خبرگزاری راسک: در تحولی کمسابقه در روابط حقوقی و سیاسی میان واشینگتن و ریاض، یک دادگاه فدرال در ایالات متحده برای محمد بن سلمان و شماری از متهمان دیگر، در پروندهای مرتبط با ادعاهای مطرحشده درباره تلاش برای ترور سعد الجبری و نیز ارتباطات احتمالی با پرونده قتل جمال خاشقجی، احضاریه صادر کرده است. این پرونده که در سالهای اخیر در محافل قضایی و رسانهای غرب بازتاب گستردهای داشته، به یکی از پیچیدهترین نمونههای پیوند میان حقوق داخلی آمریکا و ملاحظات دیپلماتیک بدل شده است.
بر اساس اسناد منتشرشده در محاکم آمریکایی و گزارش رسانههایی چون رویترز و نیویورک تایمز، سعد الجبری که در تبعید بهسر میبرد مدعی است تیمی مرتبط با ساختار قدرت در عربستان، در سال ۲۰۲۰ برای حذف فیزیکی او تلاش کرده است. در کنار این، نام برخی افراد در ارتباط با شبکهای موسوم به «گروه ببر» مطرح شده که پیشتر در گزارشهای بینالمللی درباره قتل خاشقجی نیز به آن اشاره شده بود.
با این حال، دولت ایالات متحده در سال ۲۰۲۲ با استناد به اصل «مصونیت حاکمیتی»، جایگاه رسمی ولیعهد عربستان را بهعنوان رئیس دولت به رسمیت شناخت؛ تصمیمی که عملاً روند پیگرد قضایی مستقیم علیه او را با موانع حقوقی جدی مواجه کرد. این اقدام از سوی نهادهایی مانند وزارت دادگستری ایالات متحده بهعنوان بخشی از چارچوب حقوق بینالملل و عرف دیپلماتیک توجیه شد، هرچند با انتقاداتی در محافل حقوق بشری همراه بود.
در بخش دیگری از تحولات مورد ادعا، گزارشهایی درباره تنش در همکاریهای دفاعی میان واشینگتن و ریاض مطرح شده است. با این حال، تا زمان نگارش این گزارش، هیچ تأیید رسمی و مستقلی مبنی بر لغو یکجانبه توافقات دفاعی از سوی عربستان یا امضای جایگزین فوری با اروپا منتشر نشده است. روابط امنیتی میان دو کشور، بهویژه در حوزههایی چون فروش تسلیحات، آموزش نظامی و همکاریهای اطلاعاتی، همچنان در چارچوبی پیچیده و چندلایه ادامه دارد و هرگونه تغییر اساسی در آن نیازمند تأییدات رسمی در سطح دولتی است.
در سطح کلان، این پرونده بار دیگر نشان میدهد که چگونه منازعات حقوقی میتوانند به میدان رقابتهای ژئوپولیتیکی کشیده شوند. در نظام بینالملل، مرز میان «قانون» و «قدرت» همواره سیال بوده است؛ جایی که پیگیری قضایی یک پرونده، نهتنها به مستندات حقوقی، بلکه به ملاحظات راهبردی، توازن قوا و منافع متقابل دولتها نیز وابسته میشود.
در چنین بستری، گزارهای که در ادبیات سیاسی بارها تکرار شده اینکه در سیاست، دوستی و دشمنی دائمی وجود ندارد بیش از آنکه یک شعار باشد، بازتابی از واقعیت متغیر روابط قدرت در جهان معاصر است؛ واقعیتی که در آن، همپیمانیها و تنشها، تابعی از محاسبات مستمر و نه تعهدات ثابتاند.
