آزادی، از زیباترین و دلفریبترین واژههایی است که انسانهای آگاه و فرهیخته، همواره در پی تحقق آن در سرزمین خود هستند و میکوشند آن را نهادینه کنند. فیلسوفان و اندیشمندان بسیاری دربارهی مفهوم آزادی سخن گفتهاند، اما شاید تعبیر «جان لاک»، فیلسوف انگلیسی، از همه دقیقتر باشد.
به باور جان لاک، انسان زمانی آزاد است که بتواند بدون وابستگی به فرد یا قدرتی دیگر، بر رفتار، تصمیم و دارایی خود حاکم باشد و در امور زندگیاش با اختیار کامل تصمیم بگیرد. از دید او، آزادی حق طبیعی بشر است و هیچکس حق ندارد به جان، سلامت یا آزادی دیگران آسیب برساند.
آزادی در طول تاریخ همواره گوهری کمیاب و دستنیافتنی بوده است. امروزه نیز، در جغرافیایی که ما زندگی میکنیم، این گوهر به رؤیایی دور و آرزویی بزرگ بدل شده است. در حالی که انسان آزاد آفریده شده، بسیاری از مستبدان میکوشند این آزادی را زیر سایهی زور و نیرنگ ببرند و کرامت انسان را در قید و زنجیر نگه دارند.
امروز شماری از شهروندان افغانستان، از سرزمین آواره شده و در مسیر مهاجرت، جان خود را به خطر انداختهاند. دردناکتر آنکه انگیزهی بسیاری از آنها نه رفاه مادی، بلکه نفس کشیدن در هوای آزادی است؛ زیرا در وطن و دیار خود شان، (افغانستان)، فضای رعب و اختناق چنان سنگین شده که برای اهل اندیشه، حتی نفس کشیدن دشوار گشته است.
انسان، به عنوان موجودی که خداوند به او کرامت بخشیده، باید بتواند زندگی خود را آزادانه، بیهراس و بیتحمیل از سوی دیگران انتخاب کند. آزادی نعمتی نیست که حکومتها به مردم ببخشند؛ حقی است ذاتی و خدادادی که حکومتها وظیفه دارند از آن پاسداری کنند. اگر نظامی در پی بلعیدن آزادی مردم و تحمیل فرمانهای ظالمانه و دیکتاتورانه باشد، مردم وظیفه دارند در برابرش بایستند و اعتراض کنند.
امروز، یکی از بزرگترین نیازهای جامعهی ما آزادی است؛ مردمی که حتی در پوشیدن لباس، در چگونگی زیستن و در بیان اندیشهی خود اختیار ندارند. این وضعیت، رنجآور و ویرانگر است و سبب شده بسیاری از مردم ما به رنجهای روانی و ناامیدی گرفتار شوند.
اما رسالت هر ملت آگاه آن است که در برابر استبداد سر خم نکند. اگر مردم بایستند و «نه» بگویند، میتوانند قامت هر دیکتاتور را خم کنند و او را وادار به تسلیم در برابر ارادهی ملت سازند.
جامعهای نیرومند و متحد، هیچگاه اجازه نمیدهد قانونگریزان و قدرتطلبان، بر سرنوشت مردم مسلط شوند. اما افسوس که امروز از تفرقهی ما، بیشترین سوءاستفاده صورت میگیرد و چنان بر ما ستم میرود که حتی جرأت گفتن درد خویش را نداریم.
آری، وای بر چنین مظلومیتی!
به آرزوی روزی که همه ما بیدار شویم و در برابر این همه خودکامگی بایستیم؛ وگرنه، تا زمانی که خاموش بمانیم، بردگی ما پایانی نخواهد داشت.
امیر داد پارسا
