خبرگزاری راسک: سفارت طالبان در اندونزیا اعلام کرده است که مولوی سعدالله بلوچ، بهعنوان سرپرست این سفارت تعیین شده و او در مراسم هشتادمین سالروز استقلال اندونزیا حضور یافته و این روز را به رئیسجمهور اندونزیا تبریک گفته است.
در همین حال منابع از کابل فاش کرده اند که سعدالله بلوچ سابقهی عضویت در سازمان تروریستی القاعده داشته و روابط نزدیکی با رهبری این سازمان، از جمله ایمن الظواهری، برقرار کرده است. او پیش از این رئیس امور مرزی وزارت خارجه طالبان بود و در ماه جوزای سال ۱۴۰۱ بهعنوان رئیس هیئتی برای شرکت در کمیسیون عالی مرزی میان ایران و افغانستان به تهران سفر کرده بود. برخی منابع مدعی شده اند که او درجریان سفر به ایران، با دو عضو ارشد سازمان تروریستی القاعده که در ایران زندگی دارند دیدار مخفیانه داشته است.
هرچند اندونزیا طالبان را به رسمیت نشناخته است، اما سفارت افغانستان در جاکارتا عملاً به این گروه واگذار شده است.
انتصاب چهرهای مانند سعدالله بلوچ تنها یک رخداد دیپلماتیک نیست، بلکه نشانهای از پیوندهای عمیقتر طالبان با جریانهای فراملیتی تروریستی همچون القاعده است. بسیاری از اعضای طالبان یا مستقیماً سابقهی عضویت در القاعده را دارند یا دستکم در ساختارهای آموزشی و عملیاتی این سازمان پرورش یافتهاند.
از نظر فکری، میان طالبان افغانستان، تحریک طالبان پاکستانی، سازمان تروریستی القاعده و سایر گروههای تندرو یک خطمشی مشترک وجود دارد؛ «جهاد بیمرز»، این مفهوم، بر خلاف مرزبندیهای سیاسی و جغرافیایی، بر این ایده استوار است که «میدان جهاد» باید جهانی باشد و دشمنان را فراتر از یک کشور یا یک دولت تعریف میکند.
گروه طالبان افغانستان، هرچند امروز در پی کسب مشروعیت سیاسی در سطح بینالمللی است، اما در عمق ایدئولوژی خود همچنان با شبکهای پیوند خورده که هدف نهاییاش ایجاد «امت جهانی تحت حکومت شریعت سختگیرانه» است. تحریک طالبان پاکستانی نیز بازتاب همین جریان در خاک پاکستان بهشمار میرود و از نظر فکری هیچ تفاوتی با طالبان افغانستان ندارد.
به بیان دیگر، مرز دیورند یا مرزهای رسمی بین کشورها نتوانستهاند این شبکهها را از هم جدا کنند. جهادگرایان از کنر و پکتیکا تا وزیرستان و حتی از کابل تا جاکارتا، بر اساس یک آرمان مشترک عمل میکنند؛ مبارزهای فرامرزی که از آن بهعنوان جهاد جهانی یاد میشود.
انتصاب سعدالله بلوچ در جاکارتا نه فقط یک تصمیم سیاسی طالبان، بلکه آینهای است از واقعیتی عمیقتر؛ طالبان، القاعده، تیتیپی و دیگر گروههای همسو همچنان در یک بستر ایدئولوژیک واحد تنفس میکنند؛ بستری که «جهاد بیمرز» را به هستهی اصلی هویت خود بدل کرده است.
