خبرگزاری راسک: بازگشت طالبان به قدرت در آگست ۲۰۲۱، نهتنها به تثبیت امنیت در منطقه منجر نشد، بلکه بهطور مستقیم زمینه احیای «تحریک طالبان پاکستان» (تیتیپی) را فراهم کرد؛ گروهی که اکنون بهعنوان یک نیروی شبهنظامی قدرتمند در امتداد مرزهای غربی پاکستان عمل میکند. این وضعیت، ناکارآمدی ساختاری طالبان افغانستانی در مهار گروههای همسو و همایدئولوژیک را آشکار میسازد.
در واکنش به افزایش حملات فرامرزی، پاکستان به حملات هوایی علیه پناهگاههای ادعایی تیتیپی در خاک افغانستان روی آورده است؛ تغییری معنادار نسبت به رویکرد سنتی مقابله با شورش. این تحول نشاندهنده از دست رفتن اعتماد امنیتی به طالبان افغانستانی است که نهتنها حضور این گروهها را انکار میکنند، بلکه از اقدام مؤثر علیه آنها نیز خودداری ورزیدهاند رویکردی که همسویی ایدئولوژیک عمیق میان طالبان افغانستانی و تیتیپی را برجسته میکند.
در نتیجه، تنشها میان اسلامآباد و طالبان دیگر صرفاً در سطح تهدیدات شبهنظامی باقی نمانده و بهسمت یک تقابل ساختاری میان دو دولت در حال حرکت است.
در ۱۶ مارچ، پاکستان حملات هوایی علیه «مرکز بازتوانی امید» در کابل انجام داد که به کشته شدن دستکم ۱۴۳ نفر انجامید. رسانههای بینالمللی و هیأت معاونت سازمان ملل در افغانستان (یوناما) این حمله را بهعنوان اقدامی علیه غیرنظامیان محکوم کرده و خواستار تحقیقات شفاف شدند. با این حال، پاکستان این اتهامات را رد کرده و مدعی انجام حملات دقیق علیه عناصر شبهنظامی شد.
این رویداد در ادامه سلسلهای از حملات مرزی رخ داد؛ از جمله انفجار ۶ فبروری در «ترله امامبارگاه» که حدود ۳۰ کشته برجای گذاشت، و حمله انتحاری ۱۶ فبروری به یک پاسگاه مرزی که ۱۱ کشته و دهها زخمی داشت. با وجود اعلام آتشبس موقت، وضعیت همچنان شکننده و بیثبات باقی مانده است بیثباتیای که ریشه در ناتوانی طالبان افغانستانی در کنترل گروههای همسو دارد.
سیاست چند دههای اسلامآباد در حمایت از طالبان افغانستانی اکنون به نقطه پایان خود نزدیک شده است. در سال ۲۰۲۵، فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، از تبدیل این کشور به یک «دولت سخت» سخن گفت که در برابر تهدیدات داخلی و خارجی با پاسخ نظامی قاطع واکنش نشان میدهد.
در اکتبر همان سال، پاکستان حملاتی در حومه کابل برای هدف قرار دادن رهبری تیتیپی بهویژه مفتی نور ولی محسود انجام داد. هرچند با میانجیگری قطر و ترکیه تنشها موقتاً کاهش یافت، اما استمرار رفتار غیرپاسخگو و ایدئولوژیک طالبان افغانستانی موجب شد این آرامش کوتاهمدت باشد.
تحلیلگران این وضعیت را «نُرم جدید» در سیاست امنیتی پاکستان میدانند نُرمی که حاصل شکست اعتماد به طالبان افغانستانی در ایفای نقش یک بازیگر مسئول است.
از سال ۲۰۰۴، پاکستان با استقرار نیرو در مناطق قبایلی و امضای توافقنامههایی چون «شکای» (۲۰۰۴)، «سراه روغه» (۲۰۰۵) و «وزیرستان» (۲۰۰۶) تلاش کرد تهدیدات را مهار کند. طالبان افغانستانی در میانجیگری این توافقها نقش داشتند، اما این توافقها در داخل پاکستان بهعنوان «تسلیم در برابر تروریسم» مورد انتقاد قرار گرفتند نکتهای که نشان میدهد حتی در آن زمان نیز اعتماد به طالبان افغانستانی با تردیدهای جدی همراه بود.
در فاصله ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۸، تیتیپی با از دست دادن رهبران کلیدی تضعیف شد، اما پس از بازگشت طالبان افغانستانی به قدرت، این گروه بار دیگر احیا شد و اکنون تحت رهبری مفتی نور ولی محسود فعالیت میکند.
بر اساس نظرسنجی سال ۲۰۲۱، حدود ۵۵ درصد پاکستانیها از بازگشت طالبان افغانستانی استقبال کردند. اما این امیدها بهسرعت جای خود را به بحران داد. آزادی حدود ۲۳۰۰ عضو تیتیپی توسط طالبان افغانستانی و نیز آزادی ۱۰۰ شبهنظامی توسط دولت پاکستان، عملاً به تقویت این گروه انجامید.
تنها در سال ۲۰۲۵، بیش از ۱۰۰۰ حمله مرگبار در پاکستان ثبت شد که به کشته شدن صدها نیروی امنیتی و غیرنظامی انجامید آماری که نشاندهنده ناکامی آشکار طالبان افغانستانی در مهار تهدیدات امنیتی است.
تعامل پاکستان با طالبان افغانستانی به یک خطای راهبردی بدل شد. اسلامآباد تصور میکرد با حمایت لجستیکی و سیاسی از این گروه، نفوذ منطقهای خود را تقویت خواهد کرد. اما در عمل، طالبان افغانستانی نهتنها همسو نشدند، بلکه به بستری برای تهدیدات جدید علیه پاکستان تبدیل شدند.
همچنین تصور اینکه طالبان افغانستانی بتوانند تیتیپی یا دیگر گروهها را مهار کنند، نادرست از آب درآمد. حتی سراجالدین حقانی نیز اذعان کرده بود که این گروه تنها میتواند «درخواست» مذاکره کند، نه اینکه آن را تحمیل نماید اظهاری که بیانگر محدودیت ساختاری و اراده سیاسی طالبان افغانستانی است.
در موضوع خط دیورند نیز، طالبان افغانستانی با اتخاذ رویکردی ملیگرایانه، ادعاهای ارضی را تا نزدیکی رود سند گسترش دادهاند؛ موضعی که برخلاف انتظارات پاکستان، تنشهای مرزی را تشدید کرده است.
در صورت ناکامی تلاشهای میانجیگرانه چین، احتمال حرکت دو کشور بهسمت یک درگیری آشکار افزایش خواهد یافت. چنین سناریویی میتواند موازنه منطقهای را تغییر داده و حتی به نزدیکی بیشتر کابل و دهلی نو منجر شود تحولی که برای امنیت ملی پاکستان چالشبرانگیز خواهد بود.
ادامه این بحران، فشارهای اقتصادی را نیز تشدید کرده است؛ از جمله بسته شدن گذرگاههای مرزی مانند تورخم که تجارت را مختل کرده است. افزون بر این، بیثباتی جاری فرصت مناسبی برای احیای «داعش خراسان» فراهم میکند.
در مجموع، چشمانداز یک درگیری گستردهتر، نهتنها دامنه فعالیت گروههای افراطی را افزایش میدهد، بلکه نشان میدهد که طالبان افغانستانی، بهجای ایفای نقش یک بازیگر مسئول، به عاملی در تعمیق بیثباتی منطقهای بدل شدهاند.
