خبرگزاری راسک: در حالی که افکار عمومی آمریکا هفتهها در انتظار شنیدن توضیحی شفاف از رئیسجمهور و فرمانده کل قوای آمریکا درباره چرایی ورود این کشور به جنگی تازه در خاورمیانه بود، دونالد ترامپ سرانجام در یک سخنرانی سراسری تلاش کرد روایت خود را ارائه دهد؛ اما به نوشته تام نیکولز در نشریه آمریکایی آتلانتیک، این سخنرانی نهتنها ابهامات را برطرف نکرد، بلکه بر نگرانیها افزود.
به گزارش آتلانتیک، ترامپ طی هفتههای گذشته صرفاً به ارائه جملات کوتاه و پراکنده درباره تصمیم خود برای ورود به جنگ بسنده کرده بود و سخنرانی اخیر قرار بود پاسخی جامع و اطمینانبخش برای افکار عمومی باشد. با این حال، نیکولز معتقد است که شاید بهتر بود او اساساً چنین تلاشی نمیکرد، زیرا نتیجه نهایی چیزی جز مجموعهای نامنسجم از شکایتها، خودستاییها و اغراقها و حتی برخی ادعاهای نادرست نبود که از سوی رئیسجمهوری خسته و کمانرژی ارائه شد.
این تحلیلگر مینویسد: سخنرانی ۱۹ دقیقهای ترامپ، که در مقایسه با استانداردهای او کوتاه محسوب میشود، نهتنها اطمینانبخش نبود، بلکه باعث شد آمریکاییها نسبت به چند روز قبل نیز نگرانتر شوند.
به نوشته آتلانتیک، ترامپ سخنان خود را بهجای ارائه یک توضیح روشن درباره چرایی جنگ با کشوری با جمعیت ۹۲ میلیون نفر، با اشارهای نامرتبط به عملیات بازداشت رئیسجمهور ونزوئلا آغاز کرد؛ موضوعی که به نظر میرسید با هدف القای کوتاهمدت بودن جنگ با ایران مطرح شده باشد.
او همچنین مدعی شد ایران متحمل خساراتی شده که «در تاریخ جنگ بیسابقه» است ادعایی که به گفته نیکولز، با واقعیات تاریخی از جمله جنگ جهانی دوم همخوانی ندارد.
ترامپ در ادامه، بدون ارائه اطلاعات تازه، همان ادعاهای پیشین خود را تکرار کرد و ضمن اشاره به اقدامات جمهوری اسلامی ایران طی دهههای گذشته، بار دیگر به تصمیمات دوران ریاستجمهوری اول خود، از جمله ترور قاسم سلیمانی و خروج از توافق هستهای دولت باراک اوباما، پرداخت.
در بخشی بحثبرانگیز، او ادعا کرد که ایالات متحده در چارچوب آن توافق «تمام پول نقد بانکهای ویرجینیا، مریلند و واشنگتن» را به ایران منتقل کرده است اظهاری که از منظر کارشناسی مورد تردید قرار گرفته است.
به تحلیل آتلانتیک، ترامپ تأکید کرد هدف اصلی جنگ جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است، اما هیچ شواهدی مبنی بر نزدیک بودن ایران به این آستانه ارائه نکرد. در عوض، او به نوعی از آغاز یک «جنگ پیشگیرانه» سخن گفت.
در عین حال، رئیسجمهور آمریکا با بیان اینکه زیرساختهای هستهای ایران پیشتر نابود شدهاند، عملاً استدلال خود را تضعیف کرد.
از سوی دیگر، او صراحتاً اعلام کرد که هدف جنگ تغییر نظام سیاسی ایران نیست؛ ادعایی که با اظهارات اولیه او در آغاز جنگ که از «آزادی مردم ایران» سخن گفته بود در تناقض قرار دارد. با این حال، ترامپ همزمان مدعی شد که به دلیل کشته شدن برخی رهبران ایرانی، نوعی «تغییر نظام» عملاً رخ داده است.
ترامپ در سخنرانی خود چهار هدف را مطرح کرد:
پایان دادن به برنامه هستهای ایران
مهار توان عملیات فرامرزی ایران
نابودی نیروی دریایی ایران
از بین بردن زرادخانه موشکی
او مدعی شد این اهداف ظرف «دو تا سه هفته» محقق خواهند شد، بدون آنکه توضیح دهد چگونه چنین عملیاتی انجام خواهد شد، جز تأکید بر وارد کردن ضربات «بسیار شدید».
به نوشته آتلانتیک، در حالی که ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در دست دارد، ترامپ صرفاً پیشنهاد داد که سایر کشورها وارد عمل شوند. او همچنین نگرانیهای اقتصادی را کماهمیت جلوه داد و وعده داد شرایط بهزودی بهبود خواهد یافت.
با این حال، تحلیلگر آتلانتیک تأکید میکند که چنین اظهاراتی در تضاد با واقعیتهای میدانی و فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ قرار دارد.
تام نیکولز در جمعبندی خود مینویسد که ترامپ ظاهراً انتظار داشته نظام سیاسی ایران ظرف چند روز یا چند هفته فروبپاشد، اما اکنون با پیچیدگیهای یک جنگ واقعی مواجه شده است.
به باور او، لحن، نحوه بیان و محتوای سخنرانی رئیسجمهور نهتنها اعتمادآفرین نبود، بلکه نشانههایی از سردرگمی و فقدان راهبرد روشن را آشکار کرد.
در نهایت، این تحلیل با این جمعبندی به پایان میرسد که شاید بهتر بود ترامپ برای مدتی بیشتر از تریبون عمومی فاصله میگرفت، زیرا این سخنرانی بیش از آنکه اعتماد ایجاد کند، وضعیت نامطمئن او را برای افکار عمومی آمریکا و جهان نمایان ساخت.
