خبرگزاری راسک: در حالیکه طالبان همواره خود را نماینده «امت اسلامی» و مدافع نظام شرعی در افغانستان جا زدهاند، تحولات تازه نشان میدهد که شالوده فکری و عملی این گروه بیش از هر زمان دیگر بر محور پشتونوالی؛ نظام ارزشی و قبیلهای سنتی پشتونها استوار شده است.
در بیانیه تازه وزارت خارجه پاکستان، اسلامآباد با لحنی کمسابقه طالبان را به «دامنزدن به ناسیونالیزم پشتونی» در مرزهای دو کشور متهم کرده است. این وزارت تأکید کرده است که طالبان در تلاشاند تا میان پشتونهای دو سوی مرز دیورند شکاف قومی و تحریکات ملیگرایانه ایجاد کنند.
به گفته وزارت خارجه پاکستان، طالبان در گفتوگوهای اخیر دو کشور بهجای پرداختن به نگرانیهای امنیتی اسلامآباد، از شعارهای پشتونگرایانه برای بدنامکردن پاکستان استفاده کردهاند. در بیانیه آمده است: «عناصر مشخص در رژیم طالبان، تحت حمایت مالی بازیگران خارجی، مأمور به تبلیغ پشتونگرایی در پاکستاناند. این در حالی است که پشتونها در پاکستان بخشی پویا و موثر از جامعهاند و در عرصههای سیاست، اداره و نظامی نقشهای کلیدی داشتهاند.»
اسلامآباد افزوده است که شمار پشتونهای ساکن پاکستان از افغانستان بیشتر است و این قوم بخشی جداییناپذیر از ساختار سیاسی و اجتماعی پاکستان محسوب میشود. به باور مقامهای پاکستانی، طالبان با شعارهای قومی نهتنها وحدت پشتونها را هدف گرفتهاند، بلکه بهصورت غیرمستقیم در پی احیای مرزهای خیالی «پشتونستان» در ذهنیت عمومیاند.
اما آنچه پاکستان «تحریک قومی» میخواند، در واقع بخشی از سیاست عمیقتر طالبان در درون افغانستان است؛ تبدیل حکومت به یک نظام تکقومیتی پشتونی.
منابع سیاسی و نهادهای ناظر در کابل میگویند از زمان بازگشت طالبان به قدرت در اگست ۲۰۲۱، ساختار اداری کشور بهشکلی بیسابقه در حال پشتونیزهشدن است. وزارتخانهها، استانها، فرماندهیهای نظامی و حتی نهادهای فرهنگی و آموزشی اکنون عمدتاً در اختیار اعضا و فرماندهان پشتون طالبان قرار گرفتهاند.
در استانهایی مانند بدخشان، بامیان، تخار و دایکندی که اکثریت باشندگان آن تاجیک، هزاره یا اوزبیکاند طالبان نهتنها استانداران و فرماندهان پشتون گماشتهاند، بلکه بسیاری از کارمندان محلی غیرپشتون را برکنار و بهجایش نیروهای وابسته به شبکههای قومی خود گماشتهاند. به این ترتیب، پشتونوالی بهجای قانون اساسی و «قومیت بهجای شایستگی» معیار تعیین سمتهای دولتی شده است.
تحلیلگران معتقدند طالبان با این سیاست میکوشند نوعی «دولت قبیلهای» بنا کنند که در ظاهر عنوان اسلامی دارد، اما در بنیان خود بر اصول پشتونوالی، مانند وفاداری قبیلهای، انتقام، غیرت و اطاعت از بزرگقوم استوار است.
در همین زمینه، برخی ناظران منطقهای میگویند رویارویی کنونی طالبان و پاکستان نهتنها نزاع امنیتی میان دولت و گروه شورشی نیست، بلکه برخورد دو قرائت متفاوت از پشتونوالی و مرزبندی قومی در دو سوی دیورند است؛ جایی که طالبان خود را وارث «پشتونهای مظلوم» میدانند و پاکستان آنها را تهدیدی برای تمامیت ارضی خود میبیند.
وزارت خارجه پاکستان در بیانیه خود هشدار داده است که اسلامآباد دیگر وعدههای توخالی طالبان را نمیپذیرد و از هیچ اقدامی برای دفاع از قلمرو و مردم خود فروگذار نخواهد کرد. این وزارت افزوده است که افزایش حملات از خاک افغانستان پس از سال ۲۰۲۱ «غیرقابل انکار و مستند» است و مشکل اصلی طالبان نه ناتوانی، بلکه «نبود اراده واقعی برای مبارزه با تروریسم» است.
در همین حال، طالبان با انتشار اعلامیهای در کابل مدعی شدند که هیأت پاکستانی در دور سوم گفتوگوهای استانبول از پذیرش مسوولیت حملات در خاک افغانستان سر باز زده است. این گفتوگوها که با میانجیگری ترکیه و قطر برگزار شد، بدون هیچ توافق مشخصی پایان یافت.
اکنون ناظران باور دارند که در پسِ شکست مذاکرات و افزایش تنشهای مرزی، تضاد عمیقتری نهفته است؛ طالبان دیگر تنها یک گروه مذهبی نیستند؛ بل آنها حامل ایدئولوژی قومی پشتونوالیاند که میکوشد نهتنها ساختار قدرت در افغانستان، بلکه مناسبات منطقهای را نیز بر مبنای هویت قبیلهای بازتعریف کند.
