۱. کشور پاکستان بر پایهی چهار ستون استوار ایستاده است: نخست، هویّت دینی آن که بر اسلام سیاسی و ایدهی «امّت» استوار است؛ دوم، دشمنانگاری تاریخی هند که به صورت تهدیدی دایمی در گفتمان سیاسی و امنیّتی آن کشور بازتاب یافته است؛ سوم، هویّت نوپای پاکستانی که از رهگذر گسست از تاریخ شبهقاره و ساختن ملّتی نوین در تلاش برای انسجام درونی است؛ و چهارم، دستگاههای امنیّتی و نظامی نیرومند که نهتنها پاسداران مرزها بلکه بازیگران اصلی صحنهی سیاست و هویّتسازیاند.
۲. جنگ با هند – ولو به گونهای محدود یا مدیریّتشده – موجب تقویّت هر چهار ستون مزبور خواهد شد:
▪️ هویّت اسلامی در برابر «دیگری» غیراسلامی بازتعریف میشود و گسستگی فرقهای و مذهبی را به حاشیه میراند.
▪️ تهدید هند از گمان به یقین بدل میگردد و مشروعیّت تدابیر امنیّتی افزایش مییابد.
▪️ هویّت پاکستانی، که هنوز در کشاکش قومیّت و زبان گرفتار است، در گرمای جنگ آبدیده شده، یگانگی ملّی را تجربه میکند.
▪️ ارتش و نهادهای امنیّتی (بهویژه ISI)، بهعنوان ستون فقرات کشور، بیش از پیش قدرت یافته، جایگاه بیچونوچرای خویش را در سیاست و اجتماع بازمییابند.
۳. از همین رو، پاکستان – از دیدگاه نهادهای امنیّتمحور آن – میتواند از درگیری با هند، ولو در قالب تنشهای مرزی یا جنگ نیابتی و حتی جنگ مستقیم دوامدار، سود راهبردی بَرد. چنین تقابلی، گرچه در ظاهر هزینهزا، در باطن همچون آتشِ آهنگداخته، پیکرهی لرزان انسجام ملّی آن کشور را استوارتر میسازد.
نگاره: موشک *شاهین-۳* (Shaheen-III) پیشرفتهترین موشک بالستیک میانبرد پاکستان.
