خبرگزاری راسک: به گزارش نیویورک تایمز، در آستانه تشدید تنشها و آمادهسازی برای اقدام نظامی علیه ایران، ارزیابیهای اطلاعاتی و طرحهای عملیاتی در ایالات متحده و اسرائیل بر فرضی کلیدی استوار بودهاند که اکنون با تردیدهای جدی مواجه شده است: امکان تحریک ناآرامیهای گسترده داخلی در ایران در پی آغاز جنگ.
بر اساس این گزارش، دیوید بارنی، رئیس سازمان اطلاعاتی موساد، در جریان رایزنیها با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، طرحی را مطرح کرده بود که بر اساس آن، این سازمان میتواند در مدت کوتاهی پس از آغاز درگیری، زمینه تحریک مخالفان داخلی در ایران را فراهم کند. بهگفته منابع مطلع، در این سناریو حتی احتمال داده شده بود که چنین تحرکاتی به بیثباتی گسترده یا تغییرات بنیادین در ساختار سیاسی ایران منجر شود.
با این حال، گزارش نیویورکتایمز نشان میدهد که ارزیابیهای مشترک نهادهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل در ادامه مسیر، به نتایج متفاوتی رسیده است. این ارزیابیها تأکید دارند که ساختار حاکمیتی ایران همچنان از ثبات قابل توجهی برخوردار است و عواملی چون انسجام نهادهای امنیتی و نظامی، احتمال بروز شورشهای فراگیر را کاهش داده است.
همچنین، بر اساس این تحلیلها، فرضیه گسترش ناآرامیها بهواسطه فشار خارجی یا حملات نظامی، با موانع جدی اجتماعی و امنیتی روبهروست و نمیتوان آن را بهعنوان یک سناریوی قابل اتکا در برنامهریزیهای راهبردی در نظر گرفت.
این گزارش تأکید میکند که اتکا به چنین فرضیاتی یعنی پیوند زدن اقدام نظامی خارجی با بروز ناآرامیهای داخلی یکی از نقاط ضعف اصلی در طراحی سناریوهای اولیه بوده است. بهویژه، این تصور که حمله نظامی میتواند بهسرعت زمینهساز یک شورش گسترده شود، اکنون بهعنوان یک «خطای محاسباتی» در تحلیلهای اولیه مطرح شده است.
کارشناسان بینالمللی نیز پیشتر هشدار داده بودند که تحولات داخلی کشورها، بهویژه در شرایط بحران، لزوماً مطابق با انتظارات بازیگران خارجی پیش نمیرود و اغلب با پیچیدگیهای اجتماعی و سیاسی پیشبینیناپذیر همراه است.
بهباور تحلیلگران، این خطای برآوردی میتواند در تشدید و گسترش دامنه درگیریها در خاورمیانه نقش داشته باشد. چرا که تصمیمگیریهای مبتنی بر پیشفرضهای نادرست، نهتنها به تحقق اهداف مورد نظر منجر نمیشود، بلکه ممکن است به افزایش بیثباتی و پیچیدهتر شدن معادلات امنیتی منطقه بینجامد.
گزارش نیویورکتایمز تصویری از شکاف میان برآوردهای اولیه و واقعیتهای میدانی ارائه میدهد؛ شکافی که نشان میدهد در منازعات پیچیده منطقهای، اتکا به سناریوهای سادهسازیشده بهویژه درباره واکنشهای داخلی کشورها میتواند پیامدهای راهبردی گستردهای بهدنبال داشته باشد.
