خبرگزاری راسک: روابط میان پاکستان و طالبان در سالهای اخیر وارد خطرناکترین مرحله خود شده است؛ وضعیتی که اکنون به درگیریهای آشکار نظامی میان ارتش پاکستان و گروه طالبان انجامیده است.
به گزارش مجله تحلیلی نشنال اینترست، در اواخر فبروری ۲۰۲۶ درگیریهای مرزی میان دو طرف به سرعت تشدید شد؛ بهگونهای که وزیر دفاع پاکستان از وضعیت «جنگ آشکار» میان دو کشور سخن گفت. این وضعیت پس از آن شکل گرفت که نیروهای طالبان به پاسگاههای مرزی پاکستان حمله کردند و اسلامآباد در پاسخ، حملات گسترده هوایی و توپخانهای را علیه اهدافی در خاک افغانستان انجام داد.
در مقابل، مقامهای طالبان مدعی شدند که تلاش پاکستان برای حمله به پایگاه هوایی بگرام را دفع کردهاند و تلفات سنگینی به نیروهای پاکستانی وارد ساختهاند. همزمان، پاکستان نیز اعلام کرد دهها موضع طالبان را هدف قرار داده است و عملیات خود را «دفاع مشروع» در برابر شورشیانی دانست که به گفته اسلامآباد از خاک افغانستان علیه پاکستان عملیات انجام میدهند.
در واکنش به این حملات، طالبان نیز با استفاده از پهپادها برخی تأسیسات نظامی پاکستان، از جمله پایگاه هوایی نورخان در راولپندی و مراکز نظامی در کویته و مناطق قبایلی را هدف قرار دادند. این چرخه حمله و ضدحمله، بار دیگر نشان داد که گروه طالبان نهتنها نتوانسته امنیت منطقه را تضمین کند، بلکه سیاستهای ایدئولوژیک و غیرمسئولانه آن به تشدید بیثباتی در مرزهای افغانستان و پاکستان انجامیده است.
گزارش نشنال اینترست تأکید میکند که درگیریهای اخیر صرفاً یک حادثه مرزی نیست، بلکه نتیجه مجموعهای از بحرانهای عمیق و حلنشده میان دو کشور است؛ از جمله:
تروریسم فرامرزی
اختلاف بر سر خط مرزی موسوم به مرز دیورند
بحران مهاجران افغانستانی در پاکستان
و رقابتهای ژئوپولیتیکی منطقهای
برای دههها، اسلامآباد طالبان افغانستان را بهعنوان یک ابزار راهبردی برای ایجاد «عمق استراتژیک» در برابر هند در نظر میگرفت. سازمانهای امنیتی پاکستان در دهه ۱۹۸۰ از مجاهدین ضد شوروی حمایت کردند، در دهه ۱۹۹۰ در شکلگیری دوره نخست طالبان نقش داشتند و پس از مداخله نظامی ایالات متحده در سال ۲۰۰۱ نیز رهبران طالبان در شهر کویته پاکستان پناه گرفتند.
بازگشت طالبان به قدرت در کابل در آگست ۲۰۲۱ در ابتدا بهنظر میرسید راهبرد دیرینه پاکستان را تأیید کرده است. اما در مدت کوتاهی روابط میان دو طرف به سرعت رو به تیرگی گذاشت. بسیاری از تحلیلگران اکنون معتقدند که پاکستان از مهمترین حامی طالبان به یکی از اصلیترین مخالفان امنیتی آن تبدیل شده است.
اسلامآباد طالبان را متهم میکند که به گروههای شورشی ضدپاکستان اجازه فعالیت در خاک افغانستان میدهد؛ در حالی که طالبان، با وجود ادعای حاکمیت و اداره کشور، نتوانستهاند یا نخواستهاند این گروهها را مهار کنند. از سوی دیگر، رهبران طالبان پاکستان را به دخالت در امور داخلی افغانستان و نقض حاکمیت ملی متهم میکنند.
در قلب بحران کنونی، مسئله فعالیت گروه تحریک طالبان پاکستان قرار دارد؛ گروهی که از نظر ایدئولوژیک با طالبان افغانستان همسو است اما ساختار سازمانی جداگانهای دارد.
این گروه سالهاست علیه دولت پاکستان شورش مسلحانه به راه انداخته است. پس از عملیات نظامی ارتش پاکستان در مناطق قبایلی، بسیاری از جنگجویان این گروه به آن سوی خط دیورند و داخل افغانستان عقبنشینی کردند.
از زمان بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، دولت پاکستان بارها طالبان را متهم کرده که به این گروه اجازه داده است از خاک افغانستان بهعنوان پناهگاه و پایگاه عملیاتی برای حمله به اهداف پاکستانی استفاده کند.
به گفته مقامهای امنیتی پاکستان، موج تازهای از حملات تروریستی در ایالت خیبرپختونخوا نتیجه همین پناهگاهها است. در مقابل، طالبان این اتهامات را رد میکنند و میگویند خاک افغانستان علیه هیچ کشوری استفاده نخواهد شد.
با این حال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که طالبان به دلیل پیوندهای ایدئولوژیک و تاریخی با اعضای تحریک طالبان پاکستان نه توانایی واقعی برای مهار این گروه دارند و نه اراده سیاسی لازم برای مقابله جدی با آن.
