خبرگزاری راسک: یازدهم جدی ۱۳۷۲ هجری خورشیدی، یکی از سیاهترین نقاط عطف در تاریخ معاصر افغانستان بهشمار میرود؛ روزی که با آغاز اقدام نظامی موسوم به «کودتای شورای هماهنگی»، کشور وارد مرحلهای از جنگهای ویرانگر شهری و منطقهای شد که پیامدهای آن دهها هزار کشته، صدها هزار آواره و تخریب گسترده زیرساختهای ملی را در پی داشت.
بهگفته مولانا محمد عبدالله، کمیشنر پیشین کمیسیون مستقل انتخابات دوره جمهوریت که این رویدادها را در یادداشتی تحلیلی مرور کرده است، ریشههای این بحران به ماهها پیش از آن و به دوره پس از سقوط حکومت حزب وطن به رهبری داکتر نجیبالله بازمیگردد.
پس از روی کار آمدن دولت مجاهدین به رهبری صبغتالله مجددی در ۸ ثور ۱۳۷۱، کابل برای مدت کوتاهی شاهد آرامشی نسبی بود؛ آرامشی که بهزودی با تمرکز گسترده نیروهای مسلح تنظیمی در پایتخت فرو ریخت. پیش از آن، نیروهای حزب اسلامی گلبدین حکمتیار در درگیری با نیروهای تحت فرمان احمدشاه مسعود از کابل رانده شده بودند؛ درگیریای که تلفات دوطرفه نیز برجای گذاشت.
در نخستین هفتههای زمامداری مجددی، نیروهای حزب وحدت اسلامی به رهبری عبدالعلی مزاری، در مناطق دهبوری، کوتهسنگی، کارته چهار و اطراف آن با نیروهای اتحاد اسلامی به رهبری عبدالرب رسول سیاف درگیر شدند. این درگیریها به کشته شدن شمار زیادی از نیروهای اتحاد اسلامی و حمله بر کمیسیونهای موظف امنیتی انجامید، هرچند تنشها موقتاً مهار شد.
اما بهگفته نویسنده، در اوایل ماه جوزای ۱۳۷۱، حملات گستردهتری از سوی نیروهای حزب وحدت در غرب کابل، پل آرتل، اطراف سینما پامیر و دیگر نقاط آغاز شد. همزمان، بازداشت شهروندان غیرهزاره، بهویژه پشتونها، در مناطق غرب کابل گزارش شد؛ روندی که به تشدید شکافهای قومی و اجتماعی انجامید.
در همین دوره، طیاره حامل صبغتالله مجددی هدف حمله راکتی قرار گرفت؛ حادثهای که اگرچه به سرنشینان آن آسیب نرساند، اما نماد ورود بحران به مرحلهای تازه بود. با آغاز ریاست برهانالدین ربانی و ادامه نخستوزیری گلبدین حکمتیار، حملات راکتی بر کابل نهتنها متوقف نشد، بلکه شدت بیشتری یافت.
حکمتیار حضور جنرال عبدالرشید دوستم، ملیشههای شمال و برخی مقامهای حکومت پیشین را بهانه حملات خود عنوان میکرد و عبدالعلی مزاری نیز دلایل گوناگونی برای تداوم جنگ مطرح میساخت.
بر اساس این روایت، عبدالعلی مزاری و گلبدین حکمتیار با وساطت ایران و پاکستان به ائتلافهایی دست یافتند که در خزان ۱۳۷۱ به حملات مشترک بر مواضع دولت در غرب کابل انجامید. مناطق دارالامان، دهدانا و بخشهایی تا نزدیکی سفارت روسیه به تصرف نیروهای آنان درآمد و خطوط جنگی دو جریان به هم متصل شد.
همزمان، شماری از تنظیمهای جهادی افغانستان در درگیریهای جمهوریهای تازهاستقلالیافته شوروی سابق، از جمله آذربایجان، دخیل شدند. بهگفته مولانا محمد عبدالله، حزب اسلامی مراکز سازماندهی و اعزام نیرو در ایران، بهویژه مشهد، فعال داشت و هزاران جنگجو در این نبردها شرکت کردند.
در چنین بستری، با حمایت و نفوذ کشورهای منطقه، ائتلافی متشکل از حزب اسلامی، حزب وحدت اسلامی، جنبش اسلامی و نجات ملی تحت عنوان «شورای هماهنگی» شکل گرفت. معاهده این ائتلاف در باکو، پایتخت آذربایجان، به امضا رسید.
این ائتلاف در ۱۱ جدی ۱۳۷۲ اقدام نظامی گستردهای را برای سرنگونی دولت اسلامی به رهبری برهانالدین ربانی آغاز کرد؛ رویدادی که به «کودتای شورای هماهنگی» معروف شد. هرچند نیروهای شورا در کابل موفق به تصرف کامل مراکز دولتی نشدند و در برخی مناطق سرکوب شدند، اما در شمال کشور از فاریاب تا بغلان و حومه قندز پیشروی کردند و جنگهای خونینی را رقم زدند.
شورای هماهنگی حتی اقدام به چاپ پول کرد؛ اسکناسهایی که بعدها به «پول جنبشی» مشهور شد. اما با فرار گلبدین حکمتیار از کابل و کشته شدن عبدالعلی مزاری به دست طالبان در حوت ۱۳۷۳، این ائتلاف عملاً فروپاشید. با این حال، بخشی از نیروهای حزب وحدت تا سقوط شمال به دست طالبان، در قالب ائتلاف با جنبش اسلامی حضور داشتند.
مولانا محمد عبدالله تأکید میکند که این روایت، تنها یادآوری فشردهای از رویدادهایی است که اسناد مکتوب، شهادتها و مصاحبههای فراوانی درباره آن وجود دارد؛ رویدادهایی که پیامدهای آن تا امروز در ساختار سیاسی، اجتماعی و روان جمعی افغانستان قابل مشاهده است.


