خبرگزاری راسک: در پی شکست مذاکرات صلح میان ایران و ایالات متحده، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با مجموعهای از گزینههای دشوار و کمجاذبه مواجه شده است؛ گزینههایی که بهنظر نمیرسد بتوانند پیروزی سریع یا قاطعی برای او به ارمغان آورند.
بر اساس تحلیل منتشرشده در سیانان، ترامپ اکنون مسیر تشدید فشار را در پیش گرفته و طرحی برای اعمال محاصره در تنگه هرمز ارائه کرده است؛ اقدامی که در کنار اهداف اعلامی، با خطرات جدی و پیامدهای پیشبینیناپذیر همراه ارزیابی میشود.
دولت آمریکا روایت خود از مذاکرات اخیر در اسلامآباد پاکستان را بهگونهای مطرح کرده که هدف آن، وادار کردن ایران به پذیرش شروطی از جمله توقف کامل برنامه هستهای و بازگشایی تنگه هرمز بوده است. با این حال، ایران از واگذاری این اهرم راهبردی خودداری کرده و ادعای آمریکا مبنی بر شکست تهران در جنگ را نپذیرفته است. این وضعیت به بنبستی منجر شده که یکی از باورهای کلیدی ترامپ کارآمدی قدرت نظامی برای وادار کردن رقبا به تسلیم را به چالش کشیده است.
در چنین شرایطی، ترامپ برای محدود کردن گزینههای ایران تحت فشار قرار دارد. او اعلام کرده که دستور داده نیروهای نظامی آمریکا از ساعت مشخصی محاصره تنگه را اجرایی کنند. هدف از این اقدام، کاهش درآمدهای نفتی ایران و تضعیف ساختار اقتصادی این کشور عنوان شده است. همچنین این طرح در پی آن است که برنامه ایران برای دریافت عوارض عبور نفتکشها از این گذرگاه حیاتی را خنثی کند.
با این حال، تحلیلگران هشدار میدهند که هرچند چنین اقدامی میتواند فشار اقتصادی سنگینی بر ایران وارد کند کشوری که پیشتر نیز تحت تحریمها و جنگ آسیب دیده اما به همان اندازه میتواند پیامدهای منفی گستردهای برای اقتصاد آمریکا و اقتصاد جهانی به همراه داشته باشد.
بازارهای جهانی به سرعت به این تحولات واکنش نشان دادند؛ بهطوری که قیمت نفت برنت با جهشی حدود ۸ درصدی به بیش از ۱۰۴ دالر در هر بشکه رسید. این افزایش قیمت، فشار مضاعفی بر اقتصاد آمریکا وارد میکند؛ جایی که شهروندان پیشتر نیز با افزایش هزینههای زندگی، از جمله سوخت، غذا و مسکن، مواجه بودهاند.
ترامپ در توضیح این طرح، جزئیات روشنی ارائه نکرد و تنها از یک سیاست «همه یا هیچ» سخن گفت؛ رویکردی که به گفته او شامل تمام نفتکشها بدون استثنا برای متحدان خواهد شد. در مقابل، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا اعلام کرد که این محاصره شامل مسیرهای منتهی به بنادر ایران است و آزادی کشتیرانی برای سایر مسیرها حفظ خواهد شد.
در سطح راهبردی، گزینههای پیشروی آمریکا محدود و پرهزینه توصیف شدهاند. از یک سو، تشدید حملات نظامی ممکن است نتواند ایران را به عقبنشینی وادارد و حتی خطر تلافیجویی را افزایش دهد. از سوی دیگر، خروج از بحران بدون دستیابی به اهداف اعلامشده نیز با توجه به کنترل ایران بر تنگه هرمز و حفظ ذخایر اورانیوم غنیشده، دشوار به نظر میرسد.
چهرههایی مانند نیکی هیلی معتقدند که واشنگتن ناگزیر از تلاش برای بازگشایی تنگه است، زیرا در غیر این صورت ایران از این موقعیت برای افزایش نفوذ و منابع مالی خود بهره خواهد برد.
در همین حال، این اقدام میتواند تنشهای جدیدی با قدرتهایی مانند چین ایجاد کند، بهویژه اگر کشتیهای این کشور هدف محدودیت قرار گیرند. همچنین متحدان آمریکا در اروپا و آسیا که به نفت خلیج فارس وابستهاند، ممکن است از این سیاست متضرر شوند.
منتقدان داخلی نیز نسبت به کارآمدی این رویکرد تردید دارند. برخی سناتورها، از جمله مارک وارنر، صراحتاً پرسیدهاند که چگونه محاصره یک تنگه میتواند طرف مقابل را به بازگشایی همان مسیر وادار کند.
در سطح دیپلماتیک، کاخ سفید فهرستی از مطالبات خود از جمله توقف کامل غنیسازی اورانیوم، برچیدن تأسیسات هستهای و پایان حمایت ایران از گروههای منطقهای را مطرح کرده است. اما رد این شروط از سوی تهران این پرسش را ایجاد کرده که پس از هفتهها جنگ، دستاورد واقعی آمریکا چه بوده است.
در مجموع، این گزارش تأکید میکند که جنگی که قرار بود سریع و تعیینکننده باشد، اکنون به درگیری فرسایشی تبدیل شده که هزینههای اقتصادی و سیاسی آن رو به افزایش است. طرح محاصره تنگه هرمز، اگرچه تلاشی تازه برای تغییر معادلات است، اما حتی در صورت موفقیت نیز بهایی سنگین برای آمریکا و نظام بینالملل به همراه خواهد داشت.