پاکستان طی سالهای اخیر بهطور فزایندهای از حملات هوایی برای هدف قرار دادن پایگاههای احتمالی تحریک طالبان پاکستان در داخل افغانستان استفاده کرده است.
از سال ۲۰۲۴، ارتش پاکستان چندین بار مناطقی در استانهای خوست و پکتیکا را هدف قرار داده و مدعی شده که مواضع این گروه را نابود کرده است.
هر دور از این حملات با واکنش تند طالبان همراه شده است؛ از جمله آتش توپخانه در مرزها و اخیراً استفاده از پهپادها برای حمله به مواضع نظامی پاکستان.
این چرخه خطرناک از حملات متقابل در نهایت به درگیریهای چندروزه اخیر انجامید؛ جایی که هر دو طرف مدعی وارد کردن «صدها کشته» به طرف مقابل شدند. با این حال، این آمارها بهطور مستقل قابل تأیید نیست.
به تعبیر تحلیلگران، مشکل حلنشده تحریک طالبان پاکستان باعث شده است افغانستان برای پاکستان از یک «عمق استراتژیک» به یک بار امنیتی سنگین تبدیل شود.
دومین ریشه ساختاری بحران میان دو کشور به اختلاف بر سر مرز مشترک برمیگردد.
خط مرزی دیورند که در سال ۱۸۹۳ توسط امپراتوری بریتانیا ترسیم شد، هرگز از سوی هیچ دولت افغانستان بهعنوان مرز رسمی به رسمیت شناخته نشده است.
طول این مرز حدود ۲۶۰۰ کیلومتر است و قبایل پشتون در دو سوی آن زندگی میکنند. برای دههها، عبور و مرور مردم محلی در این مناطق بدون محدودیت جدی انجام میشد.
از سال ۲۰۱۵، پاکستان تلاش کرده است با ساخت حصار مرزی و کنترل شدید گذرگاههایی مانند تورخم و سپین بولدک مرز را بهشدت کنترل کند.
طالبان نیز مانند دولتهای پیشین افغانستان با این اقدام مخالفت کردهاند و آن را نقض حاکمیت افغانستان میدانند. این اختلافها بارها به درگیریهای مرزی منجر شده است.
سومین نقطه تنش بزرگ میان دو کشور به مسئله مهاجران افغان مربوط میشود.
پاکستان دههها میزبان میلیونها مهاجر افغانستانی بوده است، اما در سالهای اخیر سیاست خود را تغییر داده است. در سال ۲۰۲۳ دولت پاکستان برنامهای موسوم به طرح بازگشت مهاجران غیرقانونی را اجرا کرد که بر اساس آن حدود ۱٫۷ میلیون افغانستانی بدون مدرک باید این کشور را ترک کنند.
بر اساس گزارش سازمانهای بینالمللی، تا پایان سال ۲۰۲۵ بازداشت و اخراج مهاجران افغانستانی نسبت به سال قبل یازده برابر افزایش یافته است.
مقامهای طالبان و نهادهای حقوق بشری این اقدام را «مجازات جمعی» علیه مردم افغانستان توصیف کردهاند. در عین حال، حکومت طالبان که خود با بحران شدید اقتصادی و محدودیتهای گسترده سیاسی مواجه است، توانایی محدودی برای جذب این جمعیت عظیم بازگشتی دارد.
بحران میان پاکستان و افغانستان تنها به اختلافات دوجانبه محدود نمیشود؛ بلکه بخشی از رقابت ژئوپولیتیکی گستردهتر در جنوب آسیا است.
مقامهای پاکستانی بارها ادعا کردهاند که طالبان به «ابزار نفوذ» هند تبدیل شده است و دهلی نو از برخی گروههای شورشی در ایالت بلوچستان و مناطق قبایلی پاکستان حمایت میکند.
این ادعاها از سوی هند و طالبان رد شده است.
با این حال، طالبان برای کاهش وابستگی به پاکستان تلاش کردهاند روابط خود را با قدرتهای منطقهای از جمله هند گسترش دهند؛ اقدامی که از دید اسلامآباد تهدیدی جدی تلقی میشود.
با وجود لحن تند و اقدامات نظامی دو طرف، هم پاکستان و هم طالبان دلایل مهمی برای پرهیز از جنگ گسترده دارند.
پاکستان با بحران اقتصادی، بیثباتی سیاسی و چندین شورش داخلی روبهرو است. جنگ طولانی با افغانستان میتواند فشار بیشتری بر ارتش و اقتصاد این کشور وارد کند.
از سوی دیگر، گروه طالبان که هنوز از نظر بینالمللی به رسمیت شناخته نشده و اقتصاد افغانستان را در شرایطی شکننده اداره میکند، توان تحمل یک جنگ گسترده را ندارد.
با این حال، همانگونه که محمد ایوب در تحلیل خود برای مجله نشنال اینترست هشدار میدهد، سطح بیاعتمادی میان طالبان و اسلامآباد بهقدری عمیق شده است که یافتن راه خروج از این بحران بسیار دشوار خواهد بود.
تنشهای کنونی نشان میدهد که هزینه ادامه دشمنی میان پاکستان و طالبان به سرعت در حال افزایش است؛ وضعیتی که نهتنها دو کشور، بلکه کل منطقهای را که سالها گرفتار جنگهای بیپایان بوده است، با خطر بیثباتی بیشتر روبهرو میکند.
