خبرگزاری راسک: در گزارشی تحلیلی که روزنامه بیانای انتیلینیوس پیش از اعلام رسمی روسیه مبنی بر به رسمیت شناختن رژیم طالبان منتشر کرده، آمده است که افزایش تهدید گروه تروریستی داعشخراسان (ISIS-K) در افغانستان، مسکو را به سوی تعامل «واقعگرایانه» با طالبان کشانده است؛ گروهی که بهرغم در اختیار گرفتن قدرت، نه ساختار مؤثری برای حکومتداری دارد و نه مشروعیتی نزد مردم افغانستان. بر اساس این تحلیل که از سوی دو پژوهشگر، آیگرم تورگنبایوا و فیاضالدین غیاثی در «مرکز آسیای میانه و قفقاز» منتشر شده است، داعشخراسان که مسئولیت حمله تروریستی مرگبار بر تالار «کروکوس» مسکو در مارچ ۲۰۲۴ را بر عهده گرفت، اکنون به دشمن مشترک روسیه، کشورهای آسیای میانه و طالبان بدل شده است. اما اینکه طالبان واقعاً توان یا ارادهی مقابله با چنین تهدیداتی را داشته باشد، محل تردید جدی است؛ چرا که عملکرد آنها در داخل افغانستان نشان داده که حتی در تأمین امنیت شهروندان خود نیز ناکاماند.
در این گزارش آمده است که ازبکستان با دعوت از هیأت طالبان به تاشکند، نخستین جرقه تعامل رسمی را زد؛ امری که مسکو را نیز به گفتوگوهای دوجانبه و چندجانبه با طالبان کشاند. اما کارشناسان هشدار دادهاند که طالبان همچنان فاقد نهادهای شفاف، پاسخگو و تخصصمحور است و هرگونه تعامل بینالمللی با این گروه، بدون در نظر گرفتن واقعیتهای سیاسی و اجتماعی افغانستان، اشتباهی پرهزینه خواهد بود. یکی از چهرههایی که نقش مهمی در تغییر نگاه کرملین ایفا کرده، حامد کرزی است. او ادعا کرده که داعشخراسان ریشه در افغانستان ندارد و تنها طالبان قادر به مهار آن است. این روایت که در محافل روسیه شنونده پیدا کرده، در واقع تطهیر نادرستی از طالبان است؛ گروهی که خود متهم به حمایت از دهها شبکه تروریستی منطقهای و سرکوب آزادیهای بنیادین در افغانستان است.
روزنامه بیانای انتیلینیوس پیشتر هشدار داده بود که پس از خروج امریکا، خطر سرازیر شدن جهادیها از سوریه و دیگر کشورها به افغانستان افزایش یافته است. حادثهی کروکوس تنها یکی از پیامدهای این بیثباتی است؛ بیثباتیای که طالبان نهتنها قادر به مهار آن نیست، بلکه گاه خود بخشی از آن محسوب میشود. مقامهای روسیه، بهویژه پس از خارجسازی طالبان از فهرست گروههای تروریستی در ماه اپریل، ادعا دارند که این اقدام در راستای تقویت امنیت منطقهای و فراهمسازی زمینه همکاری اقتصادی انجام شده است. اما روشن است که طالبان، که هنوز حتی نتوانسته نظام آموزشی، صحی یا اداری منسجمی ایجاد کند، نه ظرفیت پذیرش سرمایهگذاری خارجی را دارد و نه میتواند شریک قابل اعتمادی در پروژههای زیرساختی باشد. روزنامه بیانای انتیلینیوس مینویسد که افزون بر انگیزههای امنیتی، منافع اقتصادی نیز در تصمیم روسیه نقش بازی میکند. طالبان ابراز تمایل کردهاند که نفت و گندم روسی وارد کنند و شرکتهای روسی را به سرمایهگذاری در معادن و انرژی افغانستان تشویق کردهاند. با این حال، سابقهی طولانی طالبان در فساد اداری، انحصار قومی و حذف سیستماتیک متخصصان، آینده این همکاریها را با علامت پرسش جدی مواجه ساخته است.
نویسندگان گزارش هشدار دادهاند که تغییر سیاست روسیه ممکن است به ایجاد یک دومینو در آسیای میانه منجر شود. ازبکستان و ترکمنستان پیشتر تعاملاتی با طالبان آغاز کردهاند، اما این تعاملات بیشتر حالت «احتیاط تاکتیکی» دارد تا «همکاری راهبردی». کشورهایی که مرز مشترک با افغانستان دارند، به خوبی از ناکامی طالبان در تأمین ثبات داخلی آگاهاند. در پایان این تحلیل که در روزنامه بیانای انتیلینیوس منتشر شده، آمده است که حتی تاجیکستان که پیش از این از مخالفان سرسخت طالبان بود، به تدریج روابط تجاری خود را با کابل گسترش داده است. بازارهای مرزی در بدخشان و فعالسازی بندر «شیرخان» از جمله نشانههای این تغییر رویکرد است. اما بسیاری نگراناند که این تعاملات، بدون تضمینهای حقوق بشری و اصلاح ساختارهای حکومتی، تنها به تداوم حکومت سرکوبگر و ناکارآمد طالبان کمک خواهد کرد.
