خبرگزاری راسک: به گزارش “نیویورک تایمز”، وزیر خارجه گروه طالبان در یک سفر رسمی، در مدرسه دئوبند هند چنان مورد استقبال قرار گرفت که گویی یک چهرهٔ مشهور هنری وارد شده باشد. شاگردان و استادان، بینظم و شتابزده گرد خودرو او جمع شدند تا لحظهای او را از نزدیک ببینند. اما نکتهٔ مهم این بود: این صحنه در افغانستان نبود. این حضور در کشوری اتفاق افتاد که دهها سال از طالبان فاصله گرفته بود و آنان را ابزاری در دست پاکستان برای پیشبرد جنگ نیابتی میدانست.
در نخستین سفر رسمیاش به هند، امیرخان متقی از سوی مقامهای دهلی با روی باز استقبال شد. عکس یادگاری گرفتند، از ارتقای دفتر دیپلماتیک هند در کابل سخن گفتند، و وزیر خارجه طالبان در بازدید از مرکز فکری و عقیدتی طالبان مدرسهٔ دئوبند چهرهای خرسند و سرشار از غرور داشت.
اما این سفر بیش از یک بازدید مذهبی یا سیاسی بود: پیامی آشکار از سرکشی طالبان در برابر پاکستان، کشوری که زمانی پشتیبان اصلی شورشگری آنان بود اما اکنون روابطش با حکومت طالبان به خصومت و درگیری رسیده است.
ساعاتی پس از ورود هیأت طالبان به هند، ارتش پاکستان حملات هوایی کمسابقهای را علیه کابل انجام داد. رویدادی که نشانهٔ شدیدترین تنش میان دو طرف در سالهای اخیر بود و در ادامه، سلسلهای از تحرکات نظامی دو کشور را به آستانهٔ درگیری گسترده رساند.
پاکستان، طالبان افغانستان را متهم میکند که به تحریک طالبان پاکستانی (تیتیپی) پناه دادهاند؛ گروهی که بارها نیروهای امنیتی پاکستان را هدف قرار داده است. طالبان افغانستان طبق معمول، این پناهدهی را انکار میکنند، اما بهصراحت اذعان دارند که با طالبان پاکستانی پیوندهای «عقیدتی و قومی» دارند.
این اعتراف، نشان میدهد که طالبان برخلاف ادعاهایشان، هرگز از بستر مشترک افراطگرایی جدا نشدهاند.
مدارس دئوبندی در پاکستان پس از تقسیم هند گسترش یافتند و بعدها با حمایت مالی سیا و عربستان برای مقابله با شوروی، تبدیل به بستری برای رشد جهادیگری شدند؛ بستری که طالبان افغانستان از دل آن برخاستند.
اکنون همان میراث فکری، نهتنها منطقه را آرام نکرده، بلکه شکاف تاریخی میان کابل و اسلامآباد را عمیقتر ساخته است.
کارشناسان سالها هشدار داده بودند که حمایت پاکستان از طالبان در افغانستان، دیر یا زود دامن خودش را خواهد گرفت.
دیوید ب. ادواردز، استاد انسانشناسی، میگوید:
«پاکستان، هیولایی را که خود ساخته بود، تصور میکرد میتواند کنترل کند.»
اما امروز همین «هیولا» به جای خدمت به منافع پاکستان، رو در روی آن ایستاده و تنشها را شعلهور کرده است.
طالبان افغانستان بار دیگر بر سر مرز دیورند خطی که در قرن نوزدهم توسط بریتانیا ترسیم شد موضعگیریهای تحریکآمیز دارند.
رهبران طالبان آشکارا اعلام میکنند که این مرز را به رسمیت نمیشناسند و از «بازپسگیری سرزمینهای تاریخی» سخن میگویند؛ موضعی که نشانهٔ خطرناک دیگری از جاهطلبیهای قومی و تندروانهٔ طالبان است.
محمد نبی عمری، معاون وزارت داخله طالبان، در یک سخنرانی عمومی نخستوزیر پاکستان را «دستنشاندهٔ ترامپ» خواند و کشتهشدن سربازان پاکستانی را با الفاظ تحقیرآمیز توصیف کرد؛ واژههایی که زمانی طالبان برای نیروهای آمریکایی یا دولت جمهوری افغانستان به کار میبردند.
او حتی گفت:
«خدا بهانهای ایجاد کرده تا سرزمینهای آن سوی مرز، دوباره به افغانستان بازگردد.»
این اظهارات، تهاجمیترین موضع طالبان علیه پاکستان در دهههای اخیر است.
استقبال گرم هند از متقی حتی در حالی که او زیر تحریمهای سازمان ملل بود پیام واضحی داشت: دهلینو میخواهد از شکاف میان طالبان و پاکستان برای منافع خود بهره ببرد.
از سوی دیگر، طالبان با غرور در مدرسهای حاضر شدند که زمانی «مادر فکری» آنان بود و به صراحت اعلام کردند که نیازی به پاکستان ندارند.
متقی در جمع شاگردان گفت:
«دئوبند، مادر دانش ماست.»
اما استادان دئوبند حاضر نشدند هیچیک از سیاستهای زنستیزانه و سرکوبگر طالبان از جمله منع آموزش دختران را نقد کنند. این سکوت، نشان داد افراطگرایی دینی فراتر از مرزها همچنان طالبان را تغذیه میکند.
در پاکستان، برخی مدارس مذهبی سفر متقی را «افتخارآمیز» و «ادامهٔ پیروزی جهاد» خواندند. اما شماری دیگر، طالبان را متهم به نمکنشناسی کردند و گفتند پاکستان هزینههای سنگینی برای حمایت از آنان پرداخته است.
پس از سفر متقی، درگیریهای مرزی شدت بیشتری گرفته است.
افزون بر آن، حملات مرگبار در دهلی و اسلامآباد بار دیگر روابط هند و پاکستان را متشنج کرده و برخی تحلیلگران هشدار دادهاند که احتمال بازگشت به مرحلهٔ رویارویی نظامی میان دو قدرت هستهای افزایش یافته است.
رهبران طالبان همچنان با ادبیات تهاجمی در برابر پاکستان سخن میگویند. عمری حتی از جنگهای گذشته طالبان علیه آمریکا به عنوان «افتخار» یاد کرده و تلویحاً پاکستان را تهدید میکند که ممکن است هدف بعدی جنگجویان طالبان باشد:
«شما هواپیما و تانک دارید؛ اما ما جنگجویانی داریم که بیصبرانه در انتظار آغاز جهاد تازهاند.»
«جنگ برای ما مثل عادتی است که ترکشدنی نیست.»
این جملات بهخوبی نشان میدهد که طالبان علیرغم ادعای حکومتداری همچنان گروهی جنگطلب، ایدئولوژیک و تشنهٔ خشونتاند.
