نوشته: نیکیتا سماگین
خبرگزاری راسک: پس از چند سال تردید و دودلی، فدراسیون روسیه نخستین کشوری شد که بهگونه رسمی رژیم طالبان را در افغانستان بهعنوان دولت مشروع بهرسمیت شناخت. این تصمیم بیشتر از آنکه انگیزههای اقتصادی یا تجاری داشته باشد، بُعد نمادین دارد؛ اقدامی که در پی ناکامیهای اخیر کرملین در خاورمیانه و تلاش برای بازسازی تصویر روسیه بهعنوان یک قدرت تأثیرگذار جهانی صورت گرفته است. از سال ۲۰۱۷، روسیه آهستهآهسته بهسوی مشروعیتبخشی به طالبان گام برداشت؛ در همان سال، «قالب مسکو» را برای هماهنگی در روند صلح افغانستان ایجاد کرد که در آن هم حکومت پیشین افغانستان و هم نمایندگان طالبان و کشورهای منطقه شرکت داشتند.
در آگوست ۲۰۲۱، زمانیکه طالبان با پیروزی وارد کابل شد، سفارت روسیه از نخستین نهادهایی بود که بهطور رسمی با حکومت جدید ارتباط برقرار کرد. سفیر روسیه نخستین دیپلومات خارجی بود که با طالبان دیدار کرد. هرچند ولادیمیر پوتین همان سال احتمال حذف طالبان از فهرست گروههای تروریستی روسیه را مطرح کرده بود، اما تنها در آپریل ۲۰۲۵، دیوان عالی روسیه طالبان را از فهرست سازمانهای تروریستی حذف کرد؛ اقدامی که در ماه جولای ۲۰۲۵ با بهرسمیتشناسی رسمی دنبال شد.
دلیل تأخیر این بود که اجماع داخلی در روسیه در مورد برخورد با طالبان وجود نداشت. وزارت خارجه خواهان حذف طالبان از فهرست سیاه بود، اما نهادهای امنیتی محتاطتر بودند. افزون بر این، طالبان نیز تلاشی برای جلب رضایت جهانی انجام ندادند؛ آنها حاضر نشدند حکومت خود را همهشمول سازند یا به توصیههای روسیه و چین گوش دهند. با اینحال، منطق «واقعیت عینی» در کرملین پیروز شد: طالبان حاکم واقعی افغانستان است و باید با آن تعامل شود. یکی دیگر از انگیزههای روسیه، تحولاتی بود که در سوریه رخ داد. اسلامگرایان در آنجا توانستند قدرت را بهدست بگیرند و بهسرعت از سوی غرب مشروعیت یافتند. در همین راستا، چند روز پس از بهرسمیتشناسی طالبان از سوی روسیه، ایالات متحده نیز گروه «هیات تحریر الشام» را از فهرست گروههای تروریستی حذف کرد.
اگرچه همکاریهای تجاری میان افغانستان و روسیه پس از بازگشت طالبان افزایش یافت (مثلاً نوشابهٔ افغانستان ساخت «کوکاکولا» در بازارهای روسیه ظاهر شد)، اما افغانستان دومین کشور فقیر جهان است و ارزش تجارت دوجانبه تا پایان ۲۰۲۴ تنها ۳۲۳ میلیون دالر بود. اکنون، بحثهایی در مورد پروژههای سرمایهگذاری مشترک جریان دارد: از ساخت لوله گاز از ترکمنستان برای اتصال به بازارهای پاکستان و هند، تا ساخت راهها و تونلهایی برای اتصال افغانستان به دهلیزهای منطقهای و مشارکت در ساخت راهآهن ترانس-افغانستان. اما مشکل اینجاست که افغانستان توان مالی ندارد و روسیه باید تمام هزینهها را بهتنهایی بپردازد؛ آنهم در شرایطی که سوددهی این پروژهها مشخص نیست و تجربه سرمایهگذاری در سوریه نیز چندان موفق نبوده است.
از سوی دیگر، نباید پیچیدگیهای امنیتی منطقه را نادیده گرفت. افغانستان امروز از سالهای پایانی حضور امریکا باثباتتر است، اما هنوز فاصله زیادی تا ثبات واقعی دارد. وضعیت افغانستان بهشدت وابسته به تحولات در کشورهای همسایه مانند ایران است؛ کشوری که اخیراً هدف حملات اسرائیل قرار گرفته است. روشن است که کرملین توهمی در مورد توان اقتصادی طالبان یا ثبات درازمدت آن ندارد. بهرسمیتشناسی طالبان پیش از هر چیز یک حرکت نمادین است؛ پیامی به جهان مبنی بر اینکه روسیه هنوز قدرت دارد و قادر است قواعد بازی را تعیین کند.
پرچم طالبان که اکنون در مسکو به اهتزاز درآمده، نماد جاهطلبی روسیه برای بازتعریف نقش خود در خاورمیانه و آسیای مرکزی است. اما برای بسیاری از کشورها در منطقه، این پیام ممکن است معنا و برداشتی متفاوت داشته باشد؛ بهویژه در شرایطی که ایالات متحده نیز در سوریه گام مشابهی برداشته است. در مجموع، این تصمیم روسیه شاید پیام روشنی برای گروههای اسلامگرای جهان داشته باشد: اگر بتوانید قدرت را بهدست آورید، بهزودی بهرسمیت شناخته خواهید شد.
