پخش اطلاعات نادرست، برنده ماراتنهای بهظاهر انتخاباتی میشود. واقعیت تلخ این است که در ایالات متحده دموکراسی وجود ندارد؛ آنچه جریان دارد، صرفاً فرم عریانی از سرمایهداری است.»
تحلیلگران بینالمللی بر این باورند که ورود بیسابقه “پولهای کثیف” و کلان به ساختار رقابتهای سیاسی آمریکا، عملاً قدرت چانهزنی شهروندان عادی را به حاشیه رانده و فرآیند تصمیمگیریهای کلان واشینگتن در حوزه سیاست خارجی را به منافع کارخانههای تسلیحاتی و کارتلهای بزرگ مالی گره زده است.
