خبرگزاری راسک: با نشر استراتژی تازهٔ امنیت ملی ایالات متحده از سوی کاخ سفید، بحثها درباره پیامدهای این سند بر روند جنگ اوکراین، جایگاه اروپا و مناسبات واشنگتن با مسکو شدت گرفته است. دکتر ملک ستیز، استاد دانشگاه و تحلیلگر روابط بینالملل، در یک تحلیل مفصل میگوید که سند جدید «پشت اروپا و اوکراین را خالی کرده» و از یک تغییر راهبردی مهم در سیاست خارجی امریکا حکایت دارد.
او در آغاز تأکید میکند که تحلیل وضعیت جنگ اوکراین به معنای حمایت از مسکو یا پوتین نیست. به گفتهٔ وی، تفسیر برخی تحلیلگران ایرانی مبنی بر «طرفداری از پوتین» ناشی از برداشت نادرست است.
او اضافه میکند که وظیفهاش بهعنوان متخصص علوم سیاسی، بررسی عملکرد دولتها بر اساس دادههای تاریخی، آموزههای نظری و واقعیتهای میدانی است و این به معنای ترجیح دادن هیچ سیاستمداری، از جمله ترامپ یا پوتین، نیست.
بر بنیاد این تحلیل، در سند تازهٔ امنیت ملی امریکا یکی از پنج محور کلیدی به اروپا اختصاص یافته است. در این بخش از اروپا خواسته شده که توان دفاعی مستقل و سازوکار حل منازعات را خود بهدست گیرد و تجهیزات نظامی مورد نیاز را بر اساس فناوریهای معاصر تهیه کند.
نکتهٔ مهمتر اینکه در سند جدید، روسیه «دشمن امریکا» خطاب نشده و زبان نرمتری نسبت به مسکو استفاده شده است؛ موضوعی که آقای ستیز آن را معنادار میخواند.
آقای ستیز با استناد به وضعیت اقتصادی کشورهای اروپایی میگوید که این قاره ظرفیت پرداخت دهها و صدها میلیارد دالر برای ادامهٔ جنگ اوکراین را ندارد؛ هزینههایی که تاکنون عمدتاً امریکا متقبل شده بود.
از سوی دیگر، دولت اوکراین برای پرداخت معاشات، تقاعد و خدمات ابتدایی شهروندان به کمکهای خارجی وابسته است و این خدمات از صندوقهای جهانی تأمین میشود.
او با اشاره به فساد گسترده در ساختار دولت اوکراین میگوید که همین موضوع باعث بلند شدن صدای انتقادی چهرههای نزدیک به ترامپ شده است. به تازهگی پسر ارشد ترامپ در همایش دوحه، دولت اوکراین را «فاسد و چپاولگر» خوانده بود.
این تحلیلگر با بررسی وضعیت روسیه میگوید که مسکو توانسته اقتصاد جنگی را مدیریت کند و به رغم فشارهای بینالمللی، به پیشرویهای فرسایشی خود در خاک اوکراین ادامه دهد.
به باور او، اپوزیسیون سیاسی در روسیه نیز در موضوع گسترش ناتو در کنار کرملین ایستاده است.
روسیه همچنان توانسته است با گسترش روابط اقتصادی و انرژی، جایگزینهایی برای بازار اروپا بیابد؛ عاملی که به باور آقای ستیز، پشتوانهٔ مهم جنگ است.
او میافزاید در حالی که افکار عمومی جهان از ادامهٔ جنگ خسته شدهاند، واقعیتهای میدانی نشان میدهد که «زمان به سود پوتین کار میکند نه علیه او.»
با وجود آنکه پوتین را «ملیگرا و پوپولیست، و سیاستمداری با روشهای دیکتاتورمنشانه» میخواند، اما مدیریت جنگ از سوی او را «قویتر از اروپا» ارزیابی میکند.
به گفتهٔ وی، پوتین توانسته بر استراتژی امنیت ملی امریکا اثر بگذارد؛ در حالی که اروپاییها چنین جایگاهی ایجاد نکردهاند.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است که روسیه روابط خود را با کشورهایی چون برازیل، هند، آفریقای جنوبی، چین و برخی کشورهای خاورمیانه تقویت کرده و موقعیت دیپلماتیک خود را بهبود داده است.
در مقابل، کشورهای اروپایی در موضوع جنگ اوکراین بخشی از پشتیبانیهای جهانی خود را از دست دادهاند.
آقای ستیز میگوید که پوتین دارای کارنامهای مملو از نقض حقوق بشر، سرکوب اپوزسیون و همکاری با رژیمهای اقتدارگراست. اما در عین حال تأکید میکند که ترامپ نیز «چهرهٔ بهتری در سطح جهانی ارائه نکرده» و رفتار او با رهبران جهان، مهاجران، رسانهها و نهادهای بینالمللی «مملو از جنجال و بدزبانی» بوده است.
در پایان، ستیز نتیجه میگیرد که سند جدید امنیت ملی امریکا حامل یک پیام مهم است: «واشنگتن دیگر نمیخواهد هزینهٔ جنگ اوکراین را بپردازد.»
به باور او، این تصمیم استراتژیک به معنای آن است که حمایت امریکا از اوکراین و حتی اروپا در مسیر این جنگ «بهگونهٔ چشمگیر کاهش یافته» و عملاً پشت این دو بازیگر خالی شده است.
ملک ستیز: پوتین دیکتاتورمنش، ترامپ جنجالی؛ رهبری جهان در بنبست قرار دارد


